ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد» ثبت شده است

کمی دیر شده برای انتشار این مطلب ولی لازم است

آن مسئله‌ى اصلى این است که یک جماعتى در مقابل جریان قانونى کشور، به شکل غیر قانونى و به شکل غیر نجیبانه ایستادگى کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید...خب، در انتخابات سال 88، آن کسانى که فکر میکردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه‌ى با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند... چرا این را جواب نمیدهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شکلى که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمیکنند... در جلسات خصوصى میگویند ما اعتراف میکنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید... چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ اگر خداى متعال به این ملت کمک نمیکرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، میدانید چه اتفاقى مى‌افتاد.[دیدار رهبری با دانشجویان، ماه مبارک رمضان 1434]

این سخنان رهبری با نقدهایی مواجه شد.

سایت جماران مقاله ای را با عنوان عذرخواهی غیر اخلاقی ب نقل از روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرد که با پشتیبانی روایات دینی و سیره تاریخی اهل بیت علیهم السلام در نقد این مطلب نگاشته شده بود.

در مورد اصل نقد بر رهبری و حدود و روش آن باید در جای دیگری سخن گفته شود.
به طور خلاصه مدعای مقاله مذکور این است:
1. رهبری از دو متهم اصلی فتنه 88 «طلب عذرخواهی» کردند. عذر خواهی برای گناه انجام نشده، کار نادرستی است؛ عذرخواهی برای انجام تکلیف و وظیفه نادرست تر است؛ عذر خواهی برای زیر فشار سیاسی بودن باز هم بدتر است؛ عذرخواهی در برابر کسی که خود را حق مطلق می داند بدتر است.
2. در صورت وجود شرایط، عذرخواهی عمل اخلاقی است، اما طلب عذرخواهی کردن غیر اخلاقی است. مانند سلام کردن که اخلاقی است و طلب سلام کردن غیر اخلاقی است. امیرالمومنین (ع) هم از کسانی که علیه آن حضرت جنگیدند، طلب عذرخواهی نکرد.
3. در جرایم عمومی عذرخواهی وقتی منطقی است که امکان دفاع از خود در محکمه عدل وجود داشته باشد.
4. حتی با وجود محکومیت، باز هم محکوم ملزم به عذرخواهی نیست هر چند باید مجازات را تحمل کند...
به طور تلویحی و بلکه روشن، نگارنده عملکرد رهبری را در این مورد با معاویه همسان دانسته که سعی دارد برای مقاصد سیاسی، انقلابیون قبلی را به عذرخواهی از عملکرد خود وادار کند. کسی دارای تکبر بوده و بدون درک و شعور اخلاقی است و خود را حق مطلق می داند و برای دیگری حقی قائل نیست. نگارنده کاری به این اتهامات ندارد که منتقد برای فرار از تبعات آن، بدون نام آوردن، با ذکر تمثیل های تاریخی وارد شده است.
و اما نقد این نقد...

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 19 Azar 92 ، 16:58
امین داوری

سخنرانی حضرت آیت‌الله العظمی بهجت پس از اعتراضات طلاب به برگزاری کنفرانس برلین

دانلود کلیپ صوتی

در آخرین روزهای فروردین ماه 1379 که مصادف با دهه نخست ماه محرم بود، «بنیاد هاینریش بل» که زیر نظر حزب اسلام ستیز «سبزهای آلمان» اداره می شد، کنفرانسی را با عنوان «ایران پس از انتخابات» جهت بررسی فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات مجلس ششم که کمتر از 2 ماه از برگزاری آن می گذشت برگزار نمود که در آن تعدادی از چهرهای شاخص و بعضا تازه مطرح شده اصلاح طلبان نیز دعوت شده بودند.

پی نوشت: صحبت های خبرنگار ایرانی حاضر در کنفرانس برلین

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 04 Aban 92 ، 16:46
امین داوری

« وقتی در صحنه‌ی حق وباطل نیستی هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده و چه به شراب نشسته، هر دو یکی است! » این یکی از فریادهای دکتر علی شریعتی ست.

 قبل از انقلاب عده‌ای او را بهایی، اسماعیلی و سنی ‌نامیدند، در حالیکه در بخشهای زیادی از آثار او دغدغه مذهب تشیع را می‌شد دید. عده‌ای حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و او را بخاطر مسائلی جزئی مانند تراشیدن ریش، کلاه بر سر گذاشتن، کراوات به گردن بستن، سخنرانی از طریق بلندگو و حتی راه رفتن از خیابانی که نامش «پهلوی» بود مورد سرزنش قرار ‌دادند!

تاریخ انتقادات برخی از علما ب دکتر شریعتی همیشه خواندنیست از جمله علامه مصباح. شهید بهشتی از نزدیک‌ترین دوستان علامه مصباح بود. آخرین همکاری علامه مصباح با شهید بهشتی به اداره‌ی مدرسه‌ی حقانی بر می گردد.


نفوذ اندیشه‌های شریعتی در این مدرسه با واکنش علامه مصباح مواجه شد و همین امر دو جبهه را در میان طلاب مدرسه‌ی حقانی شکل داد: گروهی مخالف سرسخت شریعتی و گروهی دیگر دوستدار و حامی جدی او شدند. مشاجرات این دو گروه حتی گاهی موجب بروز بداخلاقی‌هایی میان آنها می‌شد تا حدی که شهید بهشتی در سخنانی در جمع طلاب این مدرسه از مشاجرات میان هر دو گروه از طلاب به شدت انتقاد کرد.

شهید بهشتی در عین حال روش علامه مصباح را در نقد شریعتی نمی پسندید و بر برخی از مواضع ایشان خرده می گرفت، ولی علامه مصباح که مخالفت با اندیشه‌های شریعتی را تکلیف شرعی خود می‌دانست و از وضعیت موجود مدرسه ناراحت بود، تصمیم گرفت تا از ادامه‌ی همکاری با آن مدرسه استعفا دهد.
استعفای علامه مصباح نه تنها جو متشنج مدرسه را آرام نکرد، بلکه بر شدت اختلافات افزود. هیئت مدیره نیز تصمیم گرفت برای کنترل جو مدرسه شش نفر از موافقان و شش نفر از مخالفان سرسخت شریعتی را از مدرسه اخراج کند.

با اجرای این تصمیم هیجده نفر دیگر از مخالفان دکتر خواستار بازگشت دوستان خود به مدرسه شدند و اعلام کردند که در صورت عدم برگشت دوستانشان به مدرسه به جمع شش نفره‌ی آنها خواهند پیوست، اما هیئت مدیره همچنان بر اخراج آنها اصرار ورزید و بدین ترتیب 18 نفر دیگر از مدرسه بیرون رفتند و حلقه‌ی اولیه‌ی شاگردان مصباح شکل گرفت.
شهید مطهری نیز سرانجام روشی شبیه به علامه مصباح را برگزید و حتی به انتقاد صریح از روش برخی از روحانیان شناخته شده همچون شهید بهشتی پرداخت.
و بالاخره امام خمینی که در آن مقطع طرح هر مسئله‌ای جز مبارزه با شاه و تشکیل حکومت اسلامی را انحراف از مسیر انقلاب می‌دانست، با ارسال پیامی به ایران خواستار پایان دادن به مباحث اختلاف‌ برانگیزی چون کتاب شهید جاوید و مسئله‌ی علی شریعتی شد و بدین گونه آتش اختلافات برای مدتی فرو نشست. 

مطالب مرتبط: نظر رهبر انقلاب‌ درباره‌ مرحوم‌ شریعتی

رفتار متفاوت بهشتی و مصباح با شریعتی

کتاب گفتمان مصباح چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی

۴۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 29 Khordad 92 ، 15:15
امین داوری
پست ماضی ب دلیل صحبت ها و ب احترام انتقادات برخی از دوستان برداشته و ب جای آن این مطلب نوشته شد.
این روزها برخی از دوستان پرسیده اند که، چرا شما تنها جریان پایداری را نقد می کنید، مگر اشخاصی همچون قالیباف و یا دیگر اصولگرایان قابل نقد نیستند!
[چرا حتی به اندازه ی انگشتان یکدست نخبه ی دانشگاهی و دینی و گفتمانی حاضر نشدند در انتخابات از قالیباف حمایت کنند؟ چرا صفارهرندی هیچ نگفت؟ چرا پناهیان بلافاصله به تکذیب گرایشش به او پرداخت و پشت جلیلی ایستاد؟ و...] اجازه دهید جواب را اینگونه دهم، این جملاتی که خواندید بخشی از مطالب وحید یامین پور عزیز و با عنوان «جرم ما این بود که عریان بودن پادشاه را نشان دادیم» و در قبال نقدهای فراوان این روزها ب جریان پایداری نوشته شده است.
دو نکته جالب توجه در این جملات ب چشم می خورد، اول اینکه ایشان این جملات را یعنی در دفاع از جلیلی و در رد قالیباف نوشته است، در صورتی که حمایت این افراد از دکتر جلیلی ب خودی خود و ب تنهایی نمی تواند دلیلی بر صحت یک کاندیدا در مقابل کاندیدای دیگر باشد، همانطوری که رهبری عزیز هم فرموده اند [شاخص تشخیص حق ، چهره ها نیستند، برخی اوقات ، چهره های موجه نیز، مسیر را به اشتباه میروند، بنابراین باید با بصیرت حق و باطل را تشخیص داد، نه با  چهره ها و اشخاص...]
و دوم اینکه یامین پور با این حرف خواسته بگوید که اطراف کاندیدای مورد حمایت ما پر است از افراد شاخص و الحق که درست هم گفته، در اطراف جلیلی نسبت ب قالیباف چهره های شناخته شده تر و شاخص تری وجود دارد که در این چند سال اخیر و خصوصا در دوران اصلاحات ب عنوان نماد بصیرت شناخته شده اند.
و درست ب همین جهت است که من معتقدم کسانی که در طول انقلاب ب عنوان لیدرهای جریانات حزب اللهی شناخته شده و نقش سازنده تری نسبت ب دیگران دارند و می توانند تاثیر گزاری بیشتری داشته باشند، متقابلا باید بیشتر مورد نقد و واکاوی قرار گیرند، زیرا همانگونه که می دانیم اگر اشخاص شاخص مرتکب خطایی شوند، هر چند غیر عمد هم باشد، هزینه اش برای نظام و انقلاب ب مراتب بیشتر است. پس در نتیجه باید بیشتر مورد نقد قرار گیرند و نباید از نقد ترسید، البته نقد هم باید درست و اصولی باشد و بدور از تخریب.
این روزها نیز برخی تا نقدی ب این جریان می شود و بطور مثال کسی می گوید که بنظر من در فلان جا مصلحت قربانی شد زود برخی از دوستان پای مقدسات را وسط می کشند و دایره ولایتمداری را انقدر تنگ می کنند که دیگر جایی برای نقد کننده باقی نمی ماند.
من نمی دانم این دوستان با نقد ب رهبری چگونه می خواهند برخورد کنند و یا اصولا نقد ب رهبری را بر خلاف ایشان درست می دانند؟
کمی بی ربط:
بازخوانی بیانات تاریخی ولی امر مسلمین در واکنش به تهمت تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم در یک کلیپ صوتی با عنوان: جمهوری اسلامی اهل خیانت در رای مردم نیست

۵۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 25 Khordad 92 ، 12:54
امین داوری

حرف های اخیر نویسنده محبوب آقای سید مهدی شجاعی و بازتاب آن در رسانه های ضد انقلاب واکنش‌ها و نقدهای بسیاری را در پی داشته و متاسفانه مثل همیشه، عده‌ای چماق را برداشته‌اند؛ بدون توجه به این‌‌که چماق را بر سر چه کسی، چرا و با چه نتیجه‌ای فرود می‌آورند.

اتفاقات این چند روز نشان می‌دهد که ما در نقد آدم ها حقیقتا دچار مشکل هستیم و مسائل دیگری را در نقد آنها دخالت می‌دهیم، مخصوصا در نقد دوستان و نیروهای منتسب به جبهه انقلاب اسلامی. عادت کرده‌ایم که برای برخورد با هر کسی که با سلیقه و عقیده ما موافق نیست، ساده‌ترین راه ممکن را انتخاب کنیم. یعنی کوبیدن، نفی کردن و بیرون کردن از دایره نظام!

گفتن این حرف‌ها در دنیای مجازی و در میان این همه چشم و گوش نامحرم واقعا سخت است، اما چاره‌ای جز بیان آن نیست. آقایان با بصیرت! اشتباه شما این است که مبنای رسیدن به هدفتان را، تحلیلتان قرار داده‌اید. از نگاه شما، بصیرت کسی بیشتر است که زودتر از دیگران تحلیل کند، موضع بگیرد، مخالفت کند، پشت‌پرده‌ها را افشا کند و … بدون توجه به نتیجه و اثر کار!

نقد کنید، نه نفی! راحت‌ترین و ساده‌ترین راه این است که طبق تحلیل خود، محکم و قاطع جلوی همه بایستیم و همه را محکوم کنیم. نتیجه طبیعی این واکنش، دور کردن همه این آدم‌ها از خود و طیف نیروهای خودی است. کار به جایی می‌رسد که آن هنرمند، آن نویسنده، شاعر و فیلمسازی که اسمش با انقلاب و دفاع مقدس پیوند خورده است، از نگاه من، می‌شود ضدانقلاب، ضد نظام، ضدامام و ضد رهبری!

البته حرف من به معنای تایید مطلق و صد در صدی حرف های ایشان نیست. اما نمی‌شود هر فردی را فورا و بی‌درنگ از اردوگاه جمهوری اسلامی خارج کرد. برخورد با آدم‌ها، پیچیدگی خاص خودش را دارد که در نظر داشتن جایگاه، سابقه، شخصیت، روحیات شخصی، مشکلات فرهنگی جامعه و … در آن ضروری است.

لینک مرتبط: پایداری را بیشتر باید نقد کرد

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 25 Ordibehesht 92 ، 00:15
امین داوری