ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





آیا به نظر شما در جریان دادگاههای انقلاب تندرویهای زیادی نشده است؟ مثلا خانم فرخ رو پارسا که وزیر آموزش و پرورش بودند، با جرم عجیبی چون به «به فساد کشیدن دختران» یا یک خواننده رادیو [سید جواد ذبیحی] به جرم اینکه نامش در لیست ساواک بوده است، اعدام شدند، آیا این جرائم اعدام داشتند؟ آیا یک وزیر آموزش و پرورش می توانست دختران را به فساد بکشاند؟
پاسخ: به منظور پاسخ به سوال شما لازم است آن را در دو بخش طرح نماییم:
الف: تندروی در جریان تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی
ب:  جرایمی که افراد مذکور در بالا به خاطر آنها اعدام شدند

الف: در پاسخ به سوال اول لازم است بگوییم که در اکثر انقلابهای جهان تندروی یکی از خصایص انقلابها بوده است و در واقع به دلیل اینکه جریان انقلاب جریانی است که باعث هرج و مرج و لجام گسیختگی و از دست رفتن رشته امور می شود، معمولا غیر قابل کنترل می گردد و در اکثر مواقع بغض ها و کینه هایی که منجر به بروز انقلاب شده است باعث می شود تا پس از پیروزی انقلاب تصمیمات خارج از کنترل، عجولانه و عمدتا از سر احساس گرفته شود که بعدها از آنها با عنوان «تندروی» یاد می شود. معمولا از آنجایی که انقلابها بر اثر شورش و طغیان بر علیه حاکمان ظالم و فاسد آغاز و به انجام می رسد، این قبیل برخوردهای خشونت آمیز، پس از پیروزی انقلاب، بیش از هر کس دامن چنین حاکمان و طرفداران آنها را می گیرد به گونه ای که در جریان انقلابهای بزرگ دنیا از جمله انقلاب کبیر فرانسه که افتخار غربی ها بوده و از آن به عنوان طلیعه ای بر آزادی های مدرن و اهتمام به حقوق بشر یاد می شود شاهد بزرگترین جنایتها بر علیه حاکمان سابق و هواداران آنها و نقض صریح حقوق بشر و به ویژه حقوق بی گناهان بوده ایم و حتی این تندروی ها به گونه ای بوده است که دامنگیر خود انقلابیون هم شده است. به عنوان مثال پس از پیروزی انقلاب فرانسه علاوه بر اعدام لوئی شانزدهم چنان جوی از خشونت انقلابی و تندروی ها آغاز شد که تاریخ نویسان بر اساس آن معتقدند دیکتاتوری جمهوری خواهان کمتر از استبداد سلطنتی نبود . در پاریس 1376 نفر اعدام شدند که از آن جمله لاوازیه شیمیدان معروف و مالزرب و آندره شید شاعر را می توان نام برد . [آلبرماله ، تاریخ قرن هجدهم و انقلاب کبیر فرانسه و امپراتوری ناپلئون ، ترجمه رشید یاسمی ، تهران ، دنیای کتاب ، 1363، ص248].
بعد از آن، ژاکوبن ها زمام امور رابه رهبری روبسپیر بدست گرفتند(کمیته نجات ملی)این دوره خونبارترین دوره ی انقلاب فرانسه می باشد.گفته می شود در این دوره حداقل 17000نفر اعدام شدند.الزامی به رعایت مقررات قضایی نبود. حق استیناف و فرجام خواهی از میان رفت. از جمله کسانی که اینگونه کشته شدند، ماری انتوانت بود. روبسپیر حتی دانتون از سران انقلاب را نیز به تیغ گیوتین سپرد.
این مساله باعث وحشت در میان رهبران انقلاب فرانسه شد، هیچ کس جرأت مخالفت با روبسپیر را نداشت. سرانجام سه تن از کسانیکه به اعدام لویی 16 رای داده و سپس برای سرکوب شورشها به ایالات رفته بودند، بر علیه رو بسپیر متحد شدند.
  این سه نفر به روبسپیر حمله کرده، حکم دستگیری وی را از کنوانسیون می گیرند. طرفداران روبسپیر، او را از زندان فراری می دهند. بدستور کنوانسیون با حمله نیروهای نظامی روبسپیر مجددا دستگیر و محاکمه شد و سر وی و یارانش جدا شد و به این ترتیب کودتای نهم ترمیدور (27 ژوئیه 1794) به سقوط و اعدام روبسپیر انجامید .[نقل از احمد نقیب زاده ، تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل ص46]

همین تندروی ها و خشونت ها را در سایر انقلابهای بزرگ جهان که معمولا با افتخار از آنها یاد می شود شاهد هستیم به گونه ای که حوادث وحشتناک روسیه از حدود تصور و تخیل ما در می گذرد. آماری که از روزهای اول پیروزی بلشویکها به دست داده شده و در اسناد کنگره آمریکا نیز ثبت گردیده اند، حکایت از این دارند که در همان سالهای اول به دست گرفتن قدرت توسط بلشویکها : 28نفر اسقف و اسقف اعظم، 6776نفر کشیش، 6765نفر آموزگار، 8500 نفر پزشک، 54000نفر افسر ارتش، 260000نفر سرباز، 150000نفر افسر پلیس، 48000نفر ژاندارم، 355000نفر روشنفکر، 198000نفر کارگر، 915000نفر دهقان به همراه امپراتور و اعضای خانواده اش در آن کشور به قتل رسیدند.(لوئیس مارشالکو ، فاتحین جهانی ، ترجمه عبدالرحیم گواهی ص 56) در مورد اعدام خانوادگی تزار نیز در تاریخ آمده است : 9 ماه پس از پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه و 16 ماه پس از تفویض اختیارات، 16 ژوئیه سال 1918 نیکلای دوم تزار مستعفی روسیه، همسر و فرزندانش که در سیبری به حالت تبعید به سر می بردند، اعدام شدند و با اعدام آنان به دودمان رومانوف بر روسیه پایان داده شد. تصمیم اعدام که از سوی کمیته محلی انقلاب گرفته شده بود در مورد تزار، همسرش الکساندرا، پسرش (ولیعهد سابق) الکسیس، چهار دختر تزار و نوکران آنان انجام شد و همانجا دفن شدند.(نقل از سایت آفتاب) این در حالی است که حتی اگر تزار را به عنوان مقصر بدبختی های مردم روسیه بدانیم بی شک دختران او و یا حداقل نوکران او هیچ کاره بوده و این کار جز با منطقی کور قابل توجیه نیست.
در جریان انقلاب آرژانتین نیز که در ژانویه 1919 به وقوع پیوست ، قربانیان آن تنها در شهر بوئنوس آیرس مشتمل بر 800 قربانی و 4000 مجروح بود (لوئیس مارشالکو ، همان ، ص57)

بنابر این با توجه به ماهیت انقلاب و سوابق تاریخی اوضاع پس از پیروزی انقلاب احتمال و امکان هر گونه از دست رفتن زمام امور، خشونت و تندروی در هر انقلابی انتظار می رود اما در مورد انقلاب اسلامی ایران می توان گفت مسئله خشونت و تندروی ها پس از انقلاب اسلامی تبدیل به یکی از وجوه تمایز میان انقلاب اسلامی ایران و سایر انقلابها شده است چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و علیرغم فعالیت دهها گروه و جبهه سیاسی با انواع مرامها و ایدئولوژی های متضاد، امام خمینی(ره) به عنوان رهبر کبیر انقلاب اسلامی و معمار اصلی آن اجازه هر گونه تندروی و خشونت غیر مجاز را به هیچ فرد و گروهی نداده و با درایت بی نظیری که داشتند نهایت تلاش خود را بکار می برند تا هر گونه احساسات غیر منطقی را کنترل نمایند . نتیجه این تدابیر این شد که در فضایی که انتظار هر گونه اقدام انقلابی صرفا احساسی و غیر عقلایی وجود داشت امام خمینی تدبیری را اندیشیدند که همه چیز در چارچوب مشخصی قرار گیرد و حتی محاکمه ها و اعدام ها نیز بر اساس رویه منطقی انجام گیرد به گونه ای که به هیچ فرد و گروهی اجحافی صورت نگیرد. در نتیجه همان زمان شاهد بودیم که برخی از اعضای خانواده پهلوی که ارتباطی با تباه کاری و فسادهای این خاندان نداشتند، از جمله یکی از برادرزادگان خود شاه به نام علی پهلوی که بعدها نام خانوادگی خود را به اسلامی تغییر داد و با دربار و برنامه های آن هیچ ارتباطی نداشت تا مدتها در ایران زندگی می کردند و حتی همسر رضا شاه به نام ملکه عصمت الملوک دولتشاهی که هیچ ارتباطی با سیاست پهلوی ها نداشت، درسال 1376 در ایران و درخانه مسکونی خود از دنیا رفت و حال آنکه با توجه به تجربیات انقلابهای دیگر حتی یکی از آنها نباید زنده می ماندند یا سایر کسانی که اعدام شدند، نیز افراد مفسدی بودند که علیرغم اینکه جرایم آنها در مقابل ملت ایران بوده و عملکرد آنان به گونه ای بود که جرمشان به اصطلاح از نوع جرایم مشهود بود اما برای همه آنها دادگاه برگزار شد و آنها از خود دفاع کردند و یا افرادی که دارای جرایمی بودند که حکمشان اعدام نبود به تناسب جرایم خود محاکمه ومجازات شدند و رافت اسلامی در آن مقطع چنان شامل حال بقایای رژیم پهلوی شد که برخی از وابستگاه به ساواک دچار توهم شده و از مخفیگاه های خود خارج شده و خواستار دریافت حقوق معوقه خود شدند و نتیجه اینکه همه این امور و جلوگیری از تندروی ها تنها و تنها در سایه تدابیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی در پرهیز دادن از حرکتهای غیر منطقی صورت گرفت. البته در پایان اشاره می کنیم که اصل وجود و امکان تندروی در حرکتهای انقلابی امری است که درهر صورتی نمی توان آن را کاملا و صد در صد منتفی دانست و ممکن است در این میان اقدامات خودسرانه ای هم صورت گرفته باشد که از سویی عمدتا توسط انقلابیون چپ نما صورت گرفته و با خط مشی کلی انقلابیون مسلمان سازگار نبوده است و حتی اگر از جانب انقلابیون مسلمان هم صورت می گرفت مورد تایید رهبر انقلاب نبوده است و از سویی دیگر این قبیل اقدامات چنان اندک بوده است که در حد هیچ به شمار می آید.
ب: اعدام سید جواد ذبیحی و فرخ رو پارسای و نقش تندروی در اعدام آنها؛
درباره زندگی و مرگ سید جواد ذبیحی چنین آمده است : « پدرش سید اسدالله ذبیحی درکه‌ای، مداحی از ساکنان روستای درکه واقع در شمال تهران بود. او به واسطه ازدواج با یک زن مشهدی -علاوه بر مادر سیدجواد- در این شهر اقامت داشت و به همین دلیل سیدجواد ذبیحی، همواره در میان دوستدارانش به هنرمند مشهدی معروف بود.
سیدجواد ذبیحی مرد خوش‌ لباسی بود که فینه عربی به سر می‌گذاشت و مجالس بزرگ مذهبی در تهران و شهرستان‌ها را اداره می‌کرد. سواد زیادی نداشت، اما تمام ردیف‌های آوازی را به خوبی می‌شناخت. او پس از ورود به رادیو، علاوه بر اجرای موسیقی صرفاً مذهبی، از سال 1366 با همکاری داوود پیرنیا و هنرمندانی چون حسن کسایی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حسین تهرانی، مهدی خالدی و فرهنگ شریف، آوازهای زیبایی را به همراه ساز ایشان به یادگار گذاشت.
نکته این که وی معمولاً به همراه ساز این هنرمندان آواز نمی‌خواند. بلکه در ابتدا ایشان دقایقی بداهه‌نوازی می‌کردند و سپس ذبیحی یک آواز کامل را بدون ساز می‌خواند و در انتها بار دیگر هنرمندان به اجرای موسیقی سازی می‌پرداختند.
مجموعه برنامه «برگ سبز» را داوود پیرنیا به نام ذبیحی کلید زد. نخستین برنامه، با شعری از هاتف اصفهانی با ترجیع بند «یکی هست و هیچ نیست جز او، وحده لا اله الا هو» در مثنوی سه‌گاه همراه با دکلمه آقای پیمان اجرا شد. رنگ سبز در فرهنگ ایرانی، نماد سیادت محسوب می‌شود و سید بودن ذبیحی، دلیل این نامگذاری بوده است. پیرنیا اعتقاد داشت: «این از آن برگ سبزهایی است که هیچ گاه زرد نمی‌شود» سید جواد ذبیحی در مجالس مذهبی ترتیب یافته توسط دربار نیز شرکت می‌کرد. به همین دلیل بلبل شاه لقب گرفته بود. به همین دلیل مذهبی‌های انقلابی و مخالف انقلاب، معمولاً او را به مجالس خود دعوت نمی‌کردند. ولی شماری از افراد مذهبی غیرانقلابی همواره خواهان صدایش بودند.
پس از سقوط حکومت شاه در سال 1357 ، سید جواد ذبیحی با چنین پیشینه‌ای، مورد غضب انقلابیون قرار گرفت، با این وجود گهگاه رادیو در شب‌های ماه مبارک رمضان بخشی از معدود مناجات‌های او را پخش می‌کند. پس از انقلاب در سال 57 چند نفری به درب منزل وی رفتند و به بهانه اجرای مراسم نیایش او را با خود بردند و پس از به قتل رساندن وی به طرز فجیع، با روزنامه اطلاعات تماس گرفتند و گزارش کار خود را ارائه دادند و عصر همان روز، نامه‌ای از سوی گروه شاهین به روزنامه رسید که در آن مسئولیت ترور آقای ذبیحی را بر عهده گرفته بودند.»
[نقل از پایگاه خبری خیمه وابسته به مجله خیمه از نشریات تخصصی مربوط به هیاتهای حسینی]
بنابر این همانگونه که مشاهده می شود سید جواد ذبیحی علیرغم اینکه از خوانندگان مذهبی دربار بوده و به نام بلبل شاه ملقب بود اما اساسا در دادگاه انقلاب محاکمه نشده و قتل وی توسط گروهی بی نام و نشان که حتی عنوانی اسلامی نداشتند صورت گرفته است (برخلاف برخی گروهههای به ظاهر اسلامی که سعی می کردند نامهایی دینی از قبیبل فرقان ، آرمان مستضعفین ، مجاهدین و ... نام نهند) و در نتیجه مرگ وی ارتباطی با دادگاههای انقلاب اسلامی نداشته است.
خانم فرخ رو پارسای، وزیر آموزش و پرورش(فرهنگ) نظام طاغوتی پهلوی
در زمینه فرخ رو پارسای نیز باید بگوییم که وی در مجموعه عظیم دستگاه فاسد پهلوی و در کنار سایر نام آوران عرصه افساد جامعه به ویژه جامعه زنان کشور نقش فعالانه ای داشت و در واقع وزارت آموزش و پروش یکی از عرصه هایی بود که وی از طریق آن در صدد به فساد کشاندن دختران جامعه بود و علاوه بر آن دارای اتهامات فراوان دیگری از قبیل فسادهای ملی و غارت بیت المال بود که به دلیل همانها نیز محاکمه و اعدام شد.
فرخ رو پارسای که در خانواده ای بهایی به دنیا آمده و نشو و نما پیدا کرده بود، در پناه نخست وزیری امیر عباس هویدا نخست وزیر بهایی شاه به مقام وزارت آموزش و پرورش رسید.
از رموز پیشرفت روپارسای وابستگی به کانون­های وابسته به بیگانگان نظیر کلوپ روتاری و انجمن تسلیح اخلاقی(زیرمجموعه فراماسونری) بود. او هر وقت فرصت می­یافت به کلوپ روتاری تهران سر می­زد و آنجا برای اعضاء آمریکایی آن به سخنرانی می­پرداخت. [سفری، محمدعلی؛ قلم و سیاست از هویدا تا شریف امامی، تهران، نامک، 1377، چاپ اول، ص413.نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم]

از جمله فعالیتهای دیگر وی شرکت در اجرای مراسم جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی­ بود. در سند مربوط به انتخابات اعضای شورای مرکزی بانوان جشنهای شاهنشاهی ایران نام او به عنوان یکی از اعضاء کمیسیون فرهنگ به چشم می­خورد. [بزم اهریمن، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، چاپ اول، ج1، ص277. .نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم] در مورد جشن مهرگان نیز نامه­ای از روپارسای به هرمز قریب رییس کل تشریفات در مورد زمان و مدت اجرای برنامه نوشته شده است. [جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، چاپ اول، سند شماره 96430/در مورخ 1347/7/11، ص142 نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم.]
طبق گزارشی از ساواک وی که متهم به بهاییگری بوده، به لحاظ ترس از نفوذ روحانیت در آموزش و پرورش و اوج­گیری مخالفت با او سعی داشته قضیه برملا نشود.(جشن تاجگذاری به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1385، چاپ اول،ص72. نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم) بررسی برخی اقدامات وی در دوران وزارتش مهر تأییدی است بر مقابله وی با ارزش­های دینی و اخلاقی و نشان از اهدافش و محافل استعماری در جهت تهی­ کردن و بیگانگی نوجوانان و جوانان با هویت دینی و ملی خویش و تشویق آنان به بی­ بندوباری بود که به موازات خرج تراشیهای او برای ملت، رژیم امتیازاتی را در اختیارش می­گذاشت. وی به خاطر خدمت به رژیم نشان­های درجه سوم همایون، اول کار، اول همایون، و (نشان درجه یک) پیشاهنگی دریافت داشته است.
مقابله با مظاهر دینی
در جلسه­ای برخی از معلمان در جهت حذف درس عربی در مدارس اعترض کردند. گزارش آن به خانم وزیر انتقال داده شد و روز بعد در یک سالن عمومی که عده­ای از محصلین نیز دعوت شده بودند، فرخ روپارسای به اتفاق یک نفر آمریکایی پشت تریبون قرار گرفتند. شخص آمریکایی مرتباً محاسن و مزایای برنامه جدید را برمی­شمرد و خانم وزیر سخنان وی را برای حاضران ترجمه می­کرد. معلمی در اعتراض بیان داشت: خانم وزیر، کشور ما که 2500 سال سابقه باستانی و تاریخی دارد؛ چرا باید از کشوری که 200 سال سابقه پیدایش دارد الگو بگیرد و اطاعتش را بنماید؟!... .(ترکمان، محمد؛ یادنامه دکتر یدالله سحابی، تهران، قلم، 1377، چاپ اول، ص467. نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم)
پیش از آن نیز زمانی که در کابینه علم تصویب­ نامه انجمن­های ایالتی و ولایتی به جهت اعتراض روحانیون در 8 آذر 1341 لغو شد، فرخ روپارسای جزء گروه زنانی بود که به لغو آن اعتراض کرده بود و در خاطراتش نیز اقدام عده­ای از زنان را در اعتراض به لغو آن و رفتن به دفتر نخست وزیری آورده بود.
وی در دوران تصدی خود در وزارت فرهنگ مروج فساد و بی­دینی بود. به دلیل مذهب بهاییت و ضدیت با اسلام مدارس اسلامی بخصوص مدارس دخترانه را همواره تحت فشار و محدودیت قرار می­داد. در چندین مورد با همکاری ساواک و هجوم به مدارس دخترانه، چادر و روسری دختران را برداشته و هتک حرمت نمودند.(رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک (امیر عباس هویدا)، ج1، پیشین، ص141. نقل از فرخ رو پارسای ، معصومه جمشیدی به نقل از سایت پژوهشکده باقر العلوم)
انتخاب عناصر ضداخلاقی در کادر آموزش و پرورش یکی دیگر از عملکردهای وی بود. از جمله اینکه با پیشنهاد وی و موافقت شاه، فرخ رهرو در 30/6/49 مدیر کل دفتر آموزش راهنمایی تحصیلی می­شود. طبق تحقیقات ساواک فرخ رهرو فاقد حسن شهرت و اهل رقص و پارتی و... بوده که منجر به متارکه با شوهرش می­شود. و نیز انتخاب عناصر بهایی از جمله هوشنگ نهاوندی به عضویت شورای عالی آموزش و پرورش است.
کار وزارت آموزش و پرورش در دوران فرخ­رو به آنجا رسید که در برخی مدارس ملی به جای کتاب فارسی، انگلیسی و به جای شناسانیدن پرچم ایران، پرچم آمریکا را به دانش آموزان آموزش می­دادند.
در کتاب «خانم وزیر، خاطرات و دست نوشته های فرخ رو پارسای» تألیف منصوره پیرنیا، نگرش خانم فرخ رو پارسا را نسبت به حجاب اینگونه بیان می دارد: «چادر پوشیدن یک نوع تنبلی است... با هر کدام از این دخترها صحبت بکنید، هیچ کدام مایل نیستند چادر به سر کنند! ولی محیط خانواده و کوچه و پس کوچه ها طوری است که آنها را وادار می کند که چادر بپوشند!... باید دانست وضعی را که لباس ساری برای زنان هندی دارد، چادر برای زنان ایرانی ندارد... برای تنبلی و بی نظمی و لاابالیگری برخی از زن ها خیال می کنند که چادر همه عیبها را می پوشاند و حال آنکه چادر عیب ها را از بین نمی برد بلکه فقط روی عیب را می گیرد تا مردم آن را نبینند ولی عیبها وجود دارد و روز به روز هم شدیدتر می شوند» و نیز در جای دیگر اینطور از ایشان نقل قول می کند: «فرخ رو پارسای در مورد حجاب نظر روشنی داشت: "چادر یک مانع روحی و مانع پیشرفت زن ایرانی شده است و حداکثر سوءتفاهم را در مورد معنی واقعی عفت و نجابت برای زن ایرانی به وجود آورده است و بیشتر مردها هستند که مانع پیشرفت زن ها می شوند و برای چادر تبلیغ می کنند. اگر مسئله عفت و نجابت آنطور که عده ای فکر می کنند فقط به چادر وابسته بود، در این صورت باید بگویم که همه مردم دنیا غیر از مثلا یک میلیون زن چادر بر سر، بی عفت و نانجیب هستند. در حالی که بسیار می بینیم که چه فجایع و بی عفتی هایی زیر پوشش چادر اتفاق می افتد"» (خود قضاوت کنید که نگرش وزیر فرهنگ نظام طاغوت که مدرک دکترای پزشکی هم دارد، نسبت به چادر و حجاب بانوان، تا چه اندازه ناآگاهانه است؛ چقدر جالب است کسی حجاب را نقد می کند که حتی از فلسفه حجاب غافل است و فکر می کند حجاب به عنوان ضامن عفاف و نجابت زن، در اسلام مطرح شده است. ایشان نیز مثل کافر، همه را به کیش خود می پندارد. بدتر اینکه ادعا می کند هیچیک از دخترانی که چادر به سر می کنند، تمایلی به این کار ندارند!)
البته همین کتاب در جای دیگری به نقل از این خانم نقل می کند که: "من معتقدم که هیچ چیز جز مذهب اسلام نمی تواند ما را از گردابی که سیستم گذشته برای همه تهیه دیده بود و خود نیز در آن غرق شد، نجات دهد" ولی چنانکه از نقل قول او مشخص است، این سخن او بعد از انقلاب مطرح شده است و به فعالیتهای پیش انقلاب او، ربطی ندارد و ممکن است او بعد از انقلاب تغییر موضع داده باشد.
فساد مالی
اولین انحراف مالی وی در خصوص دست بردن به لیست­های پرداختی حق­التدریسی­ها بود. زمانی که وی ریاست دبیرستان رضاشاه را به عهده داشت،( زنان دربار به روایت اسناد ساواک، پیشین، سند مورخ 1/4/49، ص184.نقل از همان) انحرافات مالی او تا جایی بود که ساواک نیز در گزارش­های خود به آنها اشاره دارد. از جمله ورود وسایل منزل به ارزش چهارصد هزار ریال از ایتالیا به نام وی از طریق گمرک تهران، فروش یکصد دستگاه ساختمان در بابلسر که 80 درصد آن سهم خانم وزیر بود.( دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، پیشین، ص 100.) نیز در گزارش ساواک در تاریخ 08/09/52 چنین آمده است: «وقتی خانم پارسای وزیر آموزش و پرورش از سفر خارج از کشور برگشته، هفت چمدان پر از اجناس مختلف با خود آورده و مأموران گمرک با ترخیص آنها مخالفت نمودند؛ لذا راننده­ای با مراجعه به رئیس گمرک چمدانها را گرفته و تحویل خانم وزیر داده و مشارالیه در مقابل این خدمت به رئیس ناحیه 11 آموزش و پرورش تلفن زده و از طریق رئیس اداره مزبور یک گواهینامه ششم ابتدایی با معدل 25/13 به وی داده است».( رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک (امیر عباس هویدا)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، چاپ اول، ج1، ص141. نقل از همان) پس چنانچه می­بینیم فساد مالی او در تمام دوران تصدی­اش چه به عنوان یک مدیر و چه به عنوان یک وزیر قابل ملاحظه بوده است. این امر شامل انتصابات وی نیز می­شده است. او وزارت آموزش و پرورش را تیول خود انگاشته و برای انتصاب افراد در پست­های این وزارت دو پارامتر را در نظر داشت، اول بستگان و دوم دریافت پول. بر این اساس سندی مربوط به فروش پست­های آموزش و پرورش و نیز انتصاب کجوری (خواهرزاده تیمسار شیرین سخن، همسر دکتر پارسا) به سمت رئیس آموزش و پرورش شمیرانات، علی­رغم لیاقت و شایستگی­اش دیده می­شود. وی در این راه از هیچ چیز فروگذار نمی­کرد و مخالفین را از سر راه بر می­داشت. از جمله برکناری مهندس دادمنش که حاضر نشد رشوه بگیرد و در مقابل زمین­خواری دوستان خانم پارسا سکوت کند. نیز اختلاس از فروشگاه تعاونی فرهنگیان از دیگر موارد فساد مالی در کارنامه اوست.(زنان دربار به روایت اسناد ساواک، پیشین سند مورخ 15/6/48، ص146.)
برکناری از وزارت
عوامل مختلف از جمله بهایی بودن، مقابله با مظاهر اسلامی، فساد مالی و... دست به دست هم داد و نه تنها روحانیون و مردم بلکه حزب ایران نوین و جامعه زنان ایرانی نیز خواستار برکناری او شدند. نامه­ای سری در جلسه حوزه کارمندان حزب ایران نوین ارائه شد. در این نامه در کنار بیان انتقادات مختلف از دولت هویدا، یکی از نارضایتی­ها در مورد فرخ روپارسای بود.
در همان سال­های وزارت پس از سال 1350 تشکلی با نام «جامعه زنان ایرانی» طی نامه­ ای به فرح پهلوی خواستار برکناری و عدم شرکت رسمی فرخ روپارسای در مراسم جمعیت جامعه زنان ایران شد. وی که نماینده دوره 21 مجلس شورای ملی و پس از آن مدتی معاون پارلمانی وزارت آموزش و پرورش بود، و از 2/8/47 به جای هادی هدایتی وزیر شده بود، سرانجام در 7/2/53 با ترمیم کابینه هویدا از کابینه خارج شد. او تنها وزیر زن در طول تاریخ مشروطیت ایران بود. وی پس از برکناری با توجه به سوء­ استفاده­هایش در افکار عمومی و فرهنگیان نیز محبوبیتی نداشت. پس از برکناری از وزارت هویدا وی را به سمت ریس دبیرخانه ویژه نخست وزیر و ریس دفتر اجرایی حزب ایران نوین منصوب نمود که انعکاس بدی در بین اعضای حزب بخصوص فرهنگیان در پی­داشت.
انستیتو عالی علوم بیمارستانی
فرخ روپارسای قبل از برکناری از وزارت تلاش کرد تا انستیتو عالی علوم بیمارستانی را تأسیس نماید تا اولاً از امکانات آموزش و پرورش آن را تجهیز سازد و در ثانی پس از برکناری از وزارت جایی برای خود داشته باشد. وی این انستیتو را در محل سابق مدرسه عالی ادبیات و زبان واقع در خیابان اراک دایر کرد و همسرش تیمسار شیرین سخن را معاون آن نمود. این موضوع اعتراضاتی را در پی­داشت و برخی اعتراض خو را با ارسال نامه به معینیان رئیس دفتر مخصوص شاهنشاه آریامهر اعلام کردند.
سرانجام
  وی کوشید تا همزمان با اوجگیری انقلاب، به زندگی مخفیانه روی آورد؛ اما از سوی پاسداران کمیته انقلاب به همراه همسرش سپهبد شیرین سخن در منزل پسرش دستگیر شد. پس از اتمام مراحل بازجویی و تحقیقات، محاکمه وی در اردیبهشت 1359 در دادگاه انقلاب اسلامی مرکز آغاز شد. از جمله اتهامات وی و همسرش گرفتن رشوه­های کلان از افراد مختلف بود.[نیمه پنهان20، پیشین، ص106] گروهی از شاکیان او شاکیان خصوصی و مردم کوچه و بازار بودند. عملکرد اخلاقی، حیف و میل و غارت بیت­المال و پرداخت­های بدون مجوز بخشی دیگر از کیفرخواست صادره علیه او بود.(همان ، ص 108) سرانجام روابط عمومی دادستانی کل انقلاب اسلامی در 28 اردیبهشت 1359 طی اطلاعیه­ای اعلام نمود که اسفند فرخ روپارسای وزیر اسبق آموزش و پرورش به همراه تعداد دیگری از عوامل فساد و فحشا و پخش هرویین در ساعت یک و نیم بامداد همان روز به جوخه اعدام سپرده شده است.
بنابر این همانگونه که مشاهده می شود خانم فرخ رو پارسای نه به دلیل عنوان کلی به نام به فساد کشاندن دختران بلکه به دهها اتهام مختلف از جمله تخلفات اخلاقی ، تخلفات مالی سنگین و سوء استفاده از موقعیت و غارت بیت المال ، دشمنی با اسلام و آموزه های دینی و ترویج فرقه ضاله بهائیت و ... مستحق اشد مجازات بود که دادگاه انقلاب تنها به بخشی از این اتهامات رسیدگی کرد و بر اساس همین بخش از اتهامات به اعدام محکوم شد . لذا این پرونده نیز بدون تندروی در شرایطی کاملا عادلانه مورد رسیدگی قرار گرفت و از این لحاظ نمی توان هیچ گونه ایرادی بر روند کار وارد نمود.
تذکر: لازم به ذکر است که در برخی سایتها و کتابهای ضدنظام، نوشته شده است که خانم فرّخ رو پارسای را به همراه یک زن فاحشه موسوم به سکینه قاسمی ملقب به پری بلنده، در برابر کافه شکوفه نو، دار زدند؛ به این شکل که بر سر خانم سکینه قاسمی یک چادر نماز و بر سر خانم فرخ رو پارسای یک گونی کرده بودند! و بعد خانم فرخ رو پارسای را با طناب گونی! دار می زنند که طناب پاره می شود و سپس او را با سیم! دار می زنند!
در دروغ بودن این داستان تراژیک همین بس که خانم سکینه قاسمی در 21 تیرماه 1358، یعنی حدود ده ماه پیش از اعدام خانم فرخ رو پارسای، اعدام شده بود (به استناد کتاب "سرگذشت خانم سکینه قاسمی(پری بلنده)"، همچنین این تاریخ روی سنگ قبر این خانم هم نوشته شده است.)، و لذا امکان ندارد که او را با خانم فرخ رو پارسای که در اردیبهشت ماه 1359 اعدام شده بود، به دار آویخته باشند؛ مگر اینکه افراد ضدانقلاب ادعا کنند که نیروهای انقلابی جسد پوسیده خانم سکینه قاسمی را از گور بیرون کشیده اند و با فرخ رو پارسای به دار کشیده اند که البته چنین ادعایی از این افراد بعید نیست!
  نکته دیگر در مورد این داستان دروغین این است که خانم فرخ رو پارسا با دار اعدام نشد، بلکه ایشان را تیرباران کردند
[روزنامه کیهان، 18اردیبهشت59]

نظرات  (۲۰)

ما که نفهمیدیم این مقاله در تقبیح تندروی های اول انقلاببود یا در جهت تطهیر این اعدام ها ؟!؟!؟!!!! لطفا یک مقاله دیگر بنویسید مخصوصا در مورد اعدام ها از نوع هوادار بودن و یا به عبارتی اندیشه !
27 Tir 93 ، 20:36 بنده خدا
با این استدلال آبکی نمیدونم چه دلیلی داشت که حضرت علی (ع) فورا فرمانداران فاسد را عزل میکرد و در غیر اینصورت خود را مقصر میدانست؟! اعدام های ذکر شده مخصوصا سید جواد ذبیحی که الان سر سفره حضرت علی (ع) در بهشت رزق میخوره،به اعتراف و سندی که خلخالی از خدا بی خبر و جانی نشر داده، کاملا با اطلاع خلخالی و سردمداران صورت گرفته!!لطفا آزاده باشید اگر دین ندارید
04 Mordad 93 ، 20:47 انسانیت
گردش روزگار سهل است یارب نظر تو برنگردد
02 Azar 93 ، 00:14 بی طرف
آاخه من نمیدونم مگه دین هم زوری میشه؟؟آخه مگه حضرت محمد اون کافرارو به زور مسلمان کرد؟حالا رییس آموزش وهابی بوده که بوده عه
برو خاطرات خلخالی گور به گور شده چاپ سال 1379رو بخون ببین حکم اعدام سید جواد رو کی داده !
خدا لعنت کنه هرچی بی منطق افراطی رو که سرمایه های این ملت رو نابود کردن
از اینکه همه جنایات انقلابیون و خلخالی در اوایل انقلاب توسط هواداران به نوعی توجیه میشود که شکی نیست اما با توجه به آیات متعدد قرآن هیچ ظلمی در برابر خدا بی پاسخ نخواهد ماند و هرکس باعث ریختن خونی به ناحق شود چه مستقیم و چه غیر مستقیم میبایست در برابر خدا پاسخگو باشد.. خوب به برکت این انقلاب چه خونها که ریخته شد و چه زندگیها که به خاک سیاه نشست، البته ماحصل آن برای همه قابل لمس میباشد. تنفر قشر عظیم جامعه از حکومت ، دین گریزی جوانان و ...
الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم.... بقیه داستان را همه میدانیم...
04 Mehr 94 ، 02:35 نا امید از گردش ایام
من یه جایی خوندم ماست سیاهه ولی مردم عادی و بی دین کافر فکر میکنن سفیده ...لطفا زحمت بکشید توجیه این مورد رو به سمع و نظر مردم شهید پرور برسونین...باتشکر از توجیه های قبلی
اولاً استاد خلخالی درکتابشون که ازایشون به یادگارمونده بصورت واضح عنوان داشتند که قتل سیدجواد ذبیحی با اون آثار قشنگش که مداحان و تملق گویان آقا خوابش رو ببینن که مثل ایشون بخونن به دستور ایشون صورت گرفته (تشریف ببرید ورق بزنید کتابشون رو وبرسید بهش)
درخصوص خانم پارسا عرض کنم ایشون هم مثل بقیه اعدام شدگان اول انقلاب الآن هر توضیحی، توجیه میباشد برادر، بی رحمانه کشتید و خودتان گناه نکرده آنان را مرتکب میشوید به دنبال توجیه نباشید
سکوت کنید بهتر است
خداوند از خون کسانیکه به ناحق کشته شده اند نمی گذرد
عجب عبرت کده ای هست این دنیا،پری بلنده کجایی؟فرخ رو کجایی؟
بیان نظرات بسیار مغرضانه بود. در جای جای صحبتهای ایشان رد پای تعصبات دینی -اعتقادی به چشم می خورد.
03 Mehr 95 ، 08:35 بصیرت علی (ع) گونه
اولا ما به انقلاب های دیگه کاری نداریم انقلاب ما انقلاب اسلامی هست
یعنی وقتی ما دم از انقلابمون می زنیم پس باید دقیقا اسلام ناب حضرت محمد (ص) و شیوه حکومت حضرت علی (ع) رعایت بشه
وگرنه انقلاب اسلامی نیست و روز قیامت هم بخاطر این انقلاب و انقلابیون نزد خدا اجری در نظر گرفته نمیشه
فقط ما اسمشو گذاشتیم انقلاب اسلامی
اصلا ما برای این انقلاب کردیم که ظلم و غیر الهی بودن جامعه رو از بین ببریم
نه اینکه به ظاهر انقلاب کنیم و به شیوه و صورتی دیگه به ظالم و افراط گر و ... باشیم
پس معلوم میشه همه بخاطر خدا و پیروی از شیوه امامان معصوم انقلاب نکردند
درسته افرادی بودند و هستند که واقعا خواستار حکومت حضرت علی (ع) هستند اما نباید از همان اول انقلاب اداره برخی امور رو به افراد بی بصیرت و جوگیر سپرد که خالصانه نیت الهی ندارند و فقط در سایه و ظاهر اسلام به بی عدالتی و افراطی گری می پردازند
که نمونش هم همین الان در خیلی از سازمان ها و اداره جات دولتی دیده میشه
کجا اسلام گفته برای گسترش دین اسلام و اجرای قوانین الهی باید خشن و نا مهربان و بی احساس باشیم.
باید افرادی رو مسیول قرار داد که تقوا داشته باشه چون اگه تقئا داشته باشه یعنی مهربون و منطقی هست .
فقط با نماز خوندن و ریش و دکمه پیراهن بستن و... که تقوا بدست نمیاد.
مسیولین چمهوری اسلامی از کوچکترین مجموعه تا بالا بالا ها بدونید که در روایات هست که در قیامت همه مسیولین کشور اسلامی رو در تابوت های گدازان و اتشین می کنن و تا معلوم نشه که حتی یک نفر چه مسلمان و چه غیر مسلمان ، از طرف ان مسؤول چه مستقیم و چه غیر مستقیم که با او سر و کار داشته و حقی ازش ضایع شده ، اونارو از تابوت در نمیارن و باید مدت بسیار طولانی در تابوت عذاب بکشن
پس خوش خیال نباشید که فقط صرف اینکه یه مسؤول نظام چمهوری اسلامی هستید جاتون ته بهشته
حضرت علی(ع) کسی که به قصد کشت این بزرگوار به پیش ایشان رفته بود ، را با مهربانی و خوش رفتاری و شناساندن غیر مستقیم حق و دین زیبای اسلام کاری کردند که آن شخص شرمگین و خجالت زده و اشک ریزان از ایشان طلب عفو کند و از راه آمده باز گردد.
همین حرکت زیبای حضرت علی (ع) در دوران حکومتشان برای تمام دنیای ما کافیه.
پس اگاه باشیم
05 Mehr 95 ، 10:41 منصور
به نظر من, این مصاحبه سرشار از نظرات مغرضانه و یکسویه نسبت به اعدامهای گسترده بعد از انقلاب بود. بهترین گواه فایل صوتی مرحوم منتظری است که اخیرا منتشر شده و در آن اعدامهای سال ۱۳۶۷ مورد نقد جدی قرار گرفته است.
باز نظر سرکار خانم باتوجه به مشاهدات ایشان بوده است متفاوت ودر توجیه تاحدی حرف زده شده است
13 Mehr 95 ، 09:41 بنده بد خدا
ابتدای مقاله بنظر میرسد که یک مقاله معقول و بی طرف که قصد گفتن واقعیت را دارد را میخوانیم بعد از چند خط همان یاوه گویی ها ی همیشگی...انشالله خدا کمی صبرمان دهد و عقلمان
تا بقول حضرت امام خدا ما را آدم کند!!!!!!ولی نمیشود حتی به آخر رساند این اراجیف یک طرفه ونا معقول!!!!
جواب اون دوست مسلمان و بهشت زورکی! بله داداش همه چی زورکی است کردند وشد ...
23 Mehr 95 ، 02:21 کوروش کبیر
واقعا فقط در برابر این وحشی گری ها میشه تاسف خورد.حکم خلخالی هم از طرف امام بوده.مقصر اصلی امام خمینی هستن
اولا بهایی ها زبان عربی را قبول دارند برای اینکه کتاب ایقانات و بقیه کتب انها عربی است و باید بیاموزند ثانیا مگر دین اجباری است ایا بهایی بودن جرم است؟ وجدان یک انسان ازاده می پذیرد ؟ ثالثا هیچ مدرک موثقی برای این اعدام ها از نظر ما مردم قابل قبول نیست و تمام .
اولا بهایی ها زبان عربی را قبول دارند برای اینکه کتاب ایقانات و بقیه کتب انها عربی است و باید بیاموزند ثانیا مگر دین اجباری است ایا بهایی بودن جرم است؟ وجدان یک انسان ازاده می پذیرد ؟ ثالثا هیچ مدرک موثقی برای این اعدام ها از نظر ما مردم قابل قبول نیست و تمام .
پدرم در مراسمی خلخالی جلاد را در اواخر عمرش دیده بود گفت هیچکس اعتنایی به او نمیکرد ووضع اسفباری داشت این دنیایش بود وای به آخرتش که چه جوابها بایدپس بدهد
اگر تباه کردن اموال ملت گناه و جرمش اعدامه پس تمامی مسؤلین کشور مجرم و حکمشان اعدامه و چرا خودشان را مجرم نمیدانند و بدانند که قیامتی و دادگاه عدل الهی مهیا و انان را در اتش دوزخ جاودانه خواهد ساخت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.