ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دفاع مقدس» ثبت شده است

منوچهر [سید احمد] پلارک یکی از شهدای جنگ است که بیست سال‌ است برخی رسانه‌ها ادعاهای عجیب و اغراق‌آمیزی درباره زندگی و مزار وی منتشر می‌کنند.

چند سالی است که بوی عطر مزار شهید پلارک، برخی را از فلسفه شهید، شهادت و راه و روشی که رفته‌اند، گمراه کرده است. جدای از این‌که بوی عطر از کجا و چگونه می‌آید!!، این‌که این کار باعث شده شهدای والامقام دیگری که در کنار این شهید آرمیده‌اند، از نظرها پنهان بمانند، بحث مهم‌تری است. بماند که مقامات معنوی شهید پلارک نیز، از این آسیب در امان نمانده است. 

طرح ادعاهای عجیب درباره این شهید و خانواده‌اش٬ سال‌هاست که مزار وی را به یکی از زیارت‌گاه‌های ثابت نیرو‌های مردمی و هیاتی در بهشت زهرا تبدیل کرده است.

ماهنامه فرهنگی امتداد در پرونده‌ای با عنوان «عشق‌های بدلی» به جزئیات این موضوع پرداخته و بسیاری از ادعاها٬ روایات و گفته‌ها درباره مزار منوچهر پلارک را بی اساس خوانده است.

در این یادداشت آمده که [نتیجه مستقیم رشد خرافات و انحرافات، ضربه زدن به هویت حقیقی دفاع مقدس و ترسیم تصویری کاریکاتوری و غیرواقعی از آن است.]

در ادامه به بررسی ادعاهایی پرداخته که سال‌هاست درباره منوچهر پلارک در فضای مجازی مطرح می‌شود.

مثلا ب عنوان نمونه چند سالی ست در فضای مجازی جمله ای از مرحوم آیت الله بهجت نقل می شود که در ارتباط با شهید پلارک فرموده اند: یکی از نهرهای بهشت از زیر قبر مطهرشان رد می شود، تشریف ببرید زیارت کنید، آنگاه مطمئن باشید با خلوص بیشتری پروردگار بلند مرتبه را عبادت می کنید.

جالب اینجاست که باتوجه به استعلامی که از دفتر معظم له گرفت شده، این سخن از اساس تکذیب شده است.

این ماهنامه جدای از این ها با گروهی از هم‌رزمان منوچهر پلارک گفتگو‌هایی کرده که برخی از آن‌ها به بخشی از واقعیت‌های زندگی وی و خانواده‌اش پرداخته‌اند.

محمدمهدی حقانی یکی از همرزمان پلارک گفته مادر وی پس از کشته شدن فرزندش «ادعا می‌کرد که حضرت زهرا را می‌بیند و از ایشان عطر می‌گیرد و خانواده شهدا به خانه ایشان می‌آمدند و ایشان از حضرت زهرا عطر می‌گرفت و به آن‌ها می‌داد.»

حقانی افزوده برای بررسی این مسئله به همراه حسن طائب به منزل پلارک رفته که مادر این «شهید» در توصیف «حضرت زهرا» گفته «کفش‌هایش از این کفش‌هایی است که نوکش بالاست و شال سبز دارد.»

وی افزوده که مادر پلارک همچنین می‌گفت: «امروز نماز صبح را در دمشق، ظهرم را در کربلا و عصر را در نجف خواندم و حضرت از من عکس هم گرفتند. این هم عکسم در نجف٬ که البته عکس شاه عبدالعظیم بود.»

یکی دیگر از هم‌رزمان منوچهر پلارک نیز ادعا‌ها درباره اینکه مزار این شهید بوی عطر می‌دهد را بی اساس دانسته و گفته که «این جریان ساختگی و بی اساس است.»

حسن شکری دیگر همرزم پلارک نیز در این‌باره گفته است: «اوایل مادرش ادعا می‌کرد که با حضرت زهرا در ارتباط است و از ایشان عطر می‌گیرد. منزل مادرش رفتیم و صحبت کردیم و مادرش را متقاعد کردیم که دیگر این کار‌ها را نکند و ایشان هم قبول کرد. ولی متأسفانه بعد‌ها دیدیم که عطر از قبر سر درآورد. متأسفانه در نشریات هم درج شد و برخی از نهاد‌ها هم در قبال آن سکوت کردند و حتی باعث گسترش آن شدند.»

وی افزوده که «من الان می‌شنوم که کاروان‌های دانشجویی و... به خاطر بوی عطر، سر قبر ایشان می‌روند و هر سال این اتفاق می‌افتد و نمی‌دانم این مسئله از کجا و به چه نحوی در بین مردم پخش می‌شود.»

بنظرم باید جلوی این مسائل گرفته شود و از پردازش‌های خرافی جلوگیری کنیم. چراکه در این صورت نمی‌توانیم از آنها برای نسل جوانمان الگو برداری کنیم.
این روزها وقتی به بهشت زهرا می رویم، باز غربت این شهیدان بزرگ را می‌بینیم! چند قدم این‌طرف‌تر از قبر شهیدان چمران، کریمی، نامجو، مقبره‌ی شهدای هفتادودو تن و... که گاها خلوت است، به یکباره جمعیت بسیاری را می‌بینی که به‌نام شهیدی که قبرش بوی سیب می‌دهد، تجمع کرده‌اند! جالب است که حتی کسانی که یک بار بر سر مزار شهدای بزرگ آن خطه حاضر نشده‌اند، مستقیما به سراغ اینجا می‌روند و گوشه چشمی هم به عرفای مدفون در آن بهشت ندارند!
آیا این یک زنگ خطر و نشانه‌ی دوری از سیره و مسیری که بزرگان دین به ما نشان دادند نیست! آیا این امر بر غلبه‌ی سطحی‌نگری و عوام‌زدگی بر رفتارهای دینی ما دلالت ندارد!
یادم هست وقتی سگی در حرم امام رضا (علیه السلام) پیدا شد، فیلم آن در همه‌ی ایران دست به دست شد و به‌عنوان کرامتی بزرگ برای امام رضا (علیه السلام) نقل گردید!
فاصله گرفتن از علما، خطر افتادن به دام سطحی‌نگری‌ها را مهیا خواهد کرد. پس به‌هوش باشیم!

متن کامل نشریه امتداد با عنوان عشق های بدلی در ادامه مطلب

لینک های مرتبط: آیا درخت زرآباد در روز عاشورا خون میگرید؟

۷۳ نظر 09 Shahrivar 92 ، 15:16
امین داوری
آیا نام علمیاتهای دفاع مقدس پیش از فتح خرمشهر غیراسلامی بودند؟
پرسش: برخی افراد ناسیونالیست ادعا می کنند که در ابتدا ماهیت اسلامی در جنگ تحمیلی وجود نداشته است، و پس از فتح خرمشهر بود که بحث جنگ اسلامی مطرح شد و برای عملیاتها نامهای اسلامی مثل کربلا و والفجر و ... گذاشته می شد که پیش از فتح خرمشهر چنین نبود.
پاسخ: در سالهای اخیر برخی افراد سعی در انحراف ماهیت دفاع مقدس و تحریف آن دارند. این افراد سعی می کنند جنگ ایران و عراق را جنگی بین ایرانی و عرب معرفی کنند و تمایلات ملی را در این جنگ حائز اهمیت معرفی نمایند. البته این ادعایشان در مورد طرف عراقی صحیح است ولی به هیچ وجه در مورد رزمندگان ایرانی صحت ندارد. کسانی که به دفاع در برابر دشمن بعثی می رفتند، از زیر قرآن رد می شدند و نه از زیر شاهنامه، پیشانی بندهای اسلامی می بستند: «لا اله الّا الله»، «یا زهرا(س)»، «یا مهدی ادرکنی» و ... این امر به خوبی نشان می دهد که آنها بیشتر بخاطر دلایل مذهبی و اینکه اسلام انسانها را به دفاع در برابر مهاجمان تشویق می کند، به جبهه می رفتند. آنچه باعث هجوم جوانان به سوی جبهه ها بود، تبلیغات مساجد و صدا و سیما، بیانات امام خمینی و میل به شهادت بود. این افراد که اینقدر دم از «میهن پرستی» می زنند، در آن زمان چه می کردند؟ آیا در میان نیروهای داوطلب پیدایشان می شد؟ آیا اکثر اینها به کناری نشسته و منتظر بودند تا بیگانه بیاید و برایشان حکومت جمهوری اسلامی را براندازد؟
همان نیروهای مذهبی انقلابی که پیش از جنگ به مبارزه با گروههای تروریستی ضدانقلاب در شهرها می پرداختند، چون جنگ آغاز شد، وارد جبهه ها شدند و همان جو انقلابی و اسلامی بر جبهه نیز سایه افکند. در میان رزمندگان از گروههای دیگر خبری نبود که هیچ، برخی گروههایی که هنوز هم ضدرژیم هستند، مثل مجاهدین خلق، به همکاری با عراقیها نیز می پرداختند و در حالی که کشور درگیر جنگ با دشمن بیگانه بود، در سطح شهرها با اجرای عملیات تروریستی، سعی در تضعیف روحیه مردم داشتند.
اما در مورد نام عملیاتها تا پیش از فتح خرمشهر، لازم به ذکر است که برخی علمیاتهای دفاع مقدس به نام محل برگزاریشان معروف شدند که این امر ربطی به پیش و پس از فتح خرمشهر بودنشان ندارد، و همچنین نام برخی عملیاتها نیز اسلامی بود، که این امر نیز ربطی به پیش یا پس از فتح خرمشهر بودنشان نداشت.
عنوان عملیاتهای پیش از فتح خرمشهر که نام اسلامی داشتند را در پایین می بینید:

1.عملیات عاشورا، که در روز 28 آبان 1359 که روز عاشورای همان سال هم بود، در منطقه سومار آغاز شد.
2.عملیات نصر، که در روز 15 دی 1359 در منطقه هویزه و کرخه کور آغاز شد.
3.عملیات توکل، که در روز 20 دی 1359 آغاز شد.
4.عملیات خیبر، که در روز 31 اردیبهشت 1360 آغاز گردید.
5.عملیات ثامن الائمه، که در روز 5 مهرماه 1360 آغاز شد.
6.عملیات طریق القدس(کربلای 1)، که در روز 8 آبان 1360 آغاز گردید.
7.عملیات بیت المقدس که، در روز 10 اردیبهشت 1361 آغاز و منجر به فتح خرمشهر گردید.
لازم به ذکر است که رمز عملیاتهای دفاع مقدس نیز رمزهای اسلامی بود. این در حالی بود که برای مثال رمز عملیات مرصاد که سوی مجاهدین خلق آغاز شد، «آتش-حمله» بود!!
پس مشخص است که ادعای فوق باطل است.

لینک های مرتبط: آیا پذیرش قطعنامه 598 به امام خمینی تحمیل شد
۴ نظر 04 Ordibehesht 92 ، 16:03
امین داوری

خیلی سعی کردم دلایل مخالفت بعضی‌ها را با مساله دفن شهدا در دانشگاه درک کنم. برای همین هم نوشته‌ها شون رو زیر و رو کردم و دلایلشان را. به امید پیدا کردن دلیلی منطقی برای این مخالفت. نکته جالب اینکه در پس پرده تنوع ظاهری مخالفان (کمونیست‌ها، لائیک‌ها و مذهبی‌ها ) دلایل آنها شباهت بسیاری به هم دارد که این البته خود از عجایب روزگار است که مذهبی‌ها و ضدمذهبی‌ها بر سر ممانعت از دفن شهید در دانشگاه یکدل و همراه  می‌شوند!:

یکی نگران شان دانشگاه است و می‌نویسد:«این کار هم شان شهید و هم شان دانشگاه را پایین می‌آورد و تنها دستاویزی برای سیاست ورزیِ سیاست ورزانِ دنیادوستی می‌شود که برای رسیدن به مطامعشان از نمایش دادن پیکر بی جان و استخوانهای پودر شده آنانی که سبکبال رفته‌اند نیز، کم نمی‌گذارند!»

دوست عزیز دیگری می‌نویسد:«براستی چرا در دانشگاهها دفن شوند و نامشان در قلم و استعداد جوانان امروز تبلور نکند که هرگز جنگ را ندیده اند؟! چرا نام شهداء در بینابین نبرد میان پرتوقعی خودخواهانه اقتدار و آرامش خواهی نسل امروز که یک خواست واقعی است ویران شود؟ و چرا چنین استفاده ابزاری از آنها؟»

این خانم هم که زمانی عضو انجمن به اصطلاح اسلامی بوده، می‌نویسد:«گفتند می‌خواهند شهدا را دفن کنند. محکم‌ترین نمی‌ذاریم عمرم را جواب دادم!… من خواهر شهید بودم می‌دیدم بازی کثیفشان چه بر سر عزت و احترام شهید در بین مردم آورد! مردم به شهید و خانواده اش هم مثل جیره خواران میثاق کننده با جنایات رژیم برخورد می‌کردند!»

و دوست دیگری با تکرار ادعای فتح دانشگاه، می‌نویسد:«واقعیت این است که در داستان “دفن شهدا در دانشگاه”، در واقع شهیدی در دانشگاه دفن نمی شود. این نه به این دلیل است که از تن ِ جانباخته ی راه وطن چیزی باقی نمانده است. مساله‌ی اساسی این است که می‌شد یک جعبه بردارند و روی آن بنویسند “اینجا مال ما است”. بعد همین طیفی که حالا تابوت سر دست می‌گیرد، با آن جعبه هم مقصودش را نشان می‌داد: هدف فتح دانشگاه است»

رادیو زمانه هم از یک دانشجو که عضو انجمن به اصطلاح اسلامی امیرکبیر است، پرسیده :«استدلال دانشجویان برای مخالفت با تدفین شهدا در دانشگاه چیست؟» و او پاسخ می‌دهد: «سعی می‌‏کنم آن را با یک مثال توضیح بدهم؛ وقتی شما به یک میهمانی دعوت می‏‌شوید، اما دوستتان را دعوت نمی‏‌کنند، وقتی شما دوستی را که دعوت نشده، هر چقدر هم انسان بزرگواری باشد، با خود به این میهمانی ببرید، هم به حیثیت صاحب‏خانه توهین کرده‏‌اید و هم احترام دوست خود را زیر سوال برده‌‏اید!» (استدلال را می‌بینید؟! به این می‌گویند یک استدلال علمی و دانشجویی!)

(البته این استدلال شباهت زیادی به استدلال خانم توحیدلو دارد که :«کاش می‌شد صدای محزون شهدای مدفون در دانشگاه را شنید، بدون شک حاضر نبودند بدون خواست میزبان، مهمان ِ خانه‌ای شوند. بدون شک راضی نبودند به بهانه حضورشان میزبان را به زندان بیاندازند!» قبلا نوشته بودم که بسیاری از شهدا خودشان صاحب‌خانه و دانشجو بودند!)

همانطوری که گفتم، همه اینها و نوشته‌های مشابه این را خواندم و سعی کردم از لابلای این سطور، حرفی، استدلالی و دلیلی منطقی برای مخالفت با دفن شهدا پیدا کنم، اما پیدا نشد. نمی‌گویم هیچ دلیلی وجود نداشت، اما آن دلیل و استدلالی که براساس توهم ساخته شود، چه چیزی را می‌خواهد اثبات کند؟! بیشتر این دوستان نگران سو‌ءاستفاده و استفاده ابزاری باند قدرت از اجساد شهدا هستند! هر چه در نوشته‌هایشان جستجو کردم، مدرک و دلیلی برای اثبات این توهم ندیدم که مثلا چطور قرار است از اجساد شهدا در دانشگاه سو‌استفاده شود؟ خوب خیلی راحت و رک بگویید چطور؟ (این مساله را در انتهای همین مطلب توضیح خواهم داد)

اما برخلاف نوشته‌هایی که در بالا خواندید، فکر می‌کنم بهترین، شیواترین، صریح‌ترین و رک‌ترین دلیل مخالفت با دفن شهدا را «رادیو زمانه» در مصاحبه‌اش با یکی دو نفر از مخالفین این اقدام نوشته است. چرا اعتقاد دارم که رادیو زمانه صریح‌تر از بقیه دوستان دلایل مخالفت با دفن شهدا را بیان کرده است؟ بخاطر اینکه رادیو زمانه دیگر برای مخالفت با این اقدام، به سراغ دلایل خیالی نرفته و مستقیما درد اصلی را لو داده است! نوشته‌های پایین را از زبان عضو انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه و وکیل دانشجویان بازداشت شده و سعید پیوندی بخوانید:

«دفن شهدای گمنام در دانشگاه‌‏ها، با توجه به فضای عزاداری همیشگی، روحیه‌‏ی شهادت دوستی و مرده‌‏پرستی کلی که بر ذهنیت و فرهنگ نیروهای حاکم در ایران مسلط است، نه تنها در جهت تحمیل فرهنگی که در آن شهادت و مرگ مرکزیت دارند، بلکه بیشتر در این جهت است که از طریق حرکاتی چنین نمادین و سمبلیک، شادی طبیعی‌‏ای را که یک جوان در این سن می‏‌تواند داشته باشد، محدود کنند و از او بگیرند!

چون دفن این شهدا، هیچ نوع ارزش واقعی در دانشگاه ندارد، جز این‌که بخواهند بر فرهنگ عادی و طبیعی زندگی جوانان تأثیری منفی و ضد شادی بگذارند! امروز رویارویی دو فرهنگ در دانشگاه‏‌ها وجود دارد؛ فرهنگی که به دنبال برخوردی مبتنی بر شهادت و تقدیس مرگ است، در مقابل فرهنگ عمومی دانشجوها‏ که بیشتر به آینده، زندگی و به مسایل امیدوار کننده‌‏‏تر نظر دارد!

باید توجه داشت که دانشجویان به محیطی زنده و شاداب نیاز دارند. محیطی که صرفاً باید آکادمیک باشد. فضای دانشگاه، یک فضای علمی است و دست زدن به چنین کارهایی جز در جهت سیاسی کردن یا برخورد ایدئولوژیک با دانشگاه یا برخورد مستقیم با دانشجویان، معنای دیگری ندارد!

از بین بردن فضای نشاط در محیط دانشگاهی، هم‌‏چنین برگزاری مراسم و برنامه‌‏های مختلف از سوی گروه‏‌هایی که هیچ وابستگی به دانشگاه ندارند، به بهانه وجود اجساد شهیدان در دانشگاه امیرکبیر، یقیناً امر خوشایند و دلچسبی برای دانشجویان نیست.»

درود بر رادیو زمانه که لااقل اسیر پنهان‌کاری و ریاکاری بعضی افراد نشد و صاف و پوست‌کنده مشکل اصلی دفن شهدا را بیان کرد! بنابراین نتیجه می‌گیریم که مشکل اصلی دانشجویان مخالف، همان مخالفت با «مرده‌پرستی و ترویج روحیه شهادت دوستی و تحمیل فرهنگی است که در آن شهادت مرکزیت دارد!» یعنی نگرانی از ترویج فرهنگ شهادت در محیط علمی دانشگاه! خوب ترویج این فرهنگ چه اشکالی دارد؟ اشکالش این است که روحیه شادی را از دانشجویان ما می‌گیرد!

اینجاست که من فکر می‌کنم مشکل میان ما و آنها، تفاوت دیدگاه‌های ماست، یعنی تفاوت و اختلاف بنیادی فرهنگ دینی و فرهنگ سکولار. آنچه یک جامعه دینی را از جامعه سکولار و کلیه جوامع مدرن و جامعه مدنی متمایز می‌کند، تکیه و تاکید جامعه دینی بر اخلاق و فرهنگ دینی است که ایثار و فرهنگ شهادت و شهادت‌دوستی هم جزوی از آنهاست. این را مقایسه کنید با فکر و نظر آدمهایی که اصولا شهادت و ترویج آنرا خشونت و خشونت‌آفرین می‌دانند! (حال به شعار برخی دانشجویان مخالف توجه کنید: پروژه دفن شهید در ‏راستای اسلامی کردن دانشگاه ها!!)

مشکل بعدی اینست که زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا گرفتاری‌های دیگری را هم در پی خواهد داشت. اگر امروز بعضی‌ها بپذیرند که بقایای بدن شهدا در دانشگاه دفن شود، فردا هم باید منتظر تبعات بعدی آن باشند. چه تبعاتی؟ مسائلی از قبیل: بزرگداشت مقام شهدای جنگ تحمیلی، بزرگداشت یاد و خاطره 8 سال دفاع مقدس! افشای خیانت‌های صورت گرفته از سوی منافقین و گروه‌های ضدانقلاب در طول 8 سال جنگ تحمیلی، پذیرفتن مواضع امام و اسلام انقلابی، بازخوانی نامه‌ها و دستورات امام خمینی، بازخوانی وصیت‌نامه شهدا که «امام را دعا کنید، پیرو ولایت فقیه باشید! حافظ خون شهدا باشید، مراقب ضدانقلاب باشید!» و …  و این شاید همان چیزی باشد که دوستان در نوشته‌هایشان از آن ترسیده‌اند! (مثلا استفاده ابزاری از وصیت‌نامه شهدا !!!)

البته بعضی‌ها هم هستند که مشکل اساسی با مساله جنگ و دفاع مقدس دارند: آنهایی که منتقد جنگ هستند، آنهایی که جنگ 8 ساله ما را دفاع مقدس و مشروع نمی‌دانند، آنهایی که هنوز شهدا را قربانیان جنگ می‌نامند، آنهایی جنگ 8 ساله را، جنگ «6 + 2» ساله می‌نامند که در 6 سالش ما متجاوز بودیم! آنهایی که کلا ایران را متجاوز به خاک عراق می‌دانند! و آنهایی که دلیلی برای بزرگداشت جنگ نمی‌بینند!

خوب طبیعی است که همه اینها از تبعات و اثرات بعدی دفن شهدا محسوب می‌شود. اگر امروز افرادی نتوانند مانع دفن شهید در دانشگاه بشوند، آیا فردا می‌توانند از اثرات بعدی آن ممانعت کنند؟ بطور یقین خیر. برای همین هم فکر می‌کنم ای کاش شهدا را جاهای دیگر هم دفن می‌کردند. مثل مساجد، حوزه‌های علمیه و …(دقت کنید که مخالفت با دفن شهدا، لزوما به معنای مخالفت مخالفان با خود شهدا نیست!)

ایثار و شهادت در شمار عالی ترین مفاهیم الهی و حاصل متعالی ترین ارزشهایی است که می تواند جامعه انسانی را به تکامل و تعالی برساند و والاترین برکات را به آن ببخشد.پیام و آرمان شهدا به دلیل عظمت مرتبه ای که شهدا بدان دست یافته اند عالی ترین پیامها و از جنس پیام انبیاء الهی است. شهدا، فرزندگان و برگزیدگان نسل خود بوده اند و اصلی ترین پیام آنها برای نسل امروز پیموندن طریق الله، طریق عزت، آزادی و سعادت و سربلندی دنیا و آخرت است. در شرایط کنونی که با مسائلی نظیر تغییر نسل ها، نیاز روز افزون نسل جوان به ارزشهای متعالی اسلامی در جهت پیمودن مسیر پیشرفت همه جانبه و تحقق تمدن عظیم اسلامی ، تهاجم فرهنگی دشمنان و تلاش مذبوحانه ایادی داخلی آنان در جهت جدائی  آینده سازان کشور از ارزشهای والای انقلاب اسلامی مواجهیم، ترویج فرهنگ شهادت و ایثار به عنوان والاترین میراث انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس وظیفه‌ای است که بر عهده همه دلسوزان نظام می باشد. بی شک ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از راههای متعددی امکان پذیر است که یکی از مؤثرترین آنها حضور اجساد مطهر شهدا در مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌های کشور می باشد. در ادامه به بررسی آثار و نتایج این حضور می پردازیم:
۲۱ نظر 24 Bahman 90 ، 23:20
امین داوری