ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پایداری» ثبت شده است

در روزهای انتخابات و همچنین پس از آن برخی افراد منتسب ب جریان پایداری با برداشت غلط و اشتباه خود از مفهوم تکلیف و نیز برداشت ظاهری از سخنان امام خمینی و بدون توجه به شیوه‌های سیاست‌ورزی و تصمیم‌گیری امام، ادعا می‌کردند که «مهم انجام تکلیف است، ما چکار به نتیجه داریم!» و در این راه واقعیات شفافی مانند ائتلاف، توجه به نظرسنجی‌ها، تاثیرگذاری موج انتخاباتی و... را بی اساس می دانستند مثلا این دوستان در مطلبی با عنوان «لطفاً حزب اللهی ها تا آخر بخوانند، بازهم بازی ذبح اصلح به پای صالح مقبول» بر اساس تحلیل صالح و مقبول، به ارزیابی وضعیت سیاسی پرداخته و خواستار ماندن جلیلی در صحنه انتخابات و رای دادن به ایشان بودند. این یادداشت آنقدر با نتایج انتخابات مغایرت داشت که چند ساعت بعد از اعلام نتایج از روی وب سایت منتشر کننده برداشته شد. بخشی از آن یادداشت بدین قرار بود: «رای بیشتر قالیباف برای کسانی که به اصلح بودن او قائل نیستند وجه شرعی ندارد و برای او فایده ای هم ندارد... نتیجتاً اینکه ذبح کردن اصلح به پای صالح مقبول برای کسانی که به اصلح بودن جلیلی معتقدند خطای استراتژیکی است که احتمالاً به دوم خرداد دیگری خواهد رسید.»
«در مراحل و شرایط مختلف زندگی همواره باید به دنبال این باشیم که وظیفه و تکلیفی که خداوند به عهده ما گذاشته است چیست و به آن عمل کنیم. این که نتیجه چه می شود به ما مربوط نیست، این را باید به خداوند واگذار کنیم و نسبت به هرچه پیش آمد رضایت داشته باشیم.»

تمام این حرف ها و مطالب در حالیست که علامه مصباح یزدی به عنوان پدر معنوی پایداری در کتابی با عنوان «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» می نویسند: «هنگامی که تأمین و تحصیل یک مصلحت لازم و ضروری، در حد مطلوب و ایده آل آن میسر نباشد، باید نزدیک ترین مرتبه به حد مطلوب را تأمین کرد.» اما حالا رهبر معظم انقلاب خودشان به صحنه آمده و این برداشت غلط و اشتباه را رد کرده‌اند زیرا این برداشت غلط و این تعریف اشتباه از تکلیف، در آینده می‌توانست باعث انحرافات زیادی در مسیر انقلاب و نظام شود.

توضیحات رهبر انقلاب... رابطه‌ى «تکلیف‌مدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختى‌ها را دنبال کرد، براى اینکه نظام اسلامى را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتما تکلیف‌گرائى معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ى مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والا تلاشى که پیغمبران کردند، اولیاى دین کردند، همه براى رسیدن به نتائج معینى بود؛ دنبال نتائج بودند.

مگر میشود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن کسى که براى رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل میکند، اگر یک وقتى هم به نتیجه‌ى مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمیکند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آن که نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامه‌ریزى و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیکند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین، این که تصور کنیم تکلیف‌گرائى معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست.
 در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى که در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، کسانى که وارد میدان جهاد میشدند، براى تکلیف هم حرکت میکردند. جهاد فى‌سبیل‌الله یک تکلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تکلیف بود؛ آن کسانى که وارد میشدند، اغلب احساس تکلیف میکردند. اما آیا این احساس تکلیف، معنایش این بود که به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نکنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزى و تاکتیک و اتاق فرمان و لشکر و تشکیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تکلیف‌گرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست مى‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامه‌ریزى کند.

لینک های مرتبط: حتی مطهری اول را هم می توان نقد کرد

۲۵ نظر 07 Mordad 92 ، 15:34
امین داوری

در روزهای اخیر دو عضو جامعه روحانیت مبارز بر عضویت حسن روحانی در این جامعه تاکید کرده و گفته‌اند رئیس جمهور منتخب را «اصلاح‌طلب» نمی‌دانند.حجت الاسلام حسین ابراهیمی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز روز شنبه (هشتم تیر) در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس فرموده که آقای روحانی یکی از موسسان این جامعه است.

ایشان با اشاره به غیبت روحانی در جلسات جامعه روحانیت مبارز گفته است: «طبق اساسنامه، اعضای مؤسس هر چقدر در جلسات غیبت داشته باشند، عضویتشان لغو نمی‌شود.» وی با اعلام اینکه حسن روحانی یک «اصول‌گرا» است٬ اظهار امیدواری کرده که وی «در دوران ریاست‌جمهوری خود رفتاری اصولگرایانه داشته باشد.»

البته این را هم بگویم این حرف ها در حالی مطرح می شود که جامعه روحانیت مبارز در این انتخابات فراموش کرد از روحانی حمایت کند!... فقط همین

حجت الاسلام جعفر شجونی دیگر عضو جامعه روحانیت مبارز نیز در همین زمینه گفته روحانی را «اصلاح‌طلب» نمی‌داند و جامعه روحانیت مبارز باید به وی برای «باز کردن قفل مشکلات کلیدی» کمک کند.

از این ها گذشته جالب ترین و در عین حال عجیب ترین حرف را امیرحسین قاضی زاده سخنگوی «جبهه پایداری» زده و گفته: «روحانی در نشست خبری‌اش پس از انتخابات ریاست‌جمهوری مواضعی گرفت که اگر قبلا بیان کرده بود ما در انتخابات به او رای می‌دادیم.» و این در حالیست که این جریان تا پیش از پیروزی روحانی در انتخابات. ایشان را هر از چند گاهی با عنوان سازشکار مورد نوازش قرار می داد... تازه این حرف توهین ب جلیلی نیز محسوب می شود

مثلا ب عنوان مثال جالب است بدانیم هفته نامه 9 دی ب سردبیری حمید رسایی قبل از انتخابات حسن روحانی را ب عنوان نماینده جریان ارتجاع معرفی می کند و از وی ب عنوان فردی عقب گرا نام می برد و پس از انتخابات در تناقضی آشکار پیروزی روحانی را موجب شکست اصلاح طلبان می داند

تکمله: این دوستان با این حلوا حلوا کردن ها ب جایی نمی رسند زیرا وابستگی روحانی ب طیف اصلاح طلب امریست روشن و انکار آن بیشتر ب ساده فرض کردن مخاطب شبیه است... بنظرم بد نیست این افراد ب جای این حرف ها ب نقد اشتباهات طیف و جریان خود در این انتخابات بپردازند تا ب مصادره کردن شخص رئیس جمهور

لینک های مرتبط: حتی مطهری اول را هم می توان نقد کرد

۵۸ نظر 15 Tir 92 ، 00:03
امین داوری

ظاهرا چندی ست برخی از دوستان سعی دارند با استناد به بیانات آیت الله مصباح در مورد کاندیدای مورد نظر خود، حرف های بنده در یکی از پست های ماضی را که در آن به اثبات عدم ورود علامه مصباح به بحث مصادیق کاندیداتوری اشاره کرده بودم، به صورت یک چماق در آورده و بر سر بنده بکوبند، این دوستان گمان کرده اند بنده حرفایم را از خود درآورده و از روی تعصب می زنم.

این در حالیست که عدم رضایت آیت الله مصباح از تعبیر لیدری را خود کاندیدای منتخب این جریان بیان کرده و همچنین ادعای وارد نشدن علامه به بحث مصادیق کاندیداتوری را نیز تریبون اصلی این جبهه یعنی سایت رجا نیوز به نقل از عضو شورای مرکزی این جبهه منتشر کرده است. با این حال، بنده تنها حرف های عقلای اصلی این جریان را تکرار کرده ام.

با این توضیحات و همچنین حمایت علنی علامه به صلاحدید خود از کاندیدای مورد نظر این جریان، بنظرم باز این دلیل نمی شود که دریچه گفتگو و نقد را ببندیم و تندروی های سیاسی این جریان در روزهای ماضی و همچنین سالیان گذشته که بعضا نیز با واکنش های تند رهبری روبرو گردیده است را نادیده بگیریم.

البته این را هم بگویم، تریبون اصلی این جریان یعنی سایت رجا نیوز نیز علارغم تمام تلاش هایش در جهت روشنگری، متاسفانه در بسیاری از موارد بصورت کاملا افراطی و یک طرفه دست به تخریب کاندیداهای رقیب می زند و با توجه به تذکرات رهبری در مورد اخلاق انتخاباتی، عملا اخلاق را زیر پا می گزارد، البته این قائده از کاندیدای محترم این جریان نیز مستثنی نیست.

اتفاقات پیش آمده در چند روز اخیر نیز خبر از عدم وحدت و انسجام بین این جریان می دهد به طوری که یک روز بعد از ثبت نام جلیلی، جبهه پایداری استان اصفهان در اقدامی عجیب، با صدور بیانیه ای مستقل، حمایت خود را از جلیلی اعلام کرد.

با توجه به این رفتارها و اتفاقات هست که بنده برجسته کردن حمایت علامه به این جریان را، توسط منتسبین این جبهه به عنوان یک خط قرمز جدی تلقی می کنم، ولی با این حال همانطور که قبلا گفتم هنوز هم این جریان را جریانی سازنده می دانم [به استثنای نقدهایی که به آن دارم] البته این به معنای رای من به کاندیدای این جریان نیست.

لینک مرتبط: پایداری را بیشتر باید نقد کرد

۶۲ نظر 27 Ordibehesht 92 ، 17:00
امین داوری