ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احمدی نژاد» ثبت شده است

هیچ چیز مثل استفاده‌ی مبتذل گروه‌های سیاسی از سخنان امام و رهبری حال آدم را بهم نمی‌زند. مشکل اینجاست که آنها یا باورشان شده که سند ششدانگ ولایت و بصیرت و انقلابی‌گری را به نامشان زده‌اند و یا اینکه می‌خواهند در این فضای آشفته سیاسی، مغز حامیان خود و جوانان احساساتی را شستشو بدهند.

چند روزی ست که برخی افراد و سایت‌ها، هولوکاست را بهانه‌ای برای کوبیدن دولت و رئیس جمهور قرار داده اند. این مساله تا آنجا برای این دوستان حائز اهمیت است که حتی آنرا نشانه نفهمیدن گفتمان امام و رهبری دانسته! و تلاش کرده اند تا به هر قیمتی آنرا مغایر دیدگاه های امام و رهبر انقلاب در قبال مساله فلسطین جا بزنند!

به این می گویند کاسبی سیاسی. این جماعت اظهارات و دیدگاه سیاسی رئیس جمهور و برخی دولت مردان را درباره یک موضوع محل اختلاف، به تقابل آن ها با امام و رهبری تعبیر می‌کنند! این همان چیزی است که باید از آن ترسید.

مساله خیلی واضح است. چه بخواهیم چه نه، هولوکاست با مظلوم نمایی، دروغ گویی و تبلیغات سنگین و چندین ساله‌ی صهیونیست‌های غاصب از طریق ابزارهای مختلف سیاسی، فرهنگی و هنری [هالیوود و شبکه های ماهواره ای] به یک باور تبدیل شده. البته به ایران خودمان نگاه نکنید منظورم در ما بقی کشورهاست و آن ها با قوانین خودشان کاری کرده اند که هیچ محققی در کشورهای به ظاهر کاملا آزاد غربی جرات تحقیق و سوال از ماجرای هولوکاست را ندارد.

در این میان، آقای احمدی نژاد، رییس جمهور پیشین ایران می‌آید و این حادثه را به چالش می‌کشد و همه انرژیش را روی آن می‌گذارد و در همه سازمان ها و نهادهای بین المللی درباره‌اش حرف می‌زند؛ و بلافاصله بعد از آن، جو سنگینی هم علیه کشورمان با استفاده از فضای رسانه ای و... براه می افتد.

اینجا با دو دیدگاه مواجه هستیم. گروهی عقیده دارند که این سیاست احمدی‌نژاد، یک سیاست کاملا درست تهاجمی در برابر اسرائیل و منطبق با نگاه جمهوری اسلامی به مساله فلسطین بوده است. گروه دوم هم می‌گویند نه. این سیاست تهاجمی، نه تنها هیچ فایده‌ای برای فلسطین و جمهوری اسلامی نداشته، بلکه ضرر و زیان هم داشته است. این گروه دوم، نه ضدانقلابند و نه ضد آرمان فلسطین، بلکه بخاطر دلسوزی برای ایران و فلسطین چنین عقیده ای داشته و دارند.

حالا موقتا بحث درباره درستی یا نادرستی نظر گروه دوم را کنار می‌گذاریم و این سوال را مطرح می‌کنیم که اگر کسی چنین نظری داشته باشد، ضد گفتمان امام و رهبری است؟ برخی آقایان سیاسی می‌گویند بله! می روند سخنرانی امام را درباره نابودی اسرائیل و یا سخنان رهبر انقلاب را درباره هولوکاست می‌آورند و می‌گویند: ببینید! امام و رهبری چنین گفته‌اند، اما فلانی چنان!

در حالی که اساسا این جور ربط دادن، اشتباه است و گروه دوم هم منکر اظهارات امام و رهبری نیستند. مخالفت با رژیم صهیونیستی جزو اصول بنیادی جمهوری اسلامی است و هیچ یک از دولت ها هم آنرا زیر سوال نبرده‌اند. سیاست ایران از اولین روز بعد از پیروزی انقلاب، در قبال اسرائیل روشن بوده و هست و الان همه‌ی دنیا می‌داند که ما مخالف سرسخت صهیونیست‌ها هستیم.

بحثی که وجود دارد این است که آیا مطرح کردن مساله هولوکاست و مانور بیش از اندازه روی آن، به ضرر اسرائیل تمام شده یا به نفعش؟ آیا تا پیش از سخنان احمدی‌نژاد، ما سیاست تهاجمی نسبت به اسرائیل نداشتیم؟ آیا در همه‌ی این سالها اشتباه می‌کردیم، تا اینکه جناب احمدی‌نژاد از راه رسید و آرمان فلسطین را زنده کرد؟

هیچ یک از این سوال‌ها، به معنی تایید هولوکاست و یا ضدیت با سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین و اسرائیل نیست. فقط انتقادی است از یک شیوه و یک رفتار. اتفاقا خیلی از مسئولین کشور و دلسوزان انقلاب هم چنین انتقادی را قبول دارند. البته درباره درستی یا نادرستی این انتقادها می‌شود حرف زد؛ اما چرا فورا آنرا نشانه تقابل با رهبری تفسیر می‌کنیم؟

می‌گویند پس چرا رهبری در نماز جمعه، به هولوکاست اشاره کرده؟ اما توجه نمی‌کنند که اولا در جمهوری اسلامی هر کسی جایگاه و مسئولیتی دارد.

[تذکر امام به شهید رجایی بعد از پاسخ شهید رجایی به رییس جمهور فرانسه، اشاره به این نکته دارد] ثانیا قرار نیست رییس جمهور نقش رهبر را بازی کند، ثالثا اشارات رهبر انقلاب به هولوکاست، اصلا از جنس شعارهای احمدی‌نژاد نیست. سخنان رهبری درباره هولوکاست، بیشتر از جهت اشاره به وجود تناقض در ادعای آزادی بیان در کشورهای غربی بود. ایشان کی و کجا از هولوکاست به عنوان اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی یاد کردند که حالا اگر کسی درباره‌اش حرفی زد، مخالف رهبری باشد؟! آنهم نه حرفی در تایید و حمایت از هولوکاست، بلکه فقط انتقادی ساده از یک سیاست.

خلاصه اینکه این روزها، این قبیل برداشت‌های مبتذل از سخنان رهبری برای کوبیدن دولت، به سیاست اصلی برخی جریان ها تبدیل شده است.

لینک مرتبط:

یادداشت محمدحسین جعفریان درباره کاسبی سیاسی با هولوکاست

خاطرات گل آقا [کیومرث صابری فومنی] از تذکر امام به شهید رجایی: من یک آخوند هستم اینجا نشسته‌ام حرف می‌زنم. من چه کاره هستم؟ من در عالم اسلام برای مسلمانان‌ها باید حرف بزنم و حرف می‌زنم. ولی تو پست سیاسی قبول کردی تو رئیس جمهور مملکتی. رئیس‌جمهور مملکت باید به عرف سیاسی عمل کند.

کاملا بی ربط: حتی مطهری اول را هم می توان نقد کرد

امید حسینی

۴ نظر 05 Mehr 92 ، 15:57
امین داوری

احمدی‌نژاد می‌رود و رئیس‌جمهور بعدی خواهد آمد. باشد که مرور مواضع گذشته پلی باشد به سوی آینده‌ای که منتقدین و حامیان رئیس‌جمهور نه مانند منتقدین و حامیان امروز احمدی‌نژاد باشند و نه مانند برخی منتقدین و حامیان دیروز خاتمی و هاشمی و… . روزی که به جای «تهمت»، «شایعه»، «توهین» و «بزرگنمایی» شاهد رسانه‌هایی باشیم که مشی اندیشه و عملکردشان هرچه که باشد، نقدشان بر مبنای «مستندات» باشد و «انصاف» و «قانون» در آن رعایت شود. جزوه ی احمدی‌نژاد بدون روتوش تلاشی ست کوچک برای پاسداشت حقیقت و پاسداشت اخلاق.

پیشنهاد می کنم جزوه «احمدی‌نژاد بدون روتوش» رو بخونید تا بدون قضاوت و شعار، آن‌چه را که اتفاق افتاده مرور کنید.

دانلود pdf

سرفصل‌های این جزوه از این قرارند:
«نامه محرمانه»؛ نصب مشایی به معاون اولی، نامه رهبری برای برکناری وی و تأخیر چندروزه‌ی در اجرای مفاد نامه.
«نقص ظاهر» دیدگاه‌های احمدی‌نژاد درباره حجاب و عفاف و اعتراض‌های منتقدین.
«گزارشی که هرگز قرائت نشد»؛ همایش شورای عالی ایرانیان خارج از کشور و اعتراضاتی که به مسائل مالی، امنیتی، سیاسی و اخلاقی آن شد.
«مکتب جنجال»؛ طرح ایده‌ی مکتب ایران از سوی مشایی و سخنان بعدی احمدی‌نژاد درباره ایران و هویت ایرانی، برداشت‌ها و سخنان منتقدین و دیدگاه برخی شخصیت‌های انقلاب اسلامی در باب هویت ملی و اسلام.
«به طرف منزل آقای رئیس جمهور»؛ عزل وزیر اطلاعات و ابقای وی با دستور رهبری، خانه‌نشینی احمدی‌نژاد، انتقادات و نقل‌قول‌های شخصیت‌های سیاسی و دینی و رهبر انقلاب.
«دیدار با مرتاض 400 ساله»؛ نسبت ارتباط دولت با جن‌گیرها و رمال‌ها، افشاگری رسانه‌ها و اعترافات جن‌گیرهایی که دست‌گیر شدند.
«دیدار در لابی هتل لاله»؛ اختلاس سه‌ هزار میلیاردی و نقش «جریان انحرافی» و اطرافیان رئیس جمهور در آن، ماجرای دادگاه‌ها و نتیجه‌شان.
«بحران سکه و ارز در شعب ابی‌طالب»؛ آشفتگی در بازار طلا و ارز و بالا رفتن نرخ تورم، گمانه‌زنی‌ها درباره تعمدی بودن این اختلال و تمایل دولت برای آشفتگی اقتصادی به منظور تحمیل کردن مذاکره با آمریکا به نظام.
«صندلی خالی»؛ مروری بر ادعای رئیس جمهور و اطرافیانش مبنی بر ارتباط با امام زمان.
«رو در رو با شیطان»؛ سخنان احمدی‌نژاد در آخرین سفر به نیویورک، گمانه‌زنی‌ها درباره پیشنهاد مذاکره به آمریکا.
به غیر از موارد بالا که به ترتیب زمانی، قطعات پازل جریان رسانه‌ای «نقد انحراف» را به صورت جامع گزارش می‌کند، سه مورد از دست‌آوردهای دولت دوم احمدی‌نژاد هم در انتهای جزوه آمده است:
«آب در لانه مورچگان»؛ دیدگاه کلان سیاست خارجی احمدی‌نژاد که این سال‌ها دیدگاه‌های جدیدی به آن اضافه شده است، بررسی عملکردها.
«تحقق یک آرزوی قدیمی»؛ هدفمند کردن یارانه‌ها، مبانی و بررسی نتایج آن با آمار و ارقام.
«سرپناهی برای محرومین»، طرح و نوع اجرای مسکن مهر و نتایج آن.

لینک مرتبط: ولایتمداری همیشه خوب نیست!


کاملا با ربط: شاید ابوذرها تنها زندگی کنند و تنها بمیرند، اما همیشه ابوذرهایی خواهند بود که نگذارند جلوه‌ی گفتمان اسلام محرومین و پابرهنه‌ها زیر روتوش‌ها محو شود دکتر علی شریعتی

۱۵ نظر 07 Khordad 92 ، 01:23
امین داوری

در پست قبلی وبلاگم با نام «حتی مطهری اول را هم می توان نقد کرد» برخی از دوستان زحمت کشیدند و از بنده با عنوان منافق و ضد انقلاب نام بردند و این حکایت چیزی جز فضای بسته فکری برخی از دوستان نیست، البته بودند دوستان بسیاری هم که با نقد های درست و منطقی و بدور از تعصب خود در جهت روشنگری هر چه بیشتر مطلب گام برداشتند.

بنده در پست ماضی اصلا روی صحبتم با علامه مصباح نبود و تنها برجسته کردن انتصاب ایشان به جریانی خاص توسط برخی افراد و همچنین به وجود آوردن یک فضای بسته حزبی و فکری را به نقد کشیدم، بگزارید راحت تر بگویم...

بنده و امثال بنده تجربه ای همچون حمایت از احمدی نژاد را در کارنامه خود داریم، آن روز در آن مناظره تاریخی که احمدی نژاد یکی یکی مسئولین و منتسبین به آن ها را دزد و ضد انقلاب معرفی میکرد و ما دراز به دراز جلوی تلویزیون کیف کرده بودیم هیچ کدام حواسمان نبود که شاید اندک روزی بعد دل نائب امام زمان را جریحه دار کنیم و با واکنش تند ایشان روبرو شویم.

این مثال تاریخی را زدم که بگویم حمایت از یک فرد یا یک جریان منافاتی با نقد اشتباهات آن ندارد، اتفاقا بنده اگر جریان پایداری را سازنده و در خط انقلاب نمی دیدم هیچ وقت قلمم را برای آن به هدر نمی دادم، حرف من این است که انتصاب آیت الله مصباح را به آقای لنکرانی جوری برجسته نکنیم که اگر به طور مثال بعد از انتخابات ایشان پیروز نشدند این شکست به منزله شکست آیت الله مصباح تلقی شود.  فقط همین...

پی نوشت:

اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند، ولى رأى دهنده تشخیصش بر خلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست‏. امام خمینی

لینک مرتبط: پایداری را بیشتر باید نقد کرد

۳۲ نظر 18 Ordibehesht 92 ، 17:42
امین داوری

چندی پیش سایت بازتاب در خبری شوکه کننده و پر جنجال مدعی شده محمود احمدی‌نژاد نواری در اختیار دارد که ثابت می‌کند رای واقعی وی در انتخابات سال 88 حدود 16 میلیون نفر بوده و نظام 8 میلیون رای به نفع وی تقلب کرده است.

آن‌طور که این سایت نوشته است با این نوار « احمدی‌نژاد قصد دارد با بحث 16 میلیون هم شورای نگهبان و هم نظام را متهم به تقلب کند! »

بازتاب سایتی است که حاضر است براحتی نظام را زیر سوال ببرد. این خبر در شرایطی منتشر شده و در سایت های زنجیره ای معاند همچون کلمه به خبر اول تبدیل شده٬ که رهبر انقلاب بارها فرموده اند: «در جمهوری اسلامی نخستین مرجع اعلام نتیجه انتخابات٬ وزارت کشور و تنها مرجع تائید کننده نتایج٬ شورای نگهبان است» نکته جالب توجه این است که این سایت مدعی شده « گروهی از فعالان اقتصادی مرتبط با مشایی » چنین خبری را نقل کرده‌اند.

حالا این ها اسمشان چیست؟ کجا هستند؟ کی و کجا چنین حرفی را زده‌اند؟ سایت بازتاب این شایعه بدون سند و مدرک را از کجا و از طریق چه کسی شنیده است و چرا فقط بازتاب شنیده؟ این ها همه به پاسخ بازتاب بستگی دارد و از بازتاب انتظار داریم بخاطر این که مصداق خائن به نظام تلقی نشود و ما گمان نکنیم که می خواهد باز عقده‌های چند ساله درباره تقلب را دوباره تکرار کند٬ لطفا کمی توضیح دهد...


پی نوشت:

سایت «بازتاب امروز» ساعتی پس از انتشار این خبر بی‌انکه توضیحی ارائه کند٬ اقدام به حذف آن کرده است.

دفتر رئیس‌جمهور نیز « نوار 8 میلیونی رئیس‌جمهور » را تکذیب کرد

پانوشت:

صدای امریکا، بی بی سی، کلمه، بازتاب و الخ … باور کنید که خطر دو سایت آخر، از آغازین شان مضاعف است … یعنی که تکلیف ما با صدای امریکا و بی بی سی، اظهر من الشمس است لکن پردازش موجودات ظاهر فریب داخلی، بسی صعب و سخت آلود است

۵۰ نظر 09 Ordibehesht 92 ، 15:59
امین داوری

مستندی جنجالی  پیرامون پشت پرده مختومه اعلام شدن پرونده کشتار رئیس جمهور و نخست وزیر کشور

این مستند که گوشه ای از حقایق ناگفته انقلاب میباشد، پرونده ی انفجار هشتم شهریور را بررسی می کند و از شهادت مشکوک تمامی افراد مرتبط با پیگیری این پرونده یعنی شهید آیت الله قدوسی, شهید آیت الله ربانی املشی و شهید اسدالله لاجوردی سه نفری که از طرف امام خمینی (ره) برای پیگیری این پرونده انتخاب شدند، پرده بر میدارد

تعجب اینجاست که اسدالله لاجوردی پیگیر پرونده توسط یوسف صانعی , دادستان وقت کل کشور برکنار می شود!

و همچنین در نهایت شگفتی و بر اساس گزارش موسوی خوینی ها ( دادستان وقت کل کشور) و فشار سازمان “مجاهدین انقلاب اسلامی” دست آخر پرونده مختومه اعلام می شود!!

شرح کامل + دانلود در ادامه مطلب...

۳ نظر 30 Dey 91 ، 15:52
امین داوری

اگر عبارت «خس و خاشاک» را در گوگل جستجو کنید شاید ده‌ها سایت و وبلاگ را پیدا ‌کنید که در یک هماهنگی جالب، خبری را منتشر کرده و روی آن هم حسابی مانور داده‌اند که از ریشه و اساس دروغ و کذب محض است. این دوستان عزیز با اشاره به سخنرانی روز یکشنبه دکتر احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر تهران، مطابق معمول دست به جوسازی و شایعه‌پراکنی زده‌ و آنقدر سر و صدا کرده‌اند که حتی برخی آدمهای منطقی هم اسیر شایعات آنها شده‌اند.

دوستان معترض ما اعتقاد دارند که احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر تهران به آنها توهین کرده و آنها را برابر با «خس و خاشاک» دانسته است! در راهپیمایی‌های چند روز اخیر هم حامیان آقای موسوی بطور مرتب شعارهایی را علیه احمدی‌نژاد سر داده ‌و اعتراض کرده‌اند که «ما خس و خاشاک نیستیم!» حتی استاد بزرگواری چون محمدرضا شجریان هم به این موضوع شدیدا واکنش نشان داده و گفته است «صدای این خس و خاشاک را از تلویزیون پخش نکنید!»

سوال اینجاست که آیا اصلا این مساله حقیقت دارد؟ آیا حقیقتا احمدی‌نژاد به میلیون‌ها ایرانی که به او رای نداده بودند، اینچنین توهین کرده است؟ راستش را بخواهید در روزهای اخیر آنقدر روی این مساله تبلیغ کرده‌اند که خیلی‌ها واقعا چنین تصوری دارند. من هم با اینکه آن سخنرانی را مستقیما از تلویزیون دیده بودم، یک لحظه دچار شک و تردید شدم و با خودم گفتم نکند این دوستان عزیز واقعا راست می‌گویند، اما وقتی به اصل خبر و متن سخنرانی احمدی‌نژاد مراجعه کردم، خیالم راحت شد. در اینجا از همه دوستان معترض و منتقد هم خواهش می‌کنم که انصاف داشته باشند و فارغ از احساسات و تعصبات، این بخش از سخنرانی احمدی‌نژاد را به دقت بخوانند:

«در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بوده‌اند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت ها به پایان رسید و دوره دوستی‌ها و ساختن‌ها آغاز شد»

همان طوری که می‌بینید، احمدی‌نژاد در آن سخنرانی چند بار روی آرای 40 میلیونی مردم ایران تاکید و از همه آنها هم بعنوان ملت همدل و عزیز ایران یاد کرده بود. اما در ادامه با اشاره به شورش‌ها و اغتشاشات روزهای اخیر، برای آنهایی که در این اغتشاشات نقش داشتند، از عبارت «خس و خاشاک» استفاده کرد. دلیل ادعای من هم اینست که احمدی‌نژاد دقیقا در این قسمت از سخنانش به سوال یک خبرنگار غربی اشاره می‌کند و می‌گوید:«امروز خبرنگاری سوال کرد بعضی‌ها در گوشه و کنار کارهایی انجام می‌دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه‌های تندی را بکار برد و من برای او یک مثالی زدم و نتیجه گیری کردم. من به این خبرنگار گفتم شما اشتباه می‌کنید، ملت ایران یکپارچه است»

حالا سوال من از دوستان معترض اینست آیا احمدی‌نژاد چیزی جز حقیقت گفت؟ آیا شما قبول ندارید که عده‌ای در گوشه و کنار مملکت، دست به آشوب و اغتشاش زده‌اند؟ آیا به نظر شما آشوبگران و اراذل و اوباش، آدم‌های محترمی هستند و خس و خاشاک نیستند؟ اگر طبق گفته شما، منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک، همان حامیان آقای موسوی بود، دیگر چه لزومی داشت که او چندین بار به آرای 40 میلیونی مردم اشاره کند و به آنها احترام بگذارد؟ حالا بالاخره شما خودتان را جزوی از  آن 40 میلیون می‌دانید یا آن 4 تا خس و خاشاک؟!

آنهایی که چنین ادعایی دارند، این جمله احمدی‌نژاد را چطور تفسیر می‌کنند که در اولین نطق تلویزیونی خود بعد از پیروزی در انتخابات خطاب به مردم گفت: «باید از همه کسانی که چنین حماسه بزرگی خلق کردند؛ چه کسانی که به من رای دادند و چه کسانی که به دیگران رای دادند، تشکر کنم»

قطعا آن اراذل و اوباشی که در روزهای گذشته دست به آشوب و اغتشاش زده‌اند، چیزی جز خس و خاشاک نیستند و ما هم به آنها حق می‌دهیم که از شنیدن این عبارت ناراحت و عصبانی بشوند، اما سوال اینجاست که چرا حامیان آقای موسوی اصرار زیادی دارند این جمله را به خودشان بگیرند؟ مگر میرحسین موسوی دیروز در بیانیه‌اش به صراحت نگفت حساب ما از آشوبگران جداست؟!

از آدم‌های متوهم و دروغگو انتظار چندانی نیست، اما آنهایی که دم از شعور و منطق و عقل و حقیقت و انصاف می‌زنند، چطور عبارت به این واضحی را نادیده می‌گیرند و فورا آن «خس و خاشاک» را به خودشان می‌گیرند؟! آیا درک یک جمله معمولی اینقدر برای بعضی دوستان سخت و دشوار است؟ یا اینکه مشکل جای دیگری است و آنها به خودشان حق می‌دهند که برای رسیدن به اهدافشان، به هر شیوه‌ و دروغ و شایعه‌ای متوسل شوند.

ahestan.ir

۴ نظر 10 Ordibehesht 91 ، 17:29
امین داوری