ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبر انقلاب» ثبت شده است

متن شایعه
  نامه یک جوان شیعه به آیت الله خامنه ای
بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام و خسته نباشید
خدمت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب

شاید در قدم اول بسیار گستاخانه باشد که یک جوان شیعه به نقد و بیان اشکالات یک عالم شیعه بپردازد. اما ما پیرو مکتبی هستیم که رئیسش چنین فرمود ” محبوب‌ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب‌های مرا به من اهدا کند ” 
پس من هم به فرمایش امام صادق (علیه السلام) عمل می‌کنم و سعی می‌کنم در کمال ادب و احترام تمام سؤالات و اشکالاتی که از محضر شما دارم را بیان کنم
ولی آنقدر سوال ها زیاد است که نمیدانم از کجا شروع کنم!!
و از جهتی هم میترسم سوال کنم.چون به چشم خود دیده ام و همه میدانند که با منتقدین خود و نظام خود چه کرده اید....

ولی برای واضح شدن مطلب و حقانیت تشیع و برای مقدمه ی سوال ها ده سوال میپرسم.!

۷ نظر 28 Farvardin 94 ، 02:19
امین داوری

مقام علمی و جایگاه بالای فقهی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مسئله ای است که در چند سال گذشته مورد تأیید بسیاری از فقها و دیگر مراجع قرار گرفته است. در 11 آذر ماه سال 1373 مرجعیت ایشان رسماً توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مرکب از جمعی از علما و اساتید حوزه است، اعلام شد.

از قدیم الایام معمولاً “اجازه اجتهاد” به عنوان سنتی در تأیید توانایی اجتهاد و مرجعیت حوزویان توسط دیگر فقها و مراجع به کار گرفته می‌شد. بر همین اساس بعد از اعلام مرجعیت آیت الله خامنه ای نیز بسیاری از علما و فقها به مراتب اجتهاد و مرجعیت ایشان اشاره کردند که به مرور و بررسی این موارد می پردازد:

۰ نظر 27 Farvardin 94 ، 22:47
امین داوری

توهین دانشمند به رهبری عبارتیست که برخی اشخاص حزب اللهی چند ماهیست در سایت ها و وبلاگ هایشان منتشر می کنند و ایشان را هر از چند گاهی با بیانیه و عباراتی همچون ضد انقلاب و ضد ولایت می نوازند!...

عده ای نیز کمپینی با عنوان ممانعت ورود دانشمند به شهر خود راه انداخته اند... برخی حتی پا را نیز فراتر گذاشته و نوشته اند: با نام دین به جنگ دین رفتن از کارهای اصلی خودفروفتگان و عمال انگلیس می باشد!

دانشمند

ماجرا از این قرار است که حجت الاسلام دانشمند برنامه ای را چند سال پیش در شبکه ماهواره ای امام حسین اجرا می کند و در آن پیرامون انتساب ولی فقیه به معصومین با القابی خاص و همچنین امامت و ولایت توضیحاتی را بیان می کند.[دانلود این کلیپ]

خود من به شخصه تا همین الآن چند بار خواسته ام در رابطه با این موضوع مطلبی بنویسم ولی هر بار به دلائلی کار به تاخیر افتاد.

کلیپ توهین دانشمند به رهبری را بنده تا الآن بیش از دهـ مرتبه بازبینی کرده ام و هر چه بیش تر دقت می کنم می بینم که بخش اول حرف های جناب دانشمند همان حرف های رهبر انقلاب است [بعضی اسم من را بعد اسم پیامبر اکرم و امامن شیعه (علیهم السلام ) می آورند که تن من را میلرزانند!... من کجا قنبر.. ما کجا و کوچک ترین شاگردان ایشان و آنها... من خاک کف پای آن غلام سیاه حبشی که روز عاشورا شهید شد...] تنها با این تفاوت که این حرف ها را رهبری می زند و آن حرف ها را جناب آقای دانشمند و البته در شبکه ای بنام امام حسین.

البته رهبر انقلاب در سال های ماضی نیز چندین بار متوالی درباره ابراز احساسات مبالغه آمیز تذکر داده اند.

این را باید دانست احساسات پاک مردم و محبت و علائق شخصی و دینی آنها را نمی‌شود محکوم کرد و آنهایی که به هر بهانه‌ای می‌خواهند مردم را «عوام جاهل» بنامند، یقینا قادر به درک این احساسات نیستند.

از بحث دور نشویم بخش دوم این کلیپ نیز اگر چه کمی دو پهلوست و جای نقد دارد ولی حتی اگر تقطیع شدن و کنار هم گذاشتن پی در پی این سخنان را نیز که در فیلم کاملا مشهود است نادیده بگیریم! باز به تنهایی دلیلی قانع کننده برای اینگونه فحاشی های سیاسی نبوده و نمی تواند باشد.

باید گفت این کلیپ که چند سالیست دلیلی برای خروج ایشان از دایره ولایتمداری توسط برخی حزب اللهی ها شده است، بنظر بنده به تنهایی و به خودی خود نمی تواند دلیلی محکم و منبعی موثق برای این کار و اینگونه رفتارها باشد.

اولا این کلیپ مربوط به چند سال پیش است و مشخص نیست چرا و به چه علت چند ماهیست در فضای مجازی مرتبا باز نشر می شود.

دوما این کلیپ گوشه ای از سخنرانی یک ساعت و نیمی حجت الاسلام دانشمند در شبکه امام حسین می باشد که تنها 4 دقیقه و 26 ثانیه از آن و آن هم به صورت تقطیع شده منتشر گردیده است و ما بقی در دسترس نیست!

سوما بعد از جنجال های چند ماهـ اخیر کلیپی از حجت الاسلام دانشمند منتشر شد که خیلی از واقعیت ها را در مورد این کلیپ جنجالی بازگو کرد، البته خیلی از همین وبلاگ ها و وبسایت ها چرا و به چه دلیل این کلیپ را ندیده و یا نخواستند ببینند مشخص نیست.

بلافاصله بعد از این حساسیت ها نیز پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دانشمند بیانیه ای را پیرامون مسائل فوق منتشر ساخت که می توانید از اینجا بخوانید.

و در آخر نیز سایت وارث گفتگویی را با تیتر [در مقابل نظام و رهبری قرار نخواهم گرفت. چون سرباز آقا هستم!] بر روی خروجی خود قرار داد که تمام ماجرا در آن در گفتگویی صریح توسط حجت الاسلام دانشمند بیان می شود.

بلاخره اگر ما ادعای آزادی بیان و عدم سانسور داریم حداقل باید به آن پایبند باشیم و سخنان طرف مقابل را نیز بشنویم و به مخاطبینمان نشان دهیم تا بی طرفیمان را اثبات کنیم.

البته این را هم بگویم بنده خود به طرز بیان جناب آقای دانشمند در این کلیپ نقد دارم و اصولا حضور ایشان در شبکه امام حسین که یک شبکه افراطیست را نیز نمی پسندم اگر چه ایشان در گفتگوی خود با وارث توجیهاتی را نیز برای حضور در این شبکه مطرح می کند، که این ها خود در مجالی دیگر جای بحث دارد ولی اینک بحث من چیز دیگریست.

اینکه عده‌ای چماق را برداشته‌اند؛ بدون توجه به این‌‌که چماق را بر سر چه کسی، چرا و با چه نتیجه‌ای فرود می‌آورند، بنظرم اصلا کار درستی نیست.

حتی اگر ایشان تفاوت نگاه در امر ولایت هم داشته باشد باز بنظرم تا وقتی که تنها یک عقیده و تفاوت نظر و دیدگاه است باید مورد احترام قرار گیرد... - مگر یکی از ادعاهای ما در جمهوری اسلامی آزادی بیان نیست -

اتفاقات این چند ماهه نشان می‌دهد که ما در نقد آدم ها حقیقتا دچار مشکل هستیم و مسائل دیگری را در نقد آنها دخالت می‌دهیم، مخصوصا در نقد دوستان و نیروهای منتسب به جبهه انقلاب اسلامی. عادت کرده‌ایم که برای برخورد با هر کسی که با سلیقه و عقیده ما موافق نیست، ساده‌ترین راه ممکن را انتخاب کنیم. یعنی کوبیدن، نفی کردن و بیرون کردن از دایره نظام!

گفتن این حرف‌ها در دنیای مجازی و در میان این همه چشم و گوش نامحرم واقعا سخت است، اما چاره‌ای جز بیان آن نیست. آقایان با بصیرت! اشتباه شما این است که مبنای رسیدن به هدفتان را، تحلیلتان قرار داده‌اید. کجای این کار جذب حداکثری و دفع حداقلیست!

نقد کنید، نه نفی! راحت‌ترین و ساده‌ترین راه این است که طبق تحلیل خود، محکم و قاطع جلوی همه بایستیم و همه را محکوم کنیم. نتیجه طبیعی این واکنش، دور کردن همه این آدم‌ها از خود و طیف نیروهای خودی و بازی در زمین دشمن است، کار به جایی می‌رسد که آن روحانی، آن نویسنده، شاعر و فیلمسازی که اسمش با انقلاب و دفاع مقدس پیوند خورده است، از نگاه من، می‌شود ضدانقلاب، ضد نظام، ضدامام و ضد رهبری!

البته باز این را می گویم حرف من به معنای تایید مطلق و صد در صدی حرف ها و اعمال ایشان چه در حال و چه در گذشته نیست. اما نمی‌شود هر فردی را فورا و بی‌درنگ از اردوگاه جمهوری اسلامی خارج کرد، برخورد با آدم‌ها، پیچیدگی و ظرافت خاص خودش را دارد.

پی نوشت:

حجت الاسلام دانشمند در سالیان ماضی اشتباهاتی را مرتکب شده اند، نمونه اش دشنام به مقدسات برادران اهل سنت، ولی از دیدگاه بنده همیشه باید در نقد کردن از حالت اعتدال خارج نشد و فرصتی را نیز برای جبران اشتباهات اشخاص در صورت پشیمانی باقی گذاشت.

دانلود کلیپ صوتی سخنان حجت الاسلام دانشمند با عنوان اشتباه کردم


پی نوشت ثانی:

ابراز برائت حجت‌الاسلام دانشمند از جریان شیرازی‎ها


جواب حجت الاسلام دانشمند به برخی سوالات در پست قبلی

۱۳ نظر 24 Khordad 93 ، 16:18
امین داوری

پس از درگذشت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی اولین امام جمعه تهران در شهریور 1358، مرحوم آقای منتظری به عنوان جانشین ایشان انتخاب شد .اما پس از چند هفته وی به علت حضور در قم از رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) خواست تا کس دیگری امامت جمعه تهران را بر عهده گیرد . امام راحل نیز حضرت آیت الله سید علی خامنه ای را به امامت جمعه تهران برگزیدند . این انتخاب به مذاق منافقان و هوادارانشان خوش نیامد !! در اواخر دی 58 شیخ علی تهرانی که آن زمان چهره پرآوازه ای بود [ و از قضا نسبت فامیلی با رهبر معظم انقلاب نیز دارد ] در نامه ای به حضرت امام خمینی (ره) ضمن وارد کردن اتهاماتی به شهید بهشتی ،آیت الله العظمی خامنه ای و حجت الاسلام  هاشمی رفسنجانی ، از امام امت می خواهد تا در انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان امامت جمعه تهران تجدید نظر کند . در بخشی از نامه تهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی آمده است :

….امام امت ، فردی را امام جمعه تهران کرده اید ، برای دوستان …….. [به علت توهین و تهمت درج نشد ] …نه معلومات در خور ذکری دارد و نه سابقه تقوایی مستحکم !! با وجود علما و فضلای بسیاری در تهران که مسلم از این کار ناراحت می شوند . صلاح است تجدید نظر نمایید و با افراد بی نظر مشورت نمایید .نه با افراد جاه طلب و دست اندرکار .خدا می داند با آنکه جز کار علمی برای هیچ کار دیگری مهیا نیستم !! و ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارم !! در این مرحله وظیف شرعی خود می دانم با نادرستی که به فاجعه ختم می شود و تاریخ انقلاب اسلامی را لکه دار می کند !!! توسط نوشتن و عریضه به مجتمع اسلامی ، مبارزه نمایم .

( روزنامه جمهوری اسلامی ،30 دی 1358 ،شماره 190)

رهبر فرزانه انقلاب که آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در دانشگاه تهران نیز بود ،در جمع دانشجویان در پاسخ به سوالی پیرامون اتهامات و توهین های علی تهرانی چنین گفتند :

…. بعضی از حرف هایی که ایشان زده اند ، اتهام نیست دشنام است .مثلا فلانی آدم جاه طلبی است . این دیگر تهمت نیست ، دشمنی است …بنده به  نوبه خودم از اینکه یک شخصی به من اهانت کند ، نه فقط ناراحت نمی شوم و اهمیت نمی دهم ، بلکه به آسانی حاضرم از  اهانت و دشنام او بگذرم و اگر تهمتی هم وجود داشته باشد ، حاضرم که هیچ در صد در صدد رفع تهمت برنیایم . به این علت که ” آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟!

[روزنامه جمهوری اسلامی -2 بهمن 58]

تاریخ نشان داد او- شیخ علی تهرانی - که قسم می خورد ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارد !! چند سال بعد در دامن منافقین غلتید و به عراق گریخت و در آنجا هر روز علیه امام خمینی (ره) رهبر انقلاب و استاد خویش و نظام اسلامی صحبت و اهانت و دروغ پردازی می کرد و زمانی که تاریخ مصرفش تمام شد و به کار اربابان منافقش نیامد ، در مرز ایران و عراق رهایش کردند و او لکه ننگی ابدی در تاریخ برای خویش خرید و معلوم شد هرآنچه به دیگران و به ویژه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نسبت می داده ، در شان و در وجود خودش بوده و  است !!

 عمارها

۳۸ نظر 24 Bahman 91 ، 18:26
امین داوری

وحدت بین مسلمین حول نکات و اعتقادات مشترک در زمان کنونی یکی از مسائلی است که دشمنان زیادی پیدا کرده است. دشمنان از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل و... که از این وحدت متضرر می شوند با تمام امکانات به دنبال این هستند تا این وحدت را از بین ببرند. این دشمنان سعی بر این دارند تا از راه های مختلف این وحدت را خدشه دار نمایند. راهکارهای آنها برای این کار عبارتند از:

1. انجام عملیات های تروریستی نسبت به مذهبی خاص و سعی بر این که این عملیات را از طرف پیروان مذهب دیگر جلوه دهند؛

2. به وجود آوردن گروه هایی با تفکرات رادیکال در میان شیعیان، اهل سنت و پشتیبانی از آنها تا این دو گروه را با همدیگر مشغول کنند تا از دشمنی آمریکا و ... غافل شوند و همچنین در اثر این اختلافات داخلی به سمت ضعف بروند؛

3. جهت دهی افکار عمومی سایر ادیان و ملل به سمت بدبینی به مسلمین.

در مقابل آن دسته از علماء شیعه و اهل سنت که به این امر و خطر آن واقف هستند نسبت به این امر تذکر می دهند. اما عده ای نیز مغرضانه و یا غیر مغرضانه اصرار بر یکسری تحرکات تفرقه افکنانه دارند.

وحید خراسانی

در ادامه به بررسی نظر علما اهل سنت و شیعه در خصوص وحدت بین مسلمانان می پردازیم:

آیت الله وحید خراسانی: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید!

در یکی از جلسات درس آیت الله العظمی وحید خراسانی، ایشان روایتی از کتاب تفسیر کبیر امام فخر رازی را قرائت می کنند و در حین قرائت این روایت، درباره خلیفه دوم اهل تسنن، عمر بن خطاب، پس از نام وی، عبارت (رضی الله عنه) را به کار می برند. پس از این عده‌ای از طلاب با صدای بلند کلماتی را خطاب به خلیفه دوم بیان کردند که این عمل با واکنش صریح حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی روبرو شد.

در این هنگام، مرجع تقلید شیعیان، با عصبانیت خطاب به طلاب توهین کننده گفت: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید

آیت الله خامنه ای: نظر آقا حرام بودن این جلسات است.

حجه الاسلام نواب می فرمایند: طلبه ها درباره عیدالزهرا زیاد از من پرسش می کردند و من هم می گفتم درست نیست. تا اینکه یکبار محضر رهبر انقلاب مشرف شدیم و از ایشان پرسیدم که نظر شما چیست؟ ایشان خطاب به من درباره جلسات عیدالزهرا فرمودند:

«شما از جانب من موظف هستید حرمت تشکیل و شرکت در اینگونه جلسات را ابلاغ کنید.»

بعدا من که این مطلب را نقل می کردم برخی باور نکردند بنابراین به دفتر رهبری تلفن زدند و مطمئن شدند که نظر آقا حرام بودن این جلسات است

علامه عسگری

 علامه عسگری: ما در میان خود خوارج هم داریم

باید حول محور این قرآن گرد آییم ومتحد شویم. همه مسلمانان روی زمین اتفاق نظر دارند که باید به آنچه در سنت رسول الله آمده است عمل شود و هیچ مسلمانی را نمی یابید که این را نگوید. ما در مکتب اهل البیت معتقدیم که هر کس در نماز خود سوره حمد را بدون بسم الله قرائت کند؛ نمازش باطل است. ولی برادر مسلمان حنفی مذهب ما آنرا واجب نمی داند و حمد را بدون بسم الله قرائت میکند. در اینجا امام جعفر صادق می فرمایند: اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بگذارد مانند آنست که پشت سر رسول الله نماز گذاشته است. آری وحدت عملی اینگونه محقق می شود. ما در میان خود خوارج هم داریم. کسانی که اصول عقاید آنها مبتنی بر تکفیر همه مسلمانان است. کسانی که تنها خود را مسلمان می دانند و جز خود همه را مشرک می پندارند.

!

مولوی توکلی امام جمعه اهل سنت

مولوی توکلی (امام جمعه اهل سنت تایباد): قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.

امروزه کسانی که فتوای کشتار مسلمانان را صادر می کنند، مزدور آمریکا واسرائیل هستند. رسول اکرم(ص) فرمودند کسی که "لا اله الا الله" بگوید جان و مال و آبروی او محفوظ می ماند. اگر یک مسلمانی خون مسلمان را حلال بداند و او را به قتل برساند، مسلمان نیست و کافر است زیرا خداوند خون مسلمان را حرام قرار داده است و کسی که خون مسلمانی را بریزد از زمره جهنمی های همیشگی است همانطور که قرآن فرموده است: «کسی که مومنی را به عمد می کشد جزاء آن جهنم ابدی است و همیشه در جهنم باقی خواهدماند.» گناهان کبیره دیگر را شاید خدا ببخشد ولی قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.

این افراد به جای اینکه بروند با کافرانی که با مسلمانان در جنگ هستند مانند اسرائیلی ها و یهودیانی که فلسطین و بیت المقدس را اشغال کرده اند مبارزه کنند و آنها را بکشند، می آیند و مسلمانان را می کشند.

ایت الله سیستانی

آیت الله سیستانی: ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست.

بعد از تعرض به مرقد عسکریین (علیهما السلام) همه شیعیان را به آرامش دعوت کردم و از آنها خواستم که واکنشی نشان ندهند و گفتم که این اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمینان دارم که ریشه تفرقه افکنی در خارج است. من [در زمان طلبگی] نزد شیخ احمد الراوی که از علمای اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نکرد که ایشان پیرو مذهب دیگری بودند. همچنین به برخی از پزشکان که از اهل سنت بودند مراجعه می کردیم و چون ما از طلاب علوم دینی بودیم از ما پول ویزیت نمی گرفتند و اصلا فکر نمی کردند که ما شیعه هستیم یا سنی. باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسائل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.

آیت الله بهجت: کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست.

اختلاف شیعه و سنی، یک مساله استعماری است. مساله مهم دوستی اهل بیت (علیه السلام) است که فریقین بر آن اتفاق دارند. مسلمین در حال حاضر، در این باره اختلاف و مشکلی ندارند. البته حساب وهابی ها و مبغضین به اهل بیت (علیه السلام) جداست. وهابیون نه شیعه هستند و نه سنی! مذهب وهابیت یکی جریان سیاسی است که ربطی به شیعه و سنی ندارد.

کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست.ائمه ما (علیه السلام) در نماز جماعت آنان شرکت می کردند، به جهت اتحاد مسلمانان.

آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. شیوه مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله نیز همین بوده است؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار.

ایت الله شبیری زنجانی

آیت الله شبیری زنجانی: جای تاسف است  که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.

ما یکسری مشترکاتی داریم که این مشترکات باید محفوظ باشد و قدر آن هم دانسته شود. امیدواریم که این مشترکات بیشتر شده و آنچه که صلاح دین و دنیا همه ماست زودتر فراهم شود و اختلاف نباشد. یکی از مسائل مشترک بین شیعه وسنی قبول داشتن اهل بیت علیهم السلام است، یعنی هر دو گروه، پیامبر، امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام را قبول دارند و می توانند در سایه رهنمودهای آنان به سعادت برسند. ما می توانیم در مقابل کفار کنار هم باشیم. جای تاسف است که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.

ماموستا محمد محمودی: باید درمقابل وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.

وضعیت کنونی جهان اسلام و همچنین رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی از افراد تند رو که به نام اسلام اقدام به کشتار جمعی افراد بی گناه کرده و از این کار هیچگونه ابایی ندارند، بر اساس اجماع علما و اعلام شریعت محمدی محکوم می باشد. بنا بر آنچه که در آموزه های اسلامی ما آمده تعرض به نوامیس مردم، کشتن اطفال و افراد مسن و توهین به عقاید آنها  شدیداً محکوم است.

اینگونه اقدامات غیر انسانی حتی در بلاد غیر مسلمان نیز به هیچ عنوان پذیرفتنی نبوده و همه انسانها آن را محکوم می کنند، لذا جامعه بصیر و آگاه روحانیون اهل سنت نیز جنایات و اعمال تروریستی این گروهک ها را به شدت محکوم می کند. باید درمقابل توطئه ها و تفرقه افکنی وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.

-------------------------------------------------

1٫http://www.yjc.ir/fa/news/4698726

2.http://shafaqna.com/persian/dialogue/item/61864

3.http://www.islamdin.blogfa.com/post-80.aspx

4.http://www.islamdin.blogfa.com/post-135.aspx

5. http://rovatehadis.com/8770/comment-page-2#comment-4376

6. http://arabi-maleki.blogfa.com/post-105.aspx

7. http://shafaq.org/persian/marjeiats/item/60683

8. http://didban.ir/fa/news-details/7363

لینک های مرتبط: دانلود کتاب جنجالی 9 ربیع الاول جهالت ها خسارت ها

دیدبان

۱ نظر 06 Bahman 91 ، 22:33
امین داوری

 اولین بسته از جوک های ارزشی + نظر رهبری پیرامون تقلید لهجه قومیت ها


شخصی نزد آیت الله بروجردی رفت و گفت: یکی از طلبه‌های شما جنسی را از مغازه من دزدیده است.
ایشان در پاسخ فرمود : « آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است. »


نشسته بودند دور هم خرما می خوردند.
هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع).
بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد
همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود.
علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است
که خرماهایش را با هسته خورده.»
همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.
(کتاب الخزائن، ملا احمد نراقی)


از بقراط می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدانها چیه؟
میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی
فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن
!!


روزى امیرالمؤ منین على علیه السلام به اتفاق عمر و ابوبکر به راهى مى رفت و حضرت على در مابین آن دو قرار گرفته بود چون ابوبکر و عمر هر دو بلند قد و دراز بودند و حضرت علی علیه السلام کوتاهتر بود، عمر از روى شوخى گفت : [ انت فى بیننا کنون لنا ] یعنى تو در میان ما دو نفر مانند نون لنا هستى و این اشاره به کوتاهى قد امام بود.
ولى امام لطیفه عمر را بى جواب نگذاشت و در جوابش فرمود: [ انا ان لم اکن فانتم لا ] یعنى اگر من نباشم شما نیستید چون اگر حرف نون را از میان لنا برداریم مى شود لا که بمعنى نیستى است .
 


می گویند یکی از هنرپیشه های هالیوود یک وقتی نامه ای نوشت به " آلبرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند!
اقای " اینشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم. واقعا هم که چه غوغایی می شود! ولی این یک روی سکه است. فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!

 

 یک روز علامه جعفری سوار تاکسی شده بودند در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه: ای خدای من!
راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست!!
ایشان در جواب فورا دو بیت از سعدی می خواند:
چنان لطف او شامل هرتن است / که هر بنده گوید خدای من است
چنان کار هرکس به هم ساخته / کــــه گویا به غیری نپرداخته

 

 اولین طلاق پس از حادثه 11 سپتامبر مربوط می شه به مردی که
محل کارش طبقه 103 برج تجارت جهانی بوده ، ولی در روز حادثه
به جای اینکه سر کارش باشه ، خونه زن دومش خواب بوده !
تلویزیون رو هم ندیده بوده که بدونه چه خبره !
خانمش زنگ می زنه . آقا گوشی رو بر می داره.
خانمش می پرسه : عزیزم حالت خوبه ؟ کجایی ؟
آقا جواب می ده : سر کارم هستم تو دفترم !


 مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد.
مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم
کشاورز گفت: «یونجه می کارم»


یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل. ازش میپرسن:همراه داری؟ میگه: آره دارم خاموشش کردم!!!


در عهد حضرت عیسی (ع) شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست؟ گفت: مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: ای بی شرم! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟!

 

 پدر، پسر تنبلش را میبره کوهنوردی بعداز اینکه میرسند به اون بالای کوه باباهه به پسرش می گه بیا ببین از این بالا اون پایین چقدر زیباست
پسره میگه: بابا من که از اول گفتم همون پایین بمونیم و بالا نیاییم!


 یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!


 طرف اومد در تاکسی و ببنده راننده بهش گفت دستت لای در گیر نکنه. جواب داد: سرت لای در گیر نکنه !


 به یک اسکلت میگن یه دروغ شاخ دار بگو.
می گه: توپولویم توپولو! صورتم مثل هلو!


 واعظی بالای منبر از اوصاف بهشت می گفت و از جهنم حرفی نمی زد.یکی از حاضرین پای منبر خواست مزه ای بیندازد گفت:ای آقا،شما همیشه از بهشت تعریف می کنید،یک بار هم از جهنم بگویید. واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان می روید و می بینید.بهشت است که چون نمی روید لااقل باید وصفش را بشنوید!


 طرف توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه ،
میگه : خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره !!!


 به یارو میگن: با «ابریشم» جمله بساز. میگه: هوا ابری شم خوبه!


 قاضی: «چرا دستت را در جیب این آقا کردی؟» متهم: «جناب قاضی! خیال کردم جیب خودم است.» قاضی: «پس چرا پول‌هایش را برداشتی؟» متهم: «یعنی می‌فرمایید اختیار جیب خودم را هم ندارم!»


معتادی که در حال کشیدن سیگاره:  یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!


یه اسبه زنگ می زنه سیرک، میگه: آقا اونجا برای من کار دارین؟
مرده میگه: چه هنری داری؟
اسبه میگه: مردک مگه نمی بینی دارم حرف میزنم!


دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه،
ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!


یه روز یه ترک …
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
شجاع بود و نترس.
در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد،  او برای مردم ایران، آزادی می خواست و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

یه روز یه رشتی…

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند، اما سرزمین و مردمانش را دوست داشت و برای همین در برابر ستم ایستاد، آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

یه روز یه اصفهانی…
اسمش حسین خرازی بود
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره. کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس و از دین مردمش. آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزها، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز …
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و … !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و به فکر شکستن قفل دوستی ما افتادند و از آن پس « یه روز یه … بود » را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ،  به  « جوک ها » و « طعنه ها » و « تمسخرها » سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی !!!


 زید بن اسلم می گوید: زنی با پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد شوهرش سخن گفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: همانی که در چشمش سفیدی است گفت نه در چشمش سفیدی نیست، پس از آن برای شوهرش گفته پیامبر را نقل کرد شوهرش گفت مگر نمی بینی سفیدی چشم من بیشتر از سیاهی آن است.
بحار الانوار 16 / 294

پیرزنی از انصار به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض می کند از خداوند برای من بهشت را طلب کن. حضرت فرمودند: پیرزن داخل بهشت نمی شود. پیرزن اندوهگین شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خندیدند و فرمودند: مگر نشنیده ای قول خداوند را در مورد بهشتیان که ما آنان را به ابداع آفریده ایم  و دوشیزگان داشته ایم.[یعنی زنان بهشتی به صورت جوان و دوشیزه وارد بهشت می شوند]
بحار الانوار 16/295

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: ای اشجعیه! پیرزن داخل بهشت نمی شود. بلال او را دید که گریه می کند به پیامبر مطلب را عرض کرد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود سیاه نیز داخل نمی شود هر دو نشستند و مشغول گریه شدند عباس آنان را دید و به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مطلب را عرض کرد. حضرت فرمود: پیرمرد نیز داخل نمی شود، سپس حضرت آنان را فراخواند و آنان را دلداری داد و فرمود: خداوند آنان را به بهترین شکل در روز قیامت می آورد و داخل بهشت می شوند به صورت جوان نورانی و فرمود اهل بهشت جوانان بدون مو و سرمه کشیده اند.
بحار الانوار 16/295

جد خالد قسری زنی را بوسید، زن به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کرد، حضرت او را احضار کردند، او به کار خود اعتراف کرد و گفت اگر او هم می خواهد قصاص کند و مرا ببوسد من آماده ام، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب آن حضرت تبسم نمودند و فرمودند دیگر این کار را نکن. گفت نه، به خدا قسم دیگر نمی کنم. پیامبر از او گذشتند.
بحار الانوار 16/295

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیرزن بی دندانی را دیدند و به او فرمودند پیرزن بی دندان داخل بهشت نمی شود. پیرزن گریه کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند چرا گریه می کنی؟ گفت من دندان ندارم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خندیدند و فرمودند با این حالت داخل بهشت نمی شوی.
بحار الانوار 16/298

نظر فقهی مقام معظم رهبری درباره تقلید لهجه قومیت ها

۲۵ نظر 03 Bahman 91 ، 16:28
امین داوری