ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
آخرین نظرات
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید علی خامنه ای» ثبت شده است

چند روز پیش و بعد از درگذشت مرحوم آیت الله طاهری خرم آبادی محسن کدیور ادعایی را در سایت شخصیش مطرح می کند و و در مطلبی با عنوان «دفاع طاهری خرم آبادی از حقوق منتقدان» می نویسد:

[در جریان اعلام نام حجت الاسلام و المسلمین سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در عداد مراجع جایزالتقلید توسط جامعه‌ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم در آذر 1373 مرحوم آیت الله طاهری خرم آبادی و آیت الله مومن قمی به اعتراض جلسه‌ی جامعه را ترک کردند. وی یکی از چهار عضو جامعه مدرسین مخالف مرجعیت آقای خامنه ای بود. علیرغم فشار فراوان معاونت مرجعیت و روحانیت وزارت اطلاعات مرحوم آیت الله طاهری خرم آبادی هرگز گواهی کتبی برای مرجعیت بلکه اجتهاد آقای خامنه ای را امضا نکرد]

ادعایی که زود ب خروجی برخی از سایت های ضد انقلاب تبدیل می شود.

محسن کدیور کسی است که تا ب حال ادعاهای زیادی درباره کسانی همچون آقایان شریعتمداری و منتظری کرده که حتی زمانی داد سایت جماران را هم در آورد! [وقتی جماران موضع می‌گیرد و جواب کدیور را میدهد، بنظرم دیگر باید تا آخر خط رفت!] + +

اما این ادعای جدید کدیور در حالیست که آیت الله مومن در حاشیه جلسه‌ای در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و در پاسخ به این ادعا فرمودند: چنین مطلبی که بیان شده و به بنده و آیت الله طاهری خرم آبادی نسبت داده شده است به کلی دروغ است و صدردصد تکذیب می‌شود. [فایل صوتی این قسمت را از اینجا دانلود کنید]
ایشان فرموده اند کاملا کذب محض است که بنده و آیت الله طاهری خرم آبادی در چنین جلسه‌ای حضور داشته باشیم و به عنوان اعتراض آن را ترک کرده باشیم.
اما از سوی دیگر نگاهی گذرا به اسناد موجود نشان می‌دهد حضرت آیت الله مومن در همان سال به صورت کتبی نیز اعلام کردند و فرمودند: شهادت می‌دهم معظم له مجتهدی عادل و جامع الشرایط می‌باشند.
همچنین مرحوم آیت الله طاهری خرم آبادی نیز در ضمن گفت‌وگویی چنین بیان کرده بودند:

در اصل یکصد و نهم شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری را ذکر می‏کند که در آن هم تعبیر «صلاحیت علمی برای مرجعیت» را دارد. تنها جایی که شبهه مرجعیت بالفعل را به وجود می ‏آورد اصل یکصد و هفتم قانون اساسی قبلی بود که در آن لفظ «مرجع» آمده بود. در زمان امام اعضای کمیسیون یکصد و هفت که یکی از وظایفش تفسیر قانون اساسی در این گونه موارد است، این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که «منظور از مرجع چیست» میزان و ملاک کدام اصل است، که در نتیجه آن اکثریت اعضاء معیار را «صلاحیت مرجعیت» دانستند نه مرجعیت بالفعل. لذا بعد از ارتحال حضرت امام بنابر این مصوبه و همچنین با استناد به نامه حضرت امام (ره) مبنی بر عدم لزوم مرجعیت، انتخاب رهبری صورت پذیرفت.

[ر.ک: گفت‌وگو با آیت‏الله سیدحسن طاهری خرم‏آبادی، مقررات و عملکرد مجلس خبرگان، فصلنامه حکومت اسلامی، سال سوم، شماره دوم، تابستان 77، صص 131 – 133].

+ پی نوشت: گفت‌وگو با حجت‌الاسلام ذوعلم پیرامون مقام علمی رهبر انقلاب

مطلب مرتبط: پاسخی منطقی به نامه جنجالی کدیور

۳۸ نظر 21 Shahrivar 92 ، 01:32
امین داوری
پرسش: 
آیا، آقای خامنه ای، رهبر انقلاب، از تملّق و چاپلوسی بیزار هستند؟ اگر اینطور است، مواردی را به صورت مستند در این مورد ذکر بفرمایید.
پاسخ: 
در رابطه با موضوع فوق چند نکته را خدمت شما عرض می نماییم :
  نخست اینکه اصل وجود پدیده شوم چاپلوسی در جامعه چیزی نیست که بتوان به سادگی بر آن سرپوش گذاشت و ما نیز اصل وجود آن را تأیید می کنیم. البته در مورد میزان آن به سادگی نمی توان اظهار نظر کرد، چرا که تا کنون نه بررسی آماری خاصی در این زمینه شده است و نه اینکه اساسا امکان چنین بررسی ای وجود دارد و ما صرفا می توانیم با مشاهده برخی موارد این مساله (حتی با دیدن یک مورد) ادعا کنیم که اصل آن وجود دارد.
 دوم اینکه همانگونه که شما نیز می دانید تملق و چاپلوسى و هم چنین دروغ گویى و نفاق، از صفات نکوهیده و بسیار زشت است. در زشتى چاپلوسى همین بس که پیامبر اسلام(ص) مى فرماید: احثوا فى وجوه المدّاحین التّراب؛ به صورت متملقین چاپلوس خاک بپاشید(بحارالانوار، ج 73، ص 294) و در زشتى خلاف گویى و نفاق همین بس که امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: شرّ الاخلاق الکذب والنّفاق؛ زشت ترین خوى و صفت در انسان دروغ گویى و نفاق است(میزان الحکمه، ج 8، ص 342). انسان های چاپلوس و دروغ پرداز، بسى فرومایه و پست است و معمولاً این گونه افراد، کارشان به رسوایى مى کشد و در نزد افراد شایسته، مورد نفرت و بیزارى هستند.
  سوم وقتی که در جامعه انسانهای چاپلوس فراوان است و حتی برخی چندان هم بدشان نمی آید که مورد چاپلوسی و مداحی قرار گیرند و باعث رشد این پدیده شوم گردند. مساله ای که در زمینه مسئولان نظام جمهوری اسلامی و به ویژه مقام معظم رهبری پیش می آید و به نظر می رسد که منظور نظر سوال شما نیز همین باشد این است که نحوه برخورد مقام معظم رهبری در این زمینه چگونه است؟ آیا ایشان نیز همچون برخی افراد که عملا و گاه حتی علنا به تملق و چاپلوسی تمایل نشان می دهند و یا حداقل با سکوت خود آن را تایید می کنند در برابر چاپلوسی ها سکوت اختیار می کنند و یا اینکه در مواردی که چنین چاپلوسی هایی صورت می گیرد واکنش مطلوب را نشان می دهند؟ که در این زمینه به اعتقاد ما مقام معظم رهبری هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی همواره جزء مخالفان بزرگ پدیده تملق و چاپلوسی بوده اند.
سیره نظری مقام معظم رهبری در مقابل چاپلوسی:
مقام معظم رهبری، الگوی رفتاری خویش را نیز امام علی(ع) قرار داده و در ضمن سخنان مختلفی بر لزوم الگوگیری از سیره نظری و عملی آن امام همام در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی تأکید داشته اند که یکی از این الگوهای رفتاری، نحوه مقابله آن حضرت با متملقان و چاپلوسان می باشد که در یکی از خطبه های نمازجمعه مقام معظم رهبری به آن اشاره شده و در مورد الگو برداری از این شیوه عملی، تاکید صورت گرفته است. ایشان در این زمینه می فرمایند :
  «یکى از خصوصیات امیرالمؤمنین در سلوک سیاسى‌‌‌‌‌اش این بود که از مردم جداً- نه به صورت تعارف- درخواست میکند که با او متملقانه حرف نزنند، چاپلوسى نکنند، تصنع در برخورد با او به خرج ندهند. در وسط یکى از خطبه‌‌‌‌‌هاى امیرالمؤمنین -که یکى از آن خطبه‌‌‌‌‌هاى بلیغ و عجیب امیرالمؤمنین است- یک نفرى بلند شد، شروع کرد تعریف و تمجید از امیرالمؤمنین؛ از سخن و از مطالب آن حضرت بنا کرد تمجید کردن و ثنا کردن بر امیرالمؤمنین. حرفهاى او که تمام شد، حضرت رو کرد به او، تقریباً به همان اندازه‌‌‌‌‌اى که صحبت کرده بود -آنچه که انسان توى نهج‌‌‌‌‌البلاغه و در آن مقدارى که سید رضى انتخاب کرده، مى‌‌‌‌‌بیند- در نصیحت این مرد صحبت کرد که با من اینجورى حرف نزنید. از جمله همین عبارت معروف است: «فلا تکلّمونى بما تکلّم به الجبابرة»؛ آنجورى که با پادشاهان، با جباران حرف میزنند، با من حرف نزنید. «و لاتتحفّظوا منّى بما یتحفّظ به عند اهل البادرة»؛ آنجورى که ملاحظه میکنند که نبادا بدش بیاید، نبادا موجبِ ناخرسندى یا ناخوشایندى فلان جبار بشود- حرفهائى را نمیزنند، ملاحظاتى را میکنند- جلوى من این ملاحظات را نکنید. «و لاتخالطونى بالمصانعة و لا تظنّوا بى استثقالا فى حقّ قیل لى»؛(10) خیال نکنید که اگر حرف حقى را به من گفتید، على از حرف حق شما دلگیر خواهد شد. براى او سنگین خواهد آمد؛ اینجور نیست. این هم یکى از خصوصیات سیاست امیرالمؤمنین است.»
(خطبه های نمازجمعه تهران ، 20/6/88)
  ایشان همچنین یکی از آفات مسئولان نظام جمهوری اسلامی را نیز خطر چاپلوسان و متلقان دانسته و همواره مسئولان را از دل سپردن به چنین افرادی برحذر داشته اند:
  «به سخن نرم و دلنشین چاپلوسان هم دل نسپرید. اگر ما این را رعایت کنیم، به نظر من خیلى به سود ماست.»
(دیدار با اعضای هیات دولت، 17/7/84)
  مقام معظم رهبری معتقدند دوران حکومت پیامبر اکرم(ص) نمونه و الگویی از یک حکومت واقعی اسلامی بود که متأسفانه در دوران اموی و عباسی به انحراف کشیده شد و یکی از ویژگی های آن افتادن کارها به دست انسانهای متملق بود. بنابراین از نظر ایشان تملق صفتی است مذموم و ناپسند که باعث انحطاط حکومت اسلامی می شود و باید به شدت از آن اجتناب نمود:
   «دوران خلافت مروانى و سفیانى و عباسى، دورانى بود که ارزشهاى اسلامى از محتواى واقعى خودشان خالى شدند. صورتهایى باقى ماند؛ ولى محتواها، به محتواهاى جاهلى و شیطانى تبدیل شد. آن دستگاهى که مى‌خواست انسانها را عاقل، متعبد، مؤمن، آزاد، دور از آلایشها، خاضعِ عنداللَّه و متکبر در مقابل متکبران تربیت کند و بسازد- که بهترینش، همان دستگاه مدیریت اسلامى در زمان پیامبر(ص) بود- به دستگاهى تبدیل شد که انسانها را با تدابیر گوناگون، اهل دنیا و هوى‌ و شهوات و تملق و دورى از معنویات و انسانهاى بى‌شخصیت و فاسق و فاسدى مى‌ساخت و رشد مى‌داد... کسانى که در این دوران، تملق رؤسا و خلفا را مى‌گفتند، کارها در دست آنها بود. کارها بر اساس صلاحیت و شایستگیشان واگذار نمى‌شد.»
( سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم، روز پانزدهم ماه مبارک رمضان و میلاد امام حسن مجتبى‌«ع»، 22/1/69)
سیره عملی مقام معظم رهبری در مقابل چاپلوسی :
  مقام معظم رهبری علاوه بر سیره نظری ، به لحاظ عملی نیز همواره در برابر صفات مذمومی همچون تملق، چاپلوسی و اغراق واکنش در خور نشان داده اند که به برخی از این موارد اشاره می کنیم:
  سایت جهان نیوز به نقل از وبلاگ سحر یار به دو نمونه از برخورد مقام معظم رهبری با تملق گویی اشاره کرد و نوشت:
1 - در تاریخ 24 / 6/ 77 در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، قبل از بیانات مقام معظم رهبری سرودی اجرا شد و در آن مصرعی بود که جمع باهم می خواندند سرور ما، خامنه ای.
  ایشان در همان جلسه تذکر دادند و فرمودند:
  «یک نکته هم درباره این سرود زیبایی که برادران اجرا کردند، عرض کنم: من خواهش می کنم که الفاظ این اشعار و سرودها را از کلمات مبالغه آمیز خالی کنید. هم شأن شما این است که در این راهها پیشقدم باشید و هم حقیقت قضیه این است. بنده افتخارم به این است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم.  «سَروَر» فقط خدای متعال است و به امر او و در پیروی و عبودیت او بندگان صالحِ برجسته و معصومین علیهم السّلام  ‌اند. ما بندگانی ناقص، نارسا، و ضعیف هستیم. بزرگترین هنر ما این است که بتوانیم در لا به لای همه ضعفهایی که داریم، کاری انجام دهیم که انشاءاللَّه طبق وظیفه باشد. این کلمات مبالغه آمیز را حذف کنید. بنده، وقتی این کلمات را می شنوم، حقیقتاً متأذّی می شوم.»
2 - در 12/ 8/ 80 در دیدار با جوانان اصفهان، قبل از فرمایشات امام خامنه ای، کسی ایشان را «علی زمان» خواند، در همان جلسه اینگونه تذکر دادند:
«اگر کسی در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را که اسلام خواسته، ما پیاده می کنیم، گزاف گفته است. به  هیچ  وجه این طور نیست. خود ما انسانهای ضعیفی هستیم. وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین(علیه السّلام) یا اسم مبارک ولی عصر (روحی فداه) را می آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می آورند، بنده تنم می لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشی فداشده در کربلای امام حسین(علیه السّلام) کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی شویم. اما آنچه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانی که راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت می کنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در کار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حلّ است. البته وقتی این نواقص را حل کنیم، این طور نیست که به غایت مطلوب رسیده ایم؛ نه، راه کمال تمام  نشدنی است. در این جاده ای که ما حرکت می کنیم، هر کیلومتر به کیلومترِ آن توقّف ممنوع است؛ نباید توقف کرد؛ همچنان باید جلو رفت. بسیاری از مشکلات کنونی که ملت و کشور ما با آنها دست به گریبان است، قابل حلّ است.»
3 - ایشان حتی در برابر برخی تعبیراتی که شائبه تملق ، انحراف و یا سوء استفاده داشته باشد نیز ایستادگی می کنند به عنوان مثال چند سال پیش ایشان در برابر برخی تعابیر همچون ذوب شدن در ولایت چنین فرمودند:
«تعبیر "ذوب در ولایت" را غالباً مخالفان شماها -کسانى که مى خواهند نکته گیرى کنند و مضمونى بگویند- به کار مى برند؛ والّا بنده این حرف را از آدمهاى حسابى کمتر شنیده ام. بنده نمى فهمم معناى ذوب در ولایت را. ذوب در ولایت یعنى چه؟ باید ذوب در اسلام شد. خود ولایت هم ذوب در اسلام است. روزى که شهید صدر گفت «در امام خمینى ذوب شوید؛ همچنان که او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسى بود، نه جمهورى اسلامى بود، نه نظامى بود، نه دستگاهى بود. در صحنه ى آشفته ى هوى ها و جریانها و خطوط مختلف، یک قامتِ برافراشته و یک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهید صدر مى گفت در او ذوب شوید. راست هم مى گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز این طورى نیست. ذوب در رهبرى، ذوب در شخص است؛ این اصلاً معنا ندارد. رهبرى مگر کیست؟ رهبرى هم باید ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبرى در سایه ى این است که او ذوب در اسلام و ذوب در همین هدفها بشود؛ پایش را یک قدم کج بگذارد، ساقط مى شود. هیچکس در شخص و در جهت ذوب نمى شود؛ در آن هدفها باید ذوب شد؛ در اسلام باید ذوب شد.»
(27/3/1383، بیانات در دیدار نمایندگان هفتمین دوره ى مجلس شوراى اسلامى به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری )
4 - آقای حداد عادل نیز نقل قولی در این زمینه از مقام معظم رهبری دارد به این مضمون که «من بسیار حساسم که مبادا درباره من اغراق شود و شخص پرستی و این نوع عیوب در جامعه ما رواج پیدا کند. یک بار دیدم از تلویزیون راجع به من شعری پخش می‌شود، به قدری ناراحت شدم که قبل از آنکه شعر تمام شود،‌ بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم و بعد به مسئولان صدا و سیما پیغام دادم که این چه کاری بود کردید؟ دیگر این شعر را پخش نکنید.»
(خبرگزاری فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905271604 )
5 - شاید یکی از جالبترین برخوردها در مقابل مداحی های تملق آمیز را برخورد ایشان با سخنان یکی از نمایندگان مجلس در دیداری که با ایشان داشتند باشد که خبر این ماجرا را به نقل از یکی از خبرگزاری ها خدمت شما ارائه می دهیم:
  «در حاشیه دیدار امروز رهبر معظم انقلاب با نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، ایشان واکنش جالب و البته آموزنده ای نسبت به سخنان یکی از نمایندگان داشتند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، در خلال این جلسه، هنگامی که یکی نمایندگان مجلس در سخنان خود برخی تعابیر و تمجیدهای مبالغه آمیز را در وصف رهبری طرح کرد، رهبر معظم انقلاب در واکنش به سخنان وی فرمودند: "این تعبیرات کمکی به پیشرفت کار نمی کند".
حضرت آیت الله خامنه ای در واکنش به تعبیرات این نماینده، همچنین فرمودند: "این صحبتها من را شرمنده می‌کند و هم به ضرر من است و هم به ضرر گوینده".»
(سایت تابناک، 8/ 3 /90، کد خبر: 167680)
6 - در صفحه 12 کیهان روز 16/3/89 متن سخنرانی یکی از افرادی که خود را از محافظان پیشین رهبرمعظم انقلاب معرفی می کرد با تیتر و عنوان «ناگفته هایی از رابطه امام و رهبری» به چاپ رسیده بود. به دنبال انتشار متن پیاده شده این سخنرانی که پیش از کیهان در برخی از خبرگزاری ها آمده و سی دی آن نیز توزیع شده بود، یکی از اعضای بیت رهبرمعظم انقلاب در تماس با کیهان اعلام کرد آنچه در سخنان منسوب به یکی از محافظان معظم له آمده است، حاوی مطالب خلاف واقع و اغراق آمیز فراوانی درباره رهبرمعظم انقلاب است و ناخشنودی و گلایه شدید ایشان را در پی داشته است.
(روزنامه کیهان ، به نقل از سایت خبر آنلاین ، http://www.khabaronline.ir/news-67026.aspx)
  بنابراین سیره نظری و عملی مقام معظم رهبری هرگز با تملق و چاپلوسی متملقان و چاپلوسان سازگار نیست . با این حال نکته ای را نباید از نظر دور داشت و آن اینکه اگر دور و بر فردی انسانهای چاپلوس و متملق وجود داشته باشد این فرد دو وظیفه دارد نخست اینکه از مدح و ثناى آنها دچار غرور و مستى نشود ، از این تملّق ها، فریب نخورد و کلاه سرش نرود. و دوم اینکه در برخورد و معاشرت با این افراد باید با مدارا و مهارت برخورد کرد؛ نه مى شود با این افراد تندى کرد و یک جا آنها را طرد نمود و نه مى توان میدان را براى جولان و تاخت و تاز آنها بازگذاشت.
  رفتار حضرت رسول(ص) در این زمینه الگوى بسیار شایسته اى است. نبى اکرم(ص) نیز در عصر خود، یاران و صحابه فراوانى داشت که با نفاق و دورویى و احیاناً تملّق و چاپلوسى، برخورد مى نمودند؛ ولى رسول اکرم(ص) با این که کار آنها را به طور کامل مى شناخت، مدارا مى فرمود؛ یعنى، ظاهر را حفظ مى نمود و طردشان نمى کرد و در نتیجه، جلو فتنه و فساد بیشتر و اختلافات احتمالى را مى گرفت. نبى اکرم(ص) مى فرماید: امرنى ربّى بمداراة النّاس کما امرنى باداء الفرائض؛ هم چنان که پروردگارم مرا به انجام واجبات موظف ساخته، مرا به مداراى با مردم نیز امر فرموده است(میزان الحکمه، ج 3، ص 238). عبداللَّه ابىّ(منافق معروف مدینه) به در خانه نبى اکرم(ص) رفت و اجازه ورود خواست. پیامبر(ص) فرمودند: «بئس اخوالعشیرة» یعنی آدم شایسته اى نیست . آن گاه عایشه از جا برخاست و به اندرونى رفت و رسول اللَّه اجازه دادند عبداللَّه ابى وارد شود. حضرت(ص) با روى خوشى از او استقبال کردند، تا این که عبداللَّه ابى سخنانش را گفت و از خانه خارج شد. آن گاه عایشه به حضرت(ص) عرض کرد: در حالى که شما درباره او آن گونه تعبیر فرمودید، چرا این طور با روى خوش از او استقبال کردید؟ حضرت رسول(ص) فرمودند: ان شرّ الناس عنداللَّه یوم القیامة من یکرم اتّقاء شرّ؛ بدترین مردم نزد خدا در قیامت کسى است که به خاطر پرهیز از شرّش مورد احترام قرار گیرد، (بحار الانوار، ج 75، ص 401).
بنابراین رفتاری که از مسئولان نظام جمهوری اسلامی انتظار می رود این است که در برخورد با انسانهای متملق و چاپلوس ضمن حفظ هوشیاری و فریب نخوردن ، به زیرکانه ترین وجهی با آنان برخورد نمایند که در عین کنار گذاشتن رفتارهای متملقانه ، مفسده ای صورت نگیرد و البته در برخی موارد نیز به تناسب مورد نیاز به برخوردهای آشکار و تند وجود دارد که انتخاب هر کدام از این رفتارها به هوشیاری آن فرد بستگی دارد.
porseshgarenghelab.blogfa.com
۱ نظر 06 Bahman 91 ، 22:32
امین داوری