ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وحید یامین پور» ثبت شده است

پست ماضی ب دلیل صحبت ها و ب احترام انتقادات برخی از دوستان برداشته و ب جای آن این مطلب نوشته شد.
این روزها برخی از دوستان پرسیده اند که، چرا شما تنها جریان پایداری را نقد می کنید، مگر اشخاصی همچون قالیباف و یا دیگر اصولگرایان قابل نقد نیستند!
[چرا حتی به اندازه ی انگشتان یکدست نخبه ی دانشگاهی و دینی و گفتمانی حاضر نشدند در انتخابات از قالیباف حمایت کنند؟ چرا صفارهرندی هیچ نگفت؟ چرا پناهیان بلافاصله به تکذیب گرایشش به او پرداخت و پشت جلیلی ایستاد؟ و...] اجازه دهید جواب را اینگونه دهم، این جملاتی که خواندید بخشی از مطالب وحید یامین پور عزیز و با عنوان «جرم ما این بود که عریان بودن پادشاه را نشان دادیم» و در قبال نقدهای فراوان این روزها ب جریان پایداری نوشته شده است.
دو نکته جالب توجه در این جملات ب چشم می خورد، اول اینکه ایشان این جملات را یعنی در دفاع از جلیلی و در رد قالیباف نوشته است، در صورتی که حمایت این افراد از دکتر جلیلی ب خودی خود و ب تنهایی نمی تواند دلیلی بر صحت یک کاندیدا در مقابل کاندیدای دیگر باشد، همانطوری که رهبری عزیز هم فرموده اند [شاخص تشخیص حق ، چهره ها نیستند، برخی اوقات ، چهره های موجه نیز، مسیر را به اشتباه میروند، بنابراین باید با بصیرت حق و باطل را تشخیص داد، نه با  چهره ها و اشخاص...]
و دوم اینکه یامین پور با این حرف خواسته بگوید که اطراف کاندیدای مورد حمایت ما پر است از افراد شاخص و الحق که درست هم گفته، در اطراف جلیلی نسبت ب قالیباف چهره های شناخته شده تر و شاخص تری وجود دارد که در این چند سال اخیر و خصوصا در دوران اصلاحات ب عنوان نماد بصیرت شناخته شده اند.
و درست ب همین جهت است که من معتقدم کسانی که در طول انقلاب ب عنوان لیدرهای جریانات حزب اللهی شناخته شده و نقش سازنده تری نسبت ب دیگران دارند و می توانند تاثیر گزاری بیشتری داشته باشند، متقابلا باید بیشتر مورد نقد و واکاوی قرار گیرند، زیرا همانگونه که می دانیم اگر اشخاص شاخص مرتکب خطایی شوند، هر چند غیر عمد هم باشد، هزینه اش برای نظام و انقلاب ب مراتب بیشتر است. پس در نتیجه باید بیشتر مورد نقد قرار گیرند و نباید از نقد ترسید، البته نقد هم باید درست و اصولی باشد و بدور از تخریب.
این روزها نیز برخی تا نقدی ب این جریان می شود و بطور مثال کسی می گوید که بنظر من در فلان جا مصلحت قربانی شد زود برخی از دوستان پای مقدسات را وسط می کشند و دایره ولایتمداری را انقدر تنگ می کنند که دیگر جایی برای نقد کننده باقی نمی ماند.
من نمی دانم این دوستان با نقد ب رهبری چگونه می خواهند برخورد کنند و یا اصولا نقد ب رهبری را بر خلاف ایشان درست می دانند؟
کمی بی ربط:
بازخوانی بیانات تاریخی ولی امر مسلمین در واکنش به تهمت تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم در یک کلیپ صوتی با عنوان: جمهوری اسلامی اهل خیانت در رای مردم نیست

۵۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 25 Khordad 92 ، 12:54
امین داوری