ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
آخرین نظرات
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مراجع تقلید» ثبت شده است

چند سالی ست، همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و یا پیش از عید سعید فطر، شاهد بروز اختلافاتی در تعیین اول ماه و رویت هلال ماه هستیم. این مسأله و بروز اختلاف بین مراجع عظام تقلید در این مورد خاص همانند دیگر اختلافات فقهی، بحثی کاملا تخصصی است و به مبانی و دلایل فقهی و علمی مربوط می‌شود که به طور مفصل در آثار علما و فقها بیان شده است.

به طور خلاصه، می توان گفت همان طوری که اهل فن بیان می‌کنند این اختلاف «به چگونگی رویت هلال ماه ـ رویت با چشم مسلح و یا غیرمسلح ـ و یا رویت هلال هنگام غروب آفتاب، پیش از زوال و پس از زوال، اتحاد آفاق، محاسبات اهل نجوم و اهل فکر برمی‌گردد»

البته با وجود این که بارها این اختلافات فقهی و تأثیر آن بر اعلام عید سعید فطر در رسانه ها اعلام شده، در سال‌های اخیر، پاره‌ای از محافل سیاسی ضدانقلاب [که البته سابقه آنها در اختلاف افکنی و ضدیت با نظام بر همه آشکار است] با تمسک به تفاوت فتاوای مراجع عظام تقلید در رؤیت هلال ماه شوال، تلاش کردند تا یک مسأله کاملا بدیهی شرعی و فقهی را نشانه و نتیجه اختلاف مراجع با نظام معرفی کنند.

برخی هم تا آنجا پیش رفتند که این اختلاف فقهی را به مسائل سیاسی از جمله انتخابات و رخدادهای پس از انتخابات گره زدند و از این مسأله در راستای امیال سیاسی خود بهره برداری و در اظهار نظری بی پایه و عجیب، اختلاف در اعلام عید سعید فطر را به نارضایتی مراجع از انتخابات سال های گذشته عنوان کردند.

البته نشانه های این اختلاف افکنی را می‌شد از مدتها پیش از آغاز ماه مبارک رمضان مشاهده کرد. خصوصا بعد از انتخابات هشتاد و هشت، چرا که همزمان با حوادث و اغتشاشات بعد از انتخابات، رسانه‌های یک جریان سیاسی خاص، در اقدامی کاملا هماهنگ شایعات و دروغ‌هایی را راجع به اختلاف مراجع عظام تقلید با نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب منتشر کردند. این شایعات بی اساس تا آنجا پیش رفت که برخی سایتهای داخلی از مهاجرت دست جمعی علما به نجف اشرف در اعتراض به حوادث بعد از انتخابات خبر ‌دادند! (خوشبختانه گذشت زمان، خود بیانگر رسوایی و دروغگویی این جریان و رسانه های حامی آنها بود)

دقیقا در همین راستا و در ادامه همین سیاست منافقانه بود که این جریان رسانه‌ای، مسأله اختلاف در عید فطر را به عنوان فرصتی برای اختلاف افکنی دستاویز خود قرار داد و با سوءاستفاده از یک مسأله کاملا فقهی، آن را نشانه اختلاف مراجع عظام تقلید با نظام اسلامی عنوان کرد.

بر همین اساس، با اعلام رویت هلال ماه شوال و عید سعید فطر از سوی دفتر رهبر انقلاب، سایت ها و رسانه هایی چون بی بی سی فارسی، «رادیو زمانه»، «رادیو فردا»، «صدای آمریکا»، «روزآنلاین» و تعدادی دیگر از سایت های داخلی و خارجی، در یک اقدام هماهنگ، به شایعه پراکنی و حتی در مواردی دروغ پراکنی متوسل شدند و اخباری را در راستای القای اختلاف بین مراجع و رهبر انقلاب منتشر کردند.

برای نمونه، سایت «ارس» (ادامه راه سبز) سال گذشته در تیتری عجیب – که بیانگر نگاه سیاسی آن به یک مسأله کاملا فقهی بود – مدعی شد: «بی اعتنایی مراجع تقلید به نظر رهبر در مورد پایان رمضان؛ مردم ایران عید فطر حکومتی را روزه گرفتند!»

این سایت، در گزارشی که نشان از بی اطلاعی کامل نویسندگان آن از مسائل فقهی داشت، نوشت: «رهبر جمهوری اسلامی ایران، در حالی نماز عید فطر را در دانشگاه تهران اقامه کرد که مراجع تقلید عمده ـ حتی مراجع تقلید حامی حکومت ـ یکشنبه را به عنوان روز عید نپذیرفته اند. بدین ترتیب، در حالی که دستگاه حکومتی یکشنبه را روز عید فطر و تعطیل رسمی اعلام کرده است، بیشتر مردم ایران که مقلد مرجعی غیر از آیت الله خامنه ای هستند، یکشنبه را نیز روزه بوده اند.»

«بی بی سی» فارسی نیز امسال به وجود اختلاف بین مراجع و علما اشاره کرد؛ و در مطلبی با عنوان هلال پر دردسر نوشت: «برخی از کارشناسان معتقدند مسئله شروع و پایان ماه رمضان، بیشتر از آنچه مسئله‌ای علمی یا فقهی در دیدن هلال ماه باشد، مسئله‌ای سیاسی است که به توفق جویی گروه‌های مختلف بر می‌گردد.»

«روزآنلاین» هم، مدعی «بی اعتنایی گسترده روحانیون ارشد به نظر رهبر انقلاب» شد و تیتر خود را این گونه برگزید: «حکومت، یک تنه در مقابل همه مراجع تقلید!».

این سایت ضدانقلاب بدون اشاره به مسائل و دلائل فقهی روئیت هلال ماه، مدعی بی اعتنایی مراجع تقلید به نظر رهبری انقلاب شد

این سایت خبری در بخش دیگری از این گزارش، آشکارا مسائل فقهی را کنار گذاشت و پای مسائل سیاسی را به شایعات و دروغ های خود باز کرد و نوشت: «فارغ از عدم توجه مراجع تقلید شیعه به اعلام نظر رهبر ایران درباره اعلام عید فطر، بسیاری از مردم نیز با توجه به شرایط حاکم بر کشور، این مسأله را تا اندازه زیادی سیاسی دیده و این موضوع را نیز در ادامه رخدادهای کشور برشمردند. در همین باره، بسیاری از وبسایت ها و وبلاگ های اینترنتی در مقالات و نوشته های گوناگون از این اعلام نظر رهبر ایران بر خلاف نظر مراجع تقلید شیعه به شدت انتقاد کرده و آن را به مسأله سیاسی مرتبط کردند.»

همان طوری که در بالا هم اشاره شد این دروغ پراکنی و اختلاف افکنی، ادامه همان سیاستی ست که همزمان با حوادث بعد از انتخابات، از سوی جریان فتنه آغاز شده بود. بسیاری از این رسانه ها، اصلا کاری به مسائل فقهی و یا روابط خاص مراجع تقلید با نظام و رهبر انقلاب ندارند، مهم این است که در این برهه خاص، به مخاطبان خود دروغی به نام نارضایتی مراجع تقلید از نظام اسلامی را تزریق کنند.

لینک های مرتبط: استقبال از امام خامنه ای حرام است

آهستان

۱۷ نظر 16 Mordad 92 ، 02:27
امین داوری

وحدت بین مسلمین حول نکات و اعتقادات مشترک در زمان کنونی یکی از مسائلی است که دشمنان زیادی پیدا کرده است. دشمنان از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل و... که از این وحدت متضرر می شوند با تمام امکانات به دنبال این هستند تا این وحدت را از بین ببرند. این دشمنان سعی بر این دارند تا از راه های مختلف این وحدت را خدشه دار نمایند. راهکارهای آنها برای این کار عبارتند از:

1. انجام عملیات های تروریستی نسبت به مذهبی خاص و سعی بر این که این عملیات را از طرف پیروان مذهب دیگر جلوه دهند؛

2. به وجود آوردن گروه هایی با تفکرات رادیکال در میان شیعیان، اهل سنت و پشتیبانی از آنها تا این دو گروه را با همدیگر مشغول کنند تا از دشمنی آمریکا و ... غافل شوند و همچنین در اثر این اختلافات داخلی به سمت ضعف بروند؛

3. جهت دهی افکار عمومی سایر ادیان و ملل به سمت بدبینی به مسلمین.

در مقابل آن دسته از علماء شیعه و اهل سنت که به این امر و خطر آن واقف هستند نسبت به این امر تذکر می دهند. اما عده ای نیز مغرضانه و یا غیر مغرضانه اصرار بر یکسری تحرکات تفرقه افکنانه دارند.

وحید خراسانی

در ادامه به بررسی نظر علما اهل سنت و شیعه در خصوص وحدت بین مسلمانان می پردازیم:

آیت الله وحید خراسانی: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید!

در یکی از جلسات درس آیت الله العظمی وحید خراسانی، ایشان روایتی از کتاب تفسیر کبیر امام فخر رازی را قرائت می کنند و در حین قرائت این روایت، درباره خلیفه دوم اهل تسنن، عمر بن خطاب، پس از نام وی، عبارت (رضی الله عنه) را به کار می برند. پس از این عده‌ای از طلاب با صدای بلند کلماتی را خطاب به خلیفه دوم بیان کردند که این عمل با واکنش صریح حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی روبرو شد.

در این هنگام، مرجع تقلید شیعیان، با عصبانیت خطاب به طلاب توهین کننده گفت: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید

آیت الله خامنه ای: نظر آقا حرام بودن این جلسات است.

حجه الاسلام نواب می فرمایند: طلبه ها درباره عیدالزهرا زیاد از من پرسش می کردند و من هم می گفتم درست نیست. تا اینکه یکبار محضر رهبر انقلاب مشرف شدیم و از ایشان پرسیدم که نظر شما چیست؟ ایشان خطاب به من درباره جلسات عیدالزهرا فرمودند:

«شما از جانب من موظف هستید حرمت تشکیل و شرکت در اینگونه جلسات را ابلاغ کنید.»

بعدا من که این مطلب را نقل می کردم برخی باور نکردند بنابراین به دفتر رهبری تلفن زدند و مطمئن شدند که نظر آقا حرام بودن این جلسات است

علامه عسگری

 علامه عسگری: ما در میان خود خوارج هم داریم

باید حول محور این قرآن گرد آییم ومتحد شویم. همه مسلمانان روی زمین اتفاق نظر دارند که باید به آنچه در سنت رسول الله آمده است عمل شود و هیچ مسلمانی را نمی یابید که این را نگوید. ما در مکتب اهل البیت معتقدیم که هر کس در نماز خود سوره حمد را بدون بسم الله قرائت کند؛ نمازش باطل است. ولی برادر مسلمان حنفی مذهب ما آنرا واجب نمی داند و حمد را بدون بسم الله قرائت میکند. در اینجا امام جعفر صادق می فرمایند: اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بگذارد مانند آنست که پشت سر رسول الله نماز گذاشته است. آری وحدت عملی اینگونه محقق می شود. ما در میان خود خوارج هم داریم. کسانی که اصول عقاید آنها مبتنی بر تکفیر همه مسلمانان است. کسانی که تنها خود را مسلمان می دانند و جز خود همه را مشرک می پندارند.

!

مولوی توکلی امام جمعه اهل سنت

مولوی توکلی (امام جمعه اهل سنت تایباد): قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.

امروزه کسانی که فتوای کشتار مسلمانان را صادر می کنند، مزدور آمریکا واسرائیل هستند. رسول اکرم(ص) فرمودند کسی که "لا اله الا الله" بگوید جان و مال و آبروی او محفوظ می ماند. اگر یک مسلمانی خون مسلمان را حلال بداند و او را به قتل برساند، مسلمان نیست و کافر است زیرا خداوند خون مسلمان را حرام قرار داده است و کسی که خون مسلمانی را بریزد از زمره جهنمی های همیشگی است همانطور که قرآن فرموده است: «کسی که مومنی را به عمد می کشد جزاء آن جهنم ابدی است و همیشه در جهنم باقی خواهدماند.» گناهان کبیره دیگر را شاید خدا ببخشد ولی قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.

این افراد به جای اینکه بروند با کافرانی که با مسلمانان در جنگ هستند مانند اسرائیلی ها و یهودیانی که فلسطین و بیت المقدس را اشغال کرده اند مبارزه کنند و آنها را بکشند، می آیند و مسلمانان را می کشند.

ایت الله سیستانی

آیت الله سیستانی: ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست.

بعد از تعرض به مرقد عسکریین (علیهما السلام) همه شیعیان را به آرامش دعوت کردم و از آنها خواستم که واکنشی نشان ندهند و گفتم که این اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمینان دارم که ریشه تفرقه افکنی در خارج است. من [در زمان طلبگی] نزد شیخ احمد الراوی که از علمای اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نکرد که ایشان پیرو مذهب دیگری بودند. همچنین به برخی از پزشکان که از اهل سنت بودند مراجعه می کردیم و چون ما از طلاب علوم دینی بودیم از ما پول ویزیت نمی گرفتند و اصلا فکر نمی کردند که ما شیعه هستیم یا سنی. باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسائل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.

آیت الله بهجت: کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست.

اختلاف شیعه و سنی، یک مساله استعماری است. مساله مهم دوستی اهل بیت (علیه السلام) است که فریقین بر آن اتفاق دارند. مسلمین در حال حاضر، در این باره اختلاف و مشکلی ندارند. البته حساب وهابی ها و مبغضین به اهل بیت (علیه السلام) جداست. وهابیون نه شیعه هستند و نه سنی! مذهب وهابیت یکی جریان سیاسی است که ربطی به شیعه و سنی ندارد.

کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست.ائمه ما (علیه السلام) در نماز جماعت آنان شرکت می کردند، به جهت اتحاد مسلمانان.

آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. شیوه مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله نیز همین بوده است؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار.

ایت الله شبیری زنجانی

آیت الله شبیری زنجانی: جای تاسف است  که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.

ما یکسری مشترکاتی داریم که این مشترکات باید محفوظ باشد و قدر آن هم دانسته شود. امیدواریم که این مشترکات بیشتر شده و آنچه که صلاح دین و دنیا همه ماست زودتر فراهم شود و اختلاف نباشد. یکی از مسائل مشترک بین شیعه وسنی قبول داشتن اهل بیت علیهم السلام است، یعنی هر دو گروه، پیامبر، امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام را قبول دارند و می توانند در سایه رهنمودهای آنان به سعادت برسند. ما می توانیم در مقابل کفار کنار هم باشیم. جای تاسف است که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.

ماموستا محمد محمودی: باید درمقابل وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.

وضعیت کنونی جهان اسلام و همچنین رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی از افراد تند رو که به نام اسلام اقدام به کشتار جمعی افراد بی گناه کرده و از این کار هیچگونه ابایی ندارند، بر اساس اجماع علما و اعلام شریعت محمدی محکوم می باشد. بنا بر آنچه که در آموزه های اسلامی ما آمده تعرض به نوامیس مردم، کشتن اطفال و افراد مسن و توهین به عقاید آنها  شدیداً محکوم است.

اینگونه اقدامات غیر انسانی حتی در بلاد غیر مسلمان نیز به هیچ عنوان پذیرفتنی نبوده و همه انسانها آن را محکوم می کنند، لذا جامعه بصیر و آگاه روحانیون اهل سنت نیز جنایات و اعمال تروریستی این گروهک ها را به شدت محکوم می کند. باید درمقابل توطئه ها و تفرقه افکنی وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.

-------------------------------------------------

1٫http://www.yjc.ir/fa/news/4698726

2.http://shafaqna.com/persian/dialogue/item/61864

3.http://www.islamdin.blogfa.com/post-80.aspx

4.http://www.islamdin.blogfa.com/post-135.aspx

5. http://rovatehadis.com/8770/comment-page-2#comment-4376

6. http://arabi-maleki.blogfa.com/post-105.aspx

7. http://shafaq.org/persian/marjeiats/item/60683

8. http://didban.ir/fa/news-details/7363

لینک های مرتبط: دانلود کتاب جنجالی 9 ربیع الاول جهالت ها خسارت ها

دیدبان

۱ نظر 06 Bahman 91 ، 22:33
امین داوری

شایعه‌ی اختلاف مراجع تقلید با رهبر معظم انقلاب، آنقدر مضحک است که برای رد آن نیازی نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم. در نظام اسلامی، ارتباط علما با ولی فقیه، ارتباطی نیست که جرس و بالاترین و روزآنلاین بتوانند آنرا با شایعه و دروغ، خدشه‌دار کنند. البته ممکن است در حوزه روحانیونی هم باشند که منتقد و یا حتی مخالف نظام باشند، اما تعداد این افراد در برابر اکثریت روحانیون حامی نظام، چندان به چشم نمی‌آید.

در سالهای بعد از رحلت امام، دستگاه رسانه‌ای و تبلیغاتی غرب و ضدانقلاب، تلاش زیادی کرد تا با دامن زدن به این شایعه، به نوعی مشروعیت مذهبی و دینی نظام و رهبری را زیرسوال ببرد. اوج این شایعه‌پراکنی را در فتنه سال گذشته دیدیم که رسانه‌های جریان فتنه، شایعه اختلاف و حتی دشمنی مراجع را با رهبری به حد اعلی رساندند که البته چند سایت فتنه‌گر داخلی از جمله سایت «آ» که این‌روزها دوباره به صحنه فتنه‌گری بازگشته، همراه با رسانه‌های ضدانقلاب به شایعه‌پراکنی مشغول بودند.

همچنین چند سایت مذهبی (که متاسفانه برخی از آنها در زمینه اخبار شیعه و حوزه فعالیت می‌کنند) شایعاتی را در خصوص مهاجرت دست جمعی علما و مراجع قم به نجف و یا درخواست از آیت الله سیستانی برای مهاجرت به ایران منتشر ‌کردند! این شایعات تا آنجا پیش رفت که حتی سلطنت‌طلبان سبزپوش خارج از کشور هم تصور کردند واقعا در ایران خبری هست!

تظاهرات سلطنت طلبان در حمایت از جنبش سبز!

از یک ماه و نیم پیش یعنی همزمان با انتشار خبر سفر رهبر انقلاب به قم این شایعات دوباره به اوج خود رسید. اگر چه در این مدت رسانه‌های جریان فتنه، شایعات مختلفی را درباره جمعیت استقبال کننده، اهداف سفر و … منتشر کردند، اما باز هم محور اصلی تمامی شایعات، القاء اختلاف رهبری با مراجع تقلید بود. اتفاقا این بار هم این توهم برای ضدانقلاب به وجود آمد که مراجع حقیقتا مخالف نظام و رهبری هستند! (شاید به همین علت بود که پیش از سفر رهبری به قم، دلقکی مثل ا. ن هم به مراجع نامه نوشت و از آنها خواست که به استقبال نروند!)

من در این مدت تقریبا بیشتر اخبار و شایعات مربوط به سفر رهبر انقلاب را جمع‌آوری کرده‌ام که در اینجا  به برخی از آنها مخصوصا به شایعات سایت جرس یعنی سایت اتاق فکر جنبش به اصطلاح سبز و سایت منتسب به مهاجرانی و کدیور اشاره ‌می‌کنم. سایتی که بیشترین دروغ را در روزهای سفر رهبری به قم منتشر کرد و جالب اینکه امروز در تاکتیکی کودکانه ادعا می‌کند که «دیدید همه آن دروغ‌هایی که گفتیم، راست بود؟!»

البته پیش از بحث اصلی، ذکر چند نکته را ضروری می‌دانم:

اول: توهم عدم استقبال علما و مراجع از رهبر انقلاب بر اساس پیش‌فرض‌هایی مطرح می‌شود. فرض جماعت فتنه‌گر این بود که حقیقتا علما با نظام و رهبر انقلاب مشکل دارند. همان طوری که در بالا هم اشاره کردم، اکثر رسانه‌های جریان فتنه در یک سال و نیم گذشته به طور هماهنگ این شایعه را به مخاطبان خود القا می‌کردند. طبیعی است وقتی یک شایعه، بارها و بارها تکرار شود، ممکن است برای مخاطبان این رسانه‌ها که با واقعیت ایران و روحانیت کمتر آشنا هستند، موثق و مسلم فرض شود.

دوم: مرور این شایعات، نشان می‌دهد که شایعه سازان هیچ شناختی از مسائل حوزه و روحانیت و مخصوصا روابط و دیدارهای مراجع و علما با هم ندارند. به همین جهت، نگاهشان به مراجع، مثل نگاهشان به چهره‌های سیاسی و فعالان حزبی هست و همان انتظار را از آنها دارند. دقیقا به همین علت هست که مثلا دیدار یک مرجع تقلید با آقای منتظری، به معنای مخالفت او با نظام تلقی می‌شود!

سوم: در جمهوری اسلامی، ممکن است نظر فقهی عالمی درباره ولایت فقیه، با نظر امام کمی فرق داشته باشد، اما مطمئنا همان عالم هم حاضر نیست دست از پشتیبانی نظام بردارد که نمونه چنین علمایی را چه در زمان امام و چه در زمان حاضر دیده‌ایم.

چهارم: بخشی از دروغ‌ها و شایعات، به خاطر عدم شناخت صحیح از فضای حوزه و مرجعیت هست، اما بخشی از شایعات هم، کاملا آگاهانه صورت می‌گیرد. قطعا رسانه‌ای که راحت دروغ می‌گوید و اصرار هم دارد که دروغ بگوید، هیچ اعتباری ندارد، مخصوصا رسانه‌ای که بعدا هم به خاطر دروغ‌هایش، شرمنده نباشد!

سفر رهبری لغو شد!

شاید مضحک‌ترین دروغ اصحاب فتنه، همین دروغ و شایعه لغو سفر رهبری بود آنهم به خاطر عدم استقبال علما! این شایعه و دلیل مطرح شده در آن به قدری جالب بود که همان لحظات اول به سوژه‌ای برای خندیدن ما تبدیل شد، اما متاسفانه در همین دنیای مجازی، آدم‌هایی وجود داشتند که مغزشان را به دروغ‌های جرس و سایت‌های مشابه اجاره داده بودند.

سفر یک ماهه!

حالا که سفر لغو نشد (آنهم به خاطر عدم استقبال علما) اما می‌شود لااقل مدت سفر را کاهش داد باز هم به خاطر استقبال سرد علما! این را منابع آگاه (؟!) جرس می‌گویند: «در ابتدا برنامه‌ریزی جهت سفری بسیار مفصل و برای اقامتی بین ۲۵ تا ۳۰ روز در قم در دست بررسی بود، ولی با استقبال بسیار سرد مراجع و علما(؟!) و نیز معتمدین شهر قم زمان اقامت رهبری تا لحظه تنظیم این گزارش به یک هفته تا ۱۰ روز کاهش یافته!»

اقامت در موسسه آیت الله مصباح!

جدای از این ادعای خنده‌دار، در متن این خبر هم کلی شایعه عجیب و غریب دیگر به نقل از منابع آگاه (؟!) وجود دارد که محور همه آنها، القای مخالفت مراجع با رهبری است. شیوه کار به این شکل است که یک شایعه با چند دروغ دیگر قاطی می‌شود تا اگر خود آن شایعه تکذیب شد، لااقل آن دروغ‌ها و آن شبهات در ذهن مخاطب باقی بماند:

«به گفته منابع آگاه (؟!) چندین مکان برای اقامت وی پیشنهاد شده بود یکی مهمانسرای حوزه علیمه بود که بعلت مسایل امنیتی رد شد. پیشنهاد دیگر را گویا دفتر آیت الله مکارم داده بود. این هم از سوی مشاورین ومسئولین دفتر رهبر رد می‌شود تا شائبه حمایت رهبر از آیت الله مکارم شیرازی که بعد از انتخابات حاضر به تبریک گفتن به احمدی نژاد نشده بود، پیش نیاید! پیشنهاد بعدی منزل آیت الله حائری(موسس) که هم اکنون در اختیارآیت الله شهرستانی داماد آیت الله سیستانی است. بازهم این پیشنهاد رد می‌شود چراکه اقامت رهبر در آنجا پیام حمایت وتقویت جریان سنتی حوزه که امروز توسط آیت الله وحید خراسانی هدایت می شود را به افکار عمومی حوزویان منتقل می ساخت! در نهایت اقامت رهبر در موسسه امام خمینی رقم خورد و پیام اصلی این اقامت و ملاقات های چند روزه آینده ایشان، حمایت مستقیم رهبر کشور  از جریان حوزه حکومتی در قم است…از این رو مراجع و شخصیت‌های مختلف برای دیدن رهبر ایران باید به دفتر مصباح یزدی بروند!»

همان طوری که می‌بینید در کنار شایعه مربوط به محل اقامت، چند دروغ دیگر هم درباره مخالفت آیات عظام مکارم، سیستانی و وحید خراسانی با رهبری وجود دارد، تا لااقل این شبهات، در ذهن مخاطب باقی بماند. البته معلوم نیست چرا تعیین محل اقامت رهبر انقلاب باید اینقدر مساله‌ساز باشد، آنهم وقتی خود ایشان در قم دفتر و محل اقامت دارند؟!

اگر این دو نفر به دیدار رهبری بروند!

براساس تبلیغات غلط و مغرضانه برخی عناصر داخلی، گاهی بعضی علما و مراجع آن گونه که باید و شاید معرفی نمی‌شوند و یا به گونه‌ای خاص معرفی می‌شوند. این مساله درباره آیات عظام وحید خراسانی و شبیری زنجانی بیشتر صدق می‌کند. با توجه به دیدگاه فقهی ایشان و البته تبلیغات مشکوک برخی افراد، برای بسیاری از ضدانقلاب این تصور پیش آمده است که این دو مرجع تقلید با نظام و رهبری مشکلی دارند. بعضی‌ها هم در مطالبشان چنان وانمود کرده‌اند که گویا آیت الله شبیری زنجانی «نائب المنتظری» هست!

براین اساس دویچ وله آلمان، مصاحبه‌ای را با سراج‌الدین میردامادی ترتیب داد و از قول وی نوشت که اگر این دو نفر به دیدار رهبری بروند، پس سفر ایشان به قم به اهداف خود رسیده است! یعنی میردامادی براساس آن تصورات و پیش‌فرض‌های کاملا اشتباه قبلی، حقیقتا تصور نمی‌کرد که آیت الله شبیری زنجانی به دیدار رهبری برود. دقیقا به خاطر همین پیش فرض‌های غلط بود که وقتی ایشان به دیدار رهبر انقلاب رفتند، کمر فتنه‌گران شکست!

آیت الله شبیری زنجانی

فشار نیروهای اطلاعاتی به آیت الله وحید خراسانی!

«منابع خبری جرس گزارش دادند آیت الله وحید خراسانی، بدلیل اینکه تصمیم داشت زمان سفر سیدعلی  خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی  به شهر قم، در آن شهر نباشد و به مشهد عزیمت کند، از سوی اداره اطلاعات قم تهدید شد و از سفر وی جلوگیری بعمل آمد!»

چنین شایعاتی در روزهای بعد هم ادامه پیدا کرد و جرس بنا به ادعای منابع آگاه (؟!)‌نوشت:«در مورد آیت الله وحید خبرهای موثق (؟!) حکایت دارد که فشار بر بیت ایشان برای دیدار با آقای خامنه ای به شدت بالاست!»

این شایعه خنده‌دار را شاید آن متوهمان سایت بالاترین و یا آن آدم‌هایی که در همه عمرشان حتی یکبار رساله نخوانده‌اند، باور کنند؛ اما کسی که با حوزه و روحانیت و مرجعیت و این قبیل مسائل آشنا باشد، با خواندن این خبر فقط به هوش زیاد جرسی‌ها می‌خندد. گویا آیت الله وحید خراسانی را با شیخ اصلاحات اشتباه گرفته‌اند!

دلائل سفر سرّی خرداد ۸۹ رهبری به قم؟

سفر که لغو نشد، مراجع و علما هم که به دیدار رهبری رفتند؛ پس آن همه دروغ و شایعه یک سال و نیم گذشته را چه کنیم؟ مگر رسانه‌های سبز بارها و بارها از مخالفت آیات عظام مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، جوادی آملی با رهبری خبر نمی‌دادند؟ آنها که همه با روی گشاده به دیدار رهبری رفتند. حالا که با این سفر، همه شایعات ما نقش برآب شده چه کنیم؟ آهان! بهتر است به سراغ منابع موثق (؟!) برویم تا درباره اختلاف مراجع با رهبری افشاگری کنند:

«به گزارش منابع موثق (؟!) از ایران سفر مخفی و پنهانی چند ماه پیش آقای خامنه‌ای به قم و دیدار وی با مراجع و علمای بلند پایه در نیمه های شب و به شکل سری، فاز اول سفر چند روز آینده وی به قم بوده و توسط کارگروه فوق الذکر توصیه و توسط خامنه ای اجرا شد. خامنه‌ای چون نسبت به دلخوری و مخالفت مراجع و علما (؟!) نسبت به عملکرد حکومت خصوصا پس از انتخابات سال ۸۸ آگاه بود و از نارضایتی مراجع (؟!) نسبت به دخالت فراوان حکومت در سیستم اداره حوزه های علمیه آگاه بود، می‌دانست سفر رسمی بدون انجام سفری مقدماتی با استقبال بسیار سرد و غیر قابل پیش بینی مراجع و علما (؟!) روبرو می‌شود و هیچ یک از مراجع و علما به دیدار وی در سفر رسمی به قم نمی‌روند پس با نوعی رندی پیشاپیش به شکل مخفیانه به قم رفت که هم نوعی دلجویی از مراجع تلقی شود و هم مراجع و علما را بتوان در سفر رسمی به قم تحت فشار قرار داد که رهبری که به دیدار شما آمدند اخلاقا شما به بازدید ایشان بروید فقط با این تفاوت که دیدار چند ماه پیش رهبری با مراجع مخفیانه و شبانه و بدون انعکاس خبری بود تا به جایگاه وی خدشه وارد نشود ولی در سفر رسمی وی در روزهای آینده هر نوع دیدار مراجع و علما با ایشان حتی به عنوان بازدید از وی به دلیل دیدار مخفیانه وی در ماه‌های گذشته با انعکاس گسترده خبری توسط رسانه‌های وابسته به رهبری مواجه می‌شود و نوعی بیعت و تبعیت مراجع با رهبری تفسیر می‌شود!»

آیت الله صافی گلپایگانی

کمیسیونی برای تهدید و تطمیع مراجع!

البته برای اثبات دروغ‌ و القای اختلاف مراجع با رهبری، تشکیل کمیسیون هم راه‌حل خوبی است! تصمیمات این کمیسیون را هم منابع موثق و آگاه جرس با گوش‌های خودشان شنیده‌اند، دیگر من چه بگویم جز اینکه نویسنده این مطلب، قطعا هیچ شناختی از مراجع ندارد:«کمیسیون دیگر بیشتر با دستور آماده کردن مقدمات حضور مراجع و علمای نام و نشان دار حوزه ابتدا با اولویت حضور آنها در مراسم استقبال در صورت عدم موافقت در مراسم سخنرانی رهبری در حرم حضرت معصومه حضور یابند و باز هم اگر حاضر به حضور در مراسم سخنرانی رهبری نشدند حتما باید در محل اقامت رهبری حضور یابند و با ایشان دیدار کرده و” با خیر مقدم به ایشان حضور ایشان را باعث برکت و رونق حوزه های علمیه توصیف کنند و از درایت و توان و قدرت ایشان در اداره امور کشور تعریف و تمجید کنند”! جهت رسیدن به این هدف با مراجع و بیوت و دفتر آنها به دفعات گفتگو شده و از انواع تطمیع و تهدید استفاده شده! ولی براساس اطلاعات دریافتی اکثریت مراجع عظام و علمای اعلام حاضر به تمکین در مقابل این دستورالعمل نشده اند! حتی به نزدیکان مراجع توسط مسئولان امنیتی گفته شده اگر مراجع براساس برنامه های تنظیم شده حاضر به حضور خدمت رهبری و بیعت با ایشان به عنوان ولی امرمسلمین جهان و مرجع اعلی و عام شیعیان نشوند سرنوشتی شبیه آنچه بر مرحوم آیت الله العظمی منتظری و دیگر مراجع مستقل رفته در انتظار آنها و نزدیکان آنهاست!»

چرا آیت الله حسن‌زاده نیامد؟!

وقتی همه شخصیت‌هایی که ملاقاتشان با رهبری انتظار می‌رفت و (یا به تصور فتنه‌گران انتظار نمی‌رفت) به دیدار رهبری رفتند، نخبه‌های جرس دوباره بهانه‌ی جدیدی پیدا کردند و نوشتند :«در جمع روحانیون استقبال کننده، آیت الله حسن زاده آملی و سید حسن خمینی حضور نداشتند!» درباره ارتباط و علاقه شخصی علامه حسن زاده آملی به رهبر انقلاب، چیزی نمی‌گویم، اما ذکر این توضیح را لازم می‌دانم که اولا ایشان از مدتی پیش دچار کسالت شده‌اند ثانیا فعلا مقیم تهران هستند نه قم! (فقط جهت اطلاع متوهمان جرس)

آیت الله حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی در سفر قبلی رهبر انقلاب به قم

بعدا اسم آنهایی را که نرفتند اعلام می‌کنیم!

فتنه‌گران، روزهای اول سفر اسم هر کسی را که می‌بردند و ادعا می‌کردند که به دیدار رهبری نرفته، همان شب و یا فردای آن‌روز همان شخص به ملاقات رهبری می‌رفت! نمونه‌اش آیت الله گرامی که اتفاقا دو بار هم به دیدار رهبری رفته بود. جرس آنقدر دروغ گفت که بالاخره خودش هم کم آورد در نتیجه برای اینکه بیشتر از این آبرویش نرود، قول داد که بعد از سفر اسامی آنهایی را که به ملاقات نرفته‌اند، بنویسد! (البته هنوز هم در خبرهای خود، نام آیت الله گرامی را در زمره غائبان می‌نویسد!)

آیت الله گرامی (سمت راست) و پسران آیت الله وحید خراسانی

مراجعی که نرفتند!


اگر شما جای جرس بودید و این همه اخبار دروغ (از لغو سفر رهبری گرفته تا عدم استقبال مراجع از رهبری) می‌نوشتید و این همه سوتی می‌دادید، چکار می‌کردید؟ به هر حال جرسی‌ها به قولشان عمل کردند و بعد از سفر اسم آنهایی را که به دیدار رهبری نرفته بودند، منتشر کردند: «آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله العظمی موسوی اردبیلی و آقایان محمد روحانی، محمدصادق شیرازی، صانعی و بیات زنجانی!»

دروغگوهای جرس آنقدر کم حافظه بودند که حتی دروغ‌ قبلی خودشان را هم فراموش کردند. یک نفر به آنها یادآوری کند اگر ماموران امنیتی آنقدر قدرت دارند که مانع از سفر آیت الله وحید خراسانی به مشهد بشوند، چرا قدرت نداشته باشند که ایشان را به دیدار رهبری ببرند؟! ضمنا اگر آیت الله وحید خراسانی با رهبری مخالف باشد _آنگونه که جرس مدعی شده _ پس چرا دو فرزند ایشان و آیت الله میلانی از اصلی‌ترین شاگردان ایشان و چند نفر از اعضای دفتر از جمله حجت الاسلام والمسلمین کاردان به دیدار رهبری رفته‌اند؟

اما درباره آیت الله موسوی اردبیلی، متاسفانه چندی قبل حادثه‌ای در منزل برای ایشان پیش آمد که همینجا شفای عاجلشان را از درگاه خداوند متعال آرزو دارم. به همین علت تاکنون دیدار یا برنامه رسمی نداشته و  پسرشان را برای استقبال از رهبر انقلاب به حرم مطهر فرستادند. محض اطلاع حضرات متوهم، آیت الله موسوی اردبیلی چند ماه پیش شخصا به تهران و دفتر رهبر انقلاب رفته بودند که در آن دیدار بر حمایت کامل و قاطع از رهبری در مقابل فتنه‌گران تاکید کردند. مطمئنا اصحاب فتنه از نتیجه آن دیدار اطلاع دارند به همین علت چندان روی آن مانور نمی‌دهند!

پسر آیت الله موسوی اردبیلی و پسر مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، در مراسم استقبال از رهبر انقلاب در حرم مطهر

اما درباره ۴ نفر باقیمانده. ضمن احترام به همه آنها، باید بگویم که آقایان روحانی و شیرازی از ابتدای انقلاب، با نظام و امام خمینی اختلاف داشتند و حتی مرحوم آقای منتظری هم در همان زمان، از مواضع آنها انتقاد می‌کرد، بنابراین هیچکس توقع نداشت که آنها به ملاقات رهبری بروند، چون اصلا نیازی به این دیدار نبود.

اما اوج لطیفه‌های جرس، درباره آقایان صانعی و بیات است. حقیقتا نمی‌دانم چه کسی منتظر دیدار آنها با رهبری بوده؟ فرض کنیم این دو نفر، مرجع اعلم و مسلم باشند و جایگاه رفیعی در حوزه علمیه و در میان علما و طلاب داشته باشند (که ندارند) اما چه کسی منتظر بود که این دو نفر نیز با رهبری دیدار کنند؟ البته بد نیست برای اطلاع از جایگاه علمی آقایان صانعی و بیات در گعده‌های طلاب و فضلا در مدرسه فیضیه از این دو به عنوان مرجع تقلید نام ببرید. محترمانه‌ترین واکنش لبخند مضحکانه خواهد بود!

از میان این همه پیامبر، حالا چرا جرجیس؟!

توهمات جرس تا آنجا ادامه پیدا کرد که حتی مدعی شد بیات زنجانی برای دیدار با رهبری تحت فشار قرار گرفته است! متن لطیفه را بخوانید: «در پی خودداری آیت الله اسدالله بیات از دیدار با آقای خامنه‌ای در جریان سفر به قم، معاون اداره اطلاعات قم با وی دیدار کرده و ناراحتی خود را از عدم حضور وی برای ملاقات با رهبری ابراز داشته و همزمان از او خواسته بود با رهبری ملاقات کند!» یکی نیست به این جرسی‌ها بگوید که از میان این همه پیامبر، حالا چرا جرجیس را انتخاب کرده‌اید؟!

محض اطلاع فتنه‌گران، حوزه آنقدر عالم و روحانی بزرگ دارد که رفتن و یا نرفتن این ۴ نفر، هیچ خدشه‌ای به سفر رهبری وارد نمی‌کند. برای معرفی عالمان بزرگواری که به ملاقات رهبر انقلاب رفته‌اند، وقت دیگری لازم هست.

از چپ به راست: حضرات آیات میلانی(استاد برجسته کلام در قم) مکارم شیرازی، انصاری شیرازی (از علمای بزرگ و بنام قم) همچنین حضرات آیات خرازی، سبحانی، شاه آبادی و سید جعفر کریمی از اعضای قدیمی بخش استفتائات دفتر امام که چندسالی است همراه بعثه آیت الله سیستانی به حج می رود


اینها تنها چند نمونه ‌از شایعات و اخبار دروغ جرس و سایت‌های مشابه در ایام سفر رهبری به قم بود. از دهها مطلب و شایعه این سایتها به خوبی می‌توان دریافت که تئوریسین های جریان فتنه سبز از رسومات و فضای حاکم بر حوزه‌های علمیه و بیوت علما و مراجع کمترین شناختی ندارند و با ابتدائی‌ترین مسائل حوزه هم آشنا نیستند. جالبتر آنکه علیرغم ادعای خود مبنی بر سابقه خبرنگاری حرفه‌ای، به این نکته توجه ندارند که درصورت نداشتن اطلاع دقیق از یک موضوع، لااقل با افراد مطلع مشورت کنند و بعد شایعه بسازند!

اصلا چرا علما؟!

البته بعضی از فتنه‌گران هم احساس می‌کردند که به شایعه و دروغ نیازی نیست. نمونه‌اش نویسنده سایت خودنویس که وقتی تلاش دوستانش را برای القای اختلاف مراجع با رهبری و «سبز» نامیده شدن علما دید، خیلی راحت حرف دلش را زد و گفت:« ماجرای توسل به علما برای پایان دادن به استبداد حکومت در ایران و قبولاندن اصول مدرنیته و دموکراسی به حکومت‌گران، حکایت کهنه‌ای است ولی هنوز جذابیت خود را از دست نداده است… چرا راه حلی که یکصد سال پیش بکار گرفته شد از مد نمی‌افتد؟ نفع علما در روبه رو بودن با جماعت گوش به فرمان است! کسانی که پای منبر دوزانو می‌نشینند و گوش می‌کنند!…پرسش من از کسانی است که از علما و مجتهدین بخاطر بی‌طرفی در این ماجرا (یا گرفتن طرف جمهوری اسلامی) انتقاد می‌کنند: چرا دست از سر علما بر نمی‌دارید؟ چرا نمی‌گذارید در حجره‌های‌شان نان و ماست‌شان را بخورند؟! چرا اصرار دارید پای آنها را وسط بکشید؟ اگر فردا به صحنه آمدند و بعد از صحنه بیرون نرفتند چه می‌کنید؟! مگر سید عبدالله بهبهانی پس از پیروزی مشروطه تیم ترور تشکیل نداد؟! مگر تجربه جمهوری اسلامی چیزی جز نتیجه کشاندن پای علما به عرصه سیاست است؟ دست آخر بتوانید از اینها فتوای جهاد بر علیه جمهوری اسلامی را بگیرید، بعد چه؟ می‌خواهید دموکراسی را با فتوا برپا کنید؟! می‌خواهید از خیل مقلدان شهروند بسازید؟!»

و حرف آخر اینکه ای کاش همه فتنه‌گران، مثل این آقا، رک و پوست کنده حرف دلشان را می‌زدند و از دیوار دین بالا نمی‌رفتند!

حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی بهجت، پسر مرحوم آیت الله بهجت

امید حسینی




لینک های مرتبط: استقبال از امام خامنه ای حرام است

۰ نظر 25 Bahman 90 ، 16:12
امین داوری