ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیخ بهایی» ثبت شده است

سال ها پیش، مصاحبه ای از آیت الله حسن زاده آملی در نشریه دانشجویی جرس (وابسته به دانشگاه صنعتی شریف) خواندم که ایشان در آن مصاحبه، با اشاره به دوران تحصیل خود، درباره دروس و رشته های مختلفی که خوانده بودند، توضیح می دادند.
علامه حسن زاده آملی، در آن مصاحبه به اساتید مختلف خود هم اشاره کردند و وقتی به اسم علامه شعرانی رسیدند، نکاتی را درباره جامعیت علمی ایشان بیان کردند و گفتند :
«آقای شعرانی ذوالفنون بودند. بنده همه اساتیدم را به تبحر در فنون مثل ایشان ندیدم. مثل این بزرگوار در تمام فنون ندیدم. آن جناب در همه علوم کتاب‌های دوره شفای شیخ الرئیس، ماهر و متبحر بود و علم عروض هم می‌دانست. یکی از کتابهای دوره شفا، علم موسیقی است. دانستن موسیقی که گناه نیست. حتی مرحوم شیخ بهایی در کشکول نقل می‌کند از مرحوم علامه که یک وقت برای معالجه بیماری، موسیقی به کار می‌رفته. مرحوم آقای شعرانی موسیقی هم می‌دانست"

 بعد از گذشت چند سال از آن مصاحبه، روزی در یکی از کتابفروشی های قم، کتابی را دیدم با عنوان "گفت و گو با علامه حسن زاده آملی " که شامل مجموعه مصاحبه های رسانه‌های مختلف با ایشان بود.
نکته جالب اینکه همان مصاحبه مذکور را در این کتاب پیدا کردم، اما در کمال تعجب، اظهارات علامه درباره موسیقی کاملا حذف شده بود!
آن وقت دوباره رفتم سراغ آن مجله دانشجویی، تازه فهمیدم که چرا علامه پس از اشاره به موسیقی، مجبور می شوند توضیح کوتاهی هم بدهند. آنجا که برای دفاع از خود در برابر کج اندیشان می گویند: دانستن موسیقی که گناه نیست! فلانی و بهمانی هم می دانستند و...


امید حسینی

۰ نظر 01 Azar 95 ، 11:00
امین داوری
پرسش
1- نظر شما راجع به ابن عربی اندلسی صاحب فصوص و فتوحات از جهت تشیع داشتن و یا عدم آن چیست؟
2- آیا مطالب معارض با ضروریات شیعه که به وفور در آثار مشار الیه دیده می شود را می توان حمل بر تقیه و قصور و استضعاف فکری وی نمود؟
پاسخ اجمالی

پیچیدگى شخصیت ابن عربى و روش او در برخورد با مذاهب اسلامى و شخصیت هاى مورد علاقه هر یک از این مذاهب موجب اختلاف آراء در مذهب او گشته است. به گونه ای که بعضى او را از اهل سنت و بعضى از شیعه اثنى عشرى، بعضى اسماعیلى، بعضى مالکى، بعضى برتر از مذهب و بعضى خارج از مذهبش دانسته‏اند. اما آثار و تألیفاتش دلالت دارد که او از اهل سنت بوده و در فقه تابع مسلک حنبلى است، البته  در مواردی به عقاید شیعه هم علاقه نشان داده است.

لازم است گفته شود که عده ای همانند شیخ بهایی او را شیعه دانسته اند. بنابر این اگر او را شیعه دانستیم مطالب معارض با عقیده شیعه در کتبش را باید حمل بر تحریف دیگران یا تقیه او نماییم.

پاسخ تفصیلی

محمد بن على بن محمد بن احمد بن عبد الله بن حاتم طایى مکنى به ابوبکر و ابو عبدالله و ابن افلاطون و ابن سراقه و ابن عربى و ملقب به شیخ اکبر و محیى الدین است. او از نوادگان عبدالله بن حاتم برادر صحابى معروف عدى بن حاتم است و جد اعلاى او حاتم طایى است. پدرش، على بن محمد، از ائمه فقه و حدیث و از زهاد و متصوفه به شمار میرفته است و مادرش از قبیله خولان و به انصار منسوب است.

او در سال 560 ه. ق در هفتم ماه رمضان در مرسیه از بلاد اندلس متولد شد و در هشتم ربیع الآخر سال 638 ه. ق در دمشق وفات یافت و در شمال این شهر، در قریه صالحیه و در دامنه کوه قاسیون، دفن شد.

وی حنبلی مذهب و از برجسته‏ترین شخصیت‏هاى عرفان اسلامى است. عارفى که امواج عظیمى از مخالفان و موافقان پیرامون شخصیتش نظر داده اند و بسیارى از عارفان و حکیمان و فقیهان و دانشوران را یا مرید خود ساخته و یا به مخالفت با خود برانگیخته است.[1]

با اینکه منابع بسیارى پیرامون زندگانى و شخصیت ابن عربى وجود دارد، اما به دلیل افراط و تفریط جانب‏داران و مخالفانش، شناخت شخصیت واقعى او آسان نیست. افراط و تفریطى که گاه او را در عالى‏ترین مراحل سیر و سلوک و در ردیف اولیا قرار داده و گاه او را از دین خارج دانسته و بدعت گذارى گمراه و گمراه‏کننده معرفى نموده است.

مطمئن‏ترین راه براى پى‏بردن به شخصیت واقعى او، چه در شکل ظاهرى که بیانگر زندگى روزمره اوست و چه در بعد عرفانى که شکل‏گیرى شخصیت او را در مسیر سیر و سلوک و گذر از مراحل و مقامات عرفانى بیان مى‏کند، مراجعه به آثار و تألیفاتش است.

با در نظر گرفتن این مقدمه به بیان موضوع می پردازیم...

۱ نظر 26 Bahman 90 ، 08:37
امین داوری