ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

اختلاف نظر درباره عرفان، قدمتی به تاریخ خود عرفان دارد. در طول تاریخ اسلام، همواره افراد مختلفی بوده اند که از زوایای مختلف به نقد و بررسی عرفان و دعاوی عارفان پرداخته اند. چه بسا شخصیت هایی که شاگرد عرفا بودند اما عرفان و اساتیدخود را نقد کرده اند. پس نفس نقد و نقادی هیچ ایرادی ندارد. اما گاهی در نقد عرفان اظهار نظرهای عجیبی می شنویم که کمتر نشانی از نقد علمی و منطقی دارد. در ادامه به یک مورد آنها اشاره می کنم.

چند سال پیش آقای سید مهدی میرباقری رییس فرهنگستان علوم اسلامی قم، در یک سخنرانی تند و آتشین، به عرفا (به طور خاص حافظ و مولوی) حمله کرد و آن ها را نماینده عرفان انحرافی دانست. وی در مقابل آنها، از عرفان امام خمینی دفاع کرد و دلیل آنرا این دانست که عرفان امام خمینی، حکومت وجهاد دارد درحالی که با عرفان مولوی نمی شود حکومت کرد!

نکته جالب در سخنرانی آقای میرباقری این است که وی برای رد عرفان مولوی به شعری اشاره می کند و آنرا نشانه انحراف مولوی می داند که اتفاقا امام خمینی در تفسیر سوره حمد خود از آن بیت دفاع کرده و پاسخ مخالفان را داده و آنها را متهم کرده که اصلا متوجه عرفان و منظور مولوی نشده اند!

البته اختلاف نظر درباره عرفان و مولوی ایرادی ندارد. همچنین اشکالی ندارد که آقای میرباقری این بیت مولوی را نشانه انحراف او بداند، اما سوال اینجاست که چرا وی برای دفاع از امام و عرفان او، چیزی را می گوید که خود امام آنرا قبول ندارد؟!
 میرباقری می گوید: «با عرفان مولوی نمی شود جهان را اداره کرد! این چه عرفانی است که: چون که بی رنگی اسیر رنگ شد/ موسی ای با موسی ای در جنگ شد؟»
وی سپس می گوید: «عرفان امام،عرفانی است که از دلش حکومت در می آید، جنگ در می آید.[اما] از دل مولوی معلوم است کی درمی آید دیگر!»

این درحالی است که امام خمینی سالها پیش در رد این قبیل ادعاهای مخالفان عرفان گفته بود: «یکی از اشکالاتی که یک کسی که اطلاع از مسائل ندارد (مطرح میکند) این است که اهل عرفان می گویند: چون که بی رنگی اسیر رنگ شد... آنها اصلا توجه هم نکرده اند که آن شعر ... مربوط به حقیقت نیست...و مقصود او را چون متوجه نشده اند؛ از این جهت گفته اند که این کفر است»

بنابراین اگر آقای میرباقری برای رد عرفان مولوی، به امام خمینی متوسل نمی شد، حرفی نبود. سوال اینجاست که وقتی خود امام به این شعر مولوی استناد می کند و پاسخ مخالفان را می دهد، پس چرا میرباقری با رد همین شعر، اصرار دارد عرفان امام را مخالف با عرفان مولوی بداند؟ اگر با عرفان مولوی نمی شود حکومت کرد، چطور امام با همین عرفان حکومت تشکیل داد؟!

نتیجه: اگر سالها پیش، مخالفان عرفان امام، افراد سنتی و متحجر و منجمد و غیرسیاسی بودند، امروز بخشی از انقلابیون و حزب اللهی ها با عرفان امام مخالفند و درعین حال،مشغول تربیت و پرورش جوانان حزب اللهی و تغییر نگرش و گرایش آنهاهستند! حال برخی مثل آقای میرباقری به نیت دفاع از امام، عرفان او را زیر سوال می برند، برخی هم به صراحت.
البته عده ای هم هستند که در ادعایی عجیب می گویند امام اواخر عمر، کلا از عرفان پشیمان شده بود!

استناد این آدمها به برخی اشعار امام است که اتفاقا مشابه آن بر زبان سایر عرفا هم آمده است. اما اگر قرار باشد از شعر، مخالفت امام با عرفان را نتیجه بگیریم، آن وقت باید مخالفت امام با مسجد و حوزه را هم نتیجه بگیریم! چرا که امام در شعری می گوید: "که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم!"
 پس آیا عاقلانه است برخی که سفت و سخت ادعای پیروی از امام را دارند،با این قبیل ادعاهای سست، شخصیت امام را تحریف کنند؟ این افراد خوب است به جای شعر که دنیای خاص خودش را دارد، لااقل به نامه اواخر عمر امام به گورباچف مراجعه کنند که در آن، به عرفان ابن عربی و شخصیت بی نظیر او اشاره شده است.

ahestan

۱ نظر 21 Aban 95 ، 19:08
امین داوری

متن شایعه


صرفا جهت یاداوری خاطرات
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 8 ﺍﺳﻔﻨﺪ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺁﺏ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 3 ﺑﻬﻤﻦ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺩﺭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 19 ﺑﻬﻤﻦ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺨﺮﯾﺪ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻠﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺣﺬﻑ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻗﻄﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 2 ﺑﻬﻤﻦ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺭﯾﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ (ﺭﻫﺒﺮ) ﮐﺸﻮﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 26 ﺩﯼ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺰﺍﺏ ﺩﺭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﺎﺭﮐﺴﯿﺴﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﺎ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺳﺎﺧﺖ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 7 ﺑﻬﻤﻦ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﻧﻔﺖ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺣﻖ ﻧﻔﺖ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 9 ﺑﻬﻤﻦ 57 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ 9 ﺩﯼ 58 :
ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺭییس ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺷﻮﻧﺪ
پیشاپیش 22 بهمن مبارک!

پاسخ شایعه

1. وعده مجانى بودن آب و برق توسط دولت موقت داده شد و حضرت امام آن را اصلاح فرمودند .
http://shayeaat.ir/post/67

2. جمله "در حکومت اسلامی دیکتاتوری وجود ندارد" اگرچه در بیانات ایشان موجود نیست، اما اساس باور و عملکرد حضرت امام (ره) بوده است .
* برگزاری اولین انتخابات و رفراندوم کمتر از 2 ماه از پیروزی انقلاب، ایجاد نظام مردم سالاری دینی ، مجلس ، انتخابات مختلف و ... موید این امر است .

3. "روحانیون نباید در سیاست دخالت کنند"
این مطلب نقل قول ایشان از دشمنان و حکومت شاه است نه از طرف خودشان!
صحیفه نور ج2 ص161
صحیفه نور, ج13 ص347

4. "همه احزاب در ابراز عقیده آزاد هستند"
این جمله شرطی نیز دارد که نویسنده با شیطنت آن را حذف نموده است :
احزاب آزادند که مخالفت با ما یا با هر چیزی بکنند, مادامی که اقداماتشان مضر به کشور نباشد."
صحیفه نور ج22 ص 173

5. "مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند"
ادامه جمله :
"... زیرا ما اطمینان داریم که اسلام دربردارنده پاسخ به نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آنها مقابله کند.
... هرکس آزاد است که اظهار عقیده کند و برای توطئه کردن آزاد نیست..."
صحیفه نور, ج3 ص371
* همانگونه که مارکسیستها در 3 سال اول انقلاب در ابراز عقیده خود آزاد بودند اما پس از اخلال در امنیت و حرکتهای مسلحانه با آنان برخورد شد . 


6. با جستجوى انجام شده , سایر جملات موجود در متن شبهه در 22 جلد صحیفه نور یافت نشد و این سخنان صرفا به حضرت امام،  منتسب شده و کذب مى باشد.

7. در آستانه دهه مبارک فجر و پیروزى انقلاب اسلامی , دشمنان و منافقان با انتشار این قبیل شبهات و اکاذیب، در پى تخریب جلوه های انقلاب و بنیانگذار آن در میان مردم مى باشند.

لینک های مرتبط: امام: آب وبرق مجانی میشود + صوت [پرونده کامل]

شایعات

۱۲ نظر 28 Farvardin 94 ، 01:50
امین داوری

کمی برای انتشار این مطلب دیر است ولی برایم جالب است

مدتی قبل و پس از مذاکرات ژنو آقای صانعی در گفت و گو با روزنامه نیویورک تایمز فرموده بودند: آمریکا را بخشیدیم؛ آمریکا هم ما را ببخشد!

چیزی که بعد از خواندن این مطلب ب ذهنم خورد بیشتر از همه تناقض گویی های ایشان در این سال ها بود، معیار ایشان تا دیروز امام خمینی و فرمایشات امام بود. دیگران را بر اساس دوری و یا نزدیکی‌شان به امام خمینی می‌سنجید. درباره افراد، با توجه به اعتقادشان به ولایت فقیه  قضاوت می‌کرد و در مورد رابطه با امریکا می گفت: تا فیضیه هست سازش با امریکا هرگز

صانعی

ایشان با افراطی که داشت افراد بسیاری را به خاطر اعتقاد نداشتن به ولایت فقیه و امام خمینی از دایره ولایتمداری خارج کرد!
در ماجرای برکناری آقای منتظری هم، سفت و سخت از فرمان امام حمایت کرد و حتی در سخنانی ضمن تایید کامل تصمیم امام، برکناری آقای منتظری را به نفع اسلام و مسلمین دانست و اظهار داشت:
صانعی
«در ایران حاکمیت با اسلام و قرآن و حفظ ارزشها و قداست هاست اگر هم حادثه ای پیش می‌آید نعمتی است از طرف خداوند برای ملت و کسی که حادثه سراغ او آمده است هر چند این حادثه برای امام و امت گران باشد. این تصمیمی که امام امت گرفته اند همانطور که برای ملت مفید بود نسبت به آقای منتظری هم مفید بود. دشمن می‌‌خواست از این کانال یعنی کانال فقه و تعهد و تقوا چه بلائی به سر ما بیاورد؟ هنوز عمقش را نفهمیده‌ایم! خداوند نمی‌خواست که آقای منتظری وسیله ای برای ضربه زدن به اسلام بشود خداوند به آقای منتظری و به مردم لطف کرده است که امام با همه عواطف و علاقه اش وقتی نظام و اسلام را در خطر ببیند از همه عواطف می گذرد و حاصل عمرش را میگذرد و حاصل عمرش را فدا می نماید و به فریاد اسلام و مسلمین می‌رسد.» روزنامه جمهوری اسلامی1368/2/16
واقعا دلایل این تناقضات چیست!
لینک مرتبط: صانعی: ضدانقلاب باید از اسم اوین بترسد
۵۱ نظر 29 Bahman 92 ، 01:34
امین داوری
 یکی از سخنان تاریخی حضرت امام که امروز دشمنان امام و انقلاب آن را به یک جنجال تبدیل کرده و درصدد وارونه سازی و سوء استفاده از آن هستند و از آن به عنوان نقض جمهوریت نظام نام می برند، سخنی است که ایشان در تاریخ 6 خرداد 1360 بیان کرده و فرمودند: «اگر تمام مردم موافقت کنند، من مخالفت می کنم.» این جمله این روزها و پس از گذشت سی سال هنوز هم در اکثر سایت های ضد انقلاب همچون بالاترین و... ب عنوان خبری دست اول مرتب آپ می شود.
امام خمینی
اینکه جمله فوق را ایشان چرا و به چه منظور بیان نموده بنظر مى توان دو دلیل را براى این عبارت تصور نمود: نخست اینکه همچون دشمنان بگوییم که این سخن با جمهوریت نظام تغایر دارد، که در این صورت این مساله با سه امر تعارض پیدا مى کند:
1- سیره عملى ایشان، به طوری که ایشان در اقدامى بى سابقه کمتر از یک ماه پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران دستور آماده سازى مقدمات برگزارى رفراندوم نظام تازه تاسیس را صادر نموده واز مردم خواستند تا آزادانه در مورد عنوان جمهورى اسلامى و ماهیت آن راى مثبت یا منفى خود را اعلام نمایند.
2- سخنان ایشان در همین سخنرانی: سایت های ضد انقلاب با تقطیع سخنان ایشان تنها قسمتی از سخنان امام را منعکس می کنند، ایشان در بخش های دیگر همین سخنرانی بر لزوم پذیرش راى اکثریت ولو برخلاف خواسته هاى خودمان، را مورد اشاره قرار می دهند و می فرمایند: اگر مردم خلاف نظر ایشان راى دادند و لو اینکه آن را حق ندادند اما بدان ملتزم خواهند بود، و در بخش های دیگری نیز می فرمایند:
«من هم ممکن است با بسیارى از چیزها، من که یک طلبه هستم، مخالف باشم. لکن وقتى قانون شد خوب، ما هم مى‌پذیریم... »
3- و دیگر اینکه این معنا در تعارض با دیدگاههاى رایج ایشان در زمینه نقش مردم و جمهوریت نظام و لزوم التزام عملى به راى اکثریت مى باشد. ایشان به اندازه اى به مساله جمهوریت و اهمیت التزام به راى و نظر مردم معتقد بودند که در سخنان دیگر خود از هر گونه اقدامى که بوى استبداد و خودرایى داشته باشد حتى از جانب ولى فقیه پرهیز مى دادند به عنوان مثال ایشان در تاریخ 1358/6/30 و در جمع انجمن اسلامی مى فرمودند: «اگر فقیهى یک مورد دیکتاتورى بکند از ولایت مى‌افتد»
بنابراین به نظر مى رسد که نمى توان معناى اول را براى این سخن لحاظ داشت. لذا معناى دوم براى این جمله احتمال بیشترى مى یابد و آن اینکه امام خمینى با توجه به سخنانى که در لزوم پاى بندى همگان به قانون وعدم تخطى از آن از سوى نمایندگان مجلس و رئیس جمهور داشتند معتقدند که همگان باید به حدود قانون اساسى اى که ملت به آن راى داده و به عنوان میثاق ملى پذیرفته شده است پاى بند باشند و هر کس که از این حدود تجاوز کند ایشان به عنوان رهبر انقلاب و بزرگترین حافظ قانون اجازه چنین کارى را نخواهند داد و اگر تمام مردم هم به چنین شخصى راى داده باشند ایشان با این فرد مخالفت خواهند کرد و مراد در اینجا این نیست که اگر مردم به رئیس جمهورى راى دادند ایشان با او مخالفت خواهند کرد بلکه منظور این است که اگر همه 35 میلیون نفر جمعیت آن زمان به رئیس جمهورى راى دهند اما وى به میثاق ملى خود پاى بند نبوده و از حدود قانون تجاوز کند ایشان با او مخالفت خواهند کرد کما اینکه لحن سخنان [به ویژه سخنان 25 خرداد 60] و نیز فضایى که این سخنان در آن ایراد شده و زمینه هایى که منجر به ایراد این سخنان شده است، خود موید این دیدگاه مى باشد.
چرا که هم این سخنان که در جمع نمایندگان مجلس بیان گردیده است و هم سخنان 25 خرداد که درجمع مردم بیان گردیده است در فضایى بیان گردیده است که بنى صدر به عنوان اولین رئیس جمهور مدعى بود که با توجه به اینکه 11 میلیون به وى راى داده اند وى حق هر گونه اظهار نظرى ولو بر خلاف قانون را دارد و قانون شکنى ها و حرمت شکنى هاى وى باعث شد که امام خمینى در اظهاراتى که در این روزها بیان مى کردند گریزى به این مطلب زده و مردم را براى خبر مهمى که چند روز بعد انتشار یافت یعنى عزل بنى صدر از فرماندهى کل قوا و راى مجلس به عدم کفایت سیاسى بنى صدر آماده کنند که همین گونه هم شد.
پس نتیجه می گیریم باید این سخن ایشان را به گونه اى دیگر معنا کرد که با توجه به زمینه هاى ایراد این سخنرانى ها در مى یابیم که منظور امام این بوده است که اگر رئیس جمهور منتخب چنین اقدامى انجام دهد، چون نسبت به میثاق خود با مردم تخلف ورزیده است، لذا دیگر نماینده و سخنگوى مردم هم نخواهد بود و زمینه براى عزل چنین رئیس جمهورى فراهم مى گردد.
پی نوشت:
جملات تاریخی امام در 6 خرداد 1360 را در ادامه مطلب بخوانید!
۱۰۱ نظر 19 Bahman 92 ، 22:59
امین داوری
نظرات امام راحل که برگرفته از اسلام ناب می باشد در مسائل مختلف خط و مشی انقلاب اسلامی را در آن زمینه ترسیم می کند و مسئولینی که در طی زمان بر سرکار می آیند باید خود را موظف بدانند که طبق خط و مشی انقلاب اسلامی قدم بردارند.
وظیفه مطبوعات
وظیفه و مسئولیتی که امام برای مطبوعات و انتشارات در کشور ترسیم می کنند مسئولیتی بسیار بزرگ است. ایشان معتقدند «اهمیت انتشارات، مثل اهمیت خونهایى است که در جبهه‏ ها ریخته مى‏ شود. و مِدادُ الْعُلَماءِ افْضَلُ مِنْ دِماءِ الشُّهَداء براى اینکه، دماء شهدا گرچه بسیار ارزشمند است و سازنده، لکن قلمها بیشتر مى ‏تواند سازنده باشد. و شهدا را، قلم ها مى‏ سازند و شهیدپرور هستند قلم ها.»
حوزه آزادی مطبوعات...
۲۵ نظر 04 Tir 92 ، 12:36
امین داوری

در روزگاری که جماعت سیگاری برای ترک سیگارشان دست به دامن قرص و دارو و کلینیک های روان درمانی می شوند، خیلی ها بودند که یک شبه سیگار را ترک کردند. اراده کردند، سیگار را توی جا سیگاری له کردند و فندک و کبریت را دور انداختند و تمام!
آخرین سیگاری که امام کشید
خاطره ترک سیگار امام خمینی را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات» نقل کرده است. او می گوید: «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت در گیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.»
اما به جز امام خمینی(ره) چهره های معروف دیگری هم بودند که یک شبه یا بر حسب یک اتفاق سیگار را ترک کردند و به دنیای دود و دم پشت پا زدند.

در ادامه داستان برخی از معروف ترین چهره هایی که سیگار می کشیدند را بخوانید که برای ترک سیگار فقط اراده داشتند و انگیزه...

۴۵ نظر 11 Khordad 92 ، 00:49
امین داوری