ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!
ساندیس خور

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتشار مطالب و نوشته های مـا با ذکر منبع و ارجاع لینک مجاز است.
mail: amin.davari@chmail.ir

پربازدیدترین ها
shobahat
مدیر تارنما

ساندیس خور

هیئتی که در آن دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشد؛ ابن زیاد هم سینه می زند!





علی و منتقدانش

Wednesday, 29 Khordad 1392، 03:15 PM

« وقتی در صحنه‌ی حق وباطل نیستی هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده و چه به شراب نشسته، هر دو یکی است! » این یکی از فریادهای دکتر علی شریعتی ست.

 قبل از انقلاب عده‌ای او را بهایی، اسماعیلی و سنی ‌نامیدند، در حالیکه در بخشهای زیادی از آثار او دغدغه مذهب تشیع را می‌شد دید. عده‌ای حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و او را بخاطر مسائلی جزئی مانند تراشیدن ریش، کلاه بر سر گذاشتن، کراوات به گردن بستن، سخنرانی از طریق بلندگو و حتی راه رفتن از خیابانی که نامش «پهلوی» بود مورد سرزنش قرار ‌دادند!

تاریخ انتقادات برخی از علما ب دکتر شریعتی همیشه خواندنیست از جمله علامه مصباح. شهید بهشتی از نزدیک‌ترین دوستان علامه مصباح بود. آخرین همکاری علامه مصباح با شهید بهشتی به اداره‌ی مدرسه‌ی حقانی بر می گردد.


نفوذ اندیشه‌های شریعتی در این مدرسه با واکنش علامه مصباح مواجه شد و همین امر دو جبهه را در میان طلاب مدرسه‌ی حقانی شکل داد: گروهی مخالف سرسخت شریعتی و گروهی دیگر دوستدار و حامی جدی او شدند. مشاجرات این دو گروه حتی گاهی موجب بروز بداخلاقی‌هایی میان آنها می‌شد تا حدی که شهید بهشتی در سخنانی در جمع طلاب این مدرسه از مشاجرات میان هر دو گروه از طلاب به شدت انتقاد کرد.

شهید بهشتی در عین حال روش علامه مصباح را در نقد شریعتی نمی پسندید و بر برخی از مواضع ایشان خرده می گرفت، ولی علامه مصباح که مخالفت با اندیشه‌های شریعتی را تکلیف شرعی خود می‌دانست و از وضعیت موجود مدرسه ناراحت بود، تصمیم گرفت تا از ادامه‌ی همکاری با آن مدرسه استعفا دهد.
استعفای علامه مصباح نه تنها جو متشنج مدرسه را آرام نکرد، بلکه بر شدت اختلافات افزود. هیئت مدیره نیز تصمیم گرفت برای کنترل جو مدرسه شش نفر از موافقان و شش نفر از مخالفان سرسخت شریعتی را از مدرسه اخراج کند.

با اجرای این تصمیم هیجده نفر دیگر از مخالفان دکتر خواستار بازگشت دوستان خود به مدرسه شدند و اعلام کردند که در صورت عدم برگشت دوستانشان به مدرسه به جمع شش نفره‌ی آنها خواهند پیوست، اما هیئت مدیره همچنان بر اخراج آنها اصرار ورزید و بدین ترتیب 18 نفر دیگر از مدرسه بیرون رفتند و حلقه‌ی اولیه‌ی شاگردان مصباح شکل گرفت.
شهید مطهری نیز سرانجام روشی شبیه به علامه مصباح را برگزید و حتی به انتقاد صریح از روش برخی از روحانیان شناخته شده همچون شهید بهشتی پرداخت.
و بالاخره امام خمینی که در آن مقطع طرح هر مسئله‌ای جز مبارزه با شاه و تشکیل حکومت اسلامی را انحراف از مسیر انقلاب می‌دانست، با ارسال پیامی به ایران خواستار پایان دادن به مباحث اختلاف‌ برانگیزی چون کتاب شهید جاوید و مسئله‌ی علی شریعتی شد و بدین گونه آتش اختلافات برای مدتی فرو نشست. 

مطالب مرتبط: نظر رهبر انقلاب‌ درباره‌ مرحوم‌ شریعتی

رفتار متفاوت بهشتی و مصباح با شریعتی

کتاب گفتمان مصباح چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نظرات  (۴۱)

29 Khordad 92 ، 20:35 شهیدگمنام
اره تشخیص حق ازباطل خیلی سخته ولی دکترحقه ازحرفاش بوی حق میاد
درسته ؟؟؟مگه اینطور نیست با این حرفاتون یقین ماروبه شک تبدیل نکنید
29 Khordad 92 ، 22:53 لایتنـــــــــاهی
سلام علیکم
آغاز دهه‌ی فرخنده‌ی مهدویت(10 تا 20 شعبان) مبارک!!
با نقدی بر انتخابات به روزم.
یا علی
30 Khordad 92 ، 01:07 یار دلدار
سلام اخوی .
خوب بود ولی یه نکته : تو این برهه از زمان که چپ و راست دارن بر علیه علامه مصباع مینویسن بهتره که ما یکم دست به عصا باشیم در نقد ایشون .
رفیق برای نقد علامه باید علامه شد .
سلام عیدتتون مبارک..و همچنین روز جوان..
خداقوت
مسابقه شعباینه....تشریف بیارید شرکت کنید
یا علی
30 Khordad 92 ، 14:11 چشم برخوار
در مناقصه سایت فرمانداری شرکت فرمایید . وبلاگ چشم برخوار
30 Khordad 92 ، 22:20 روح الله فاضل
متنتان را مطالعه کردم اما مقصود شما را در قرار دادن این نوشته متوجه نشدم....
خدا قوت..
31 Khordad 92 ، 12:32 می روم تا...
راستش کتابهای دکتر شریعتی خوبه اما کامل نیست...
31 Khordad 92 ، 14:34 نیما انصاری
مطلب زیبایی بود.
درود دوست! خوبی؟
با مطالبی جدید بروز هستم.
اگر فرصتی کردی بیا و حضور برسان !
باتشکر-انصاری
مدیریت وبلاگ استیضاح
خب اون حدودی که درست نیست از نظر شما بگید ما هم روشن شیم
من اینا رو نمی دونستم! جالب بود
31 Khordad 92 ، 18:37 زارعان
نسلی هستیم
نسلـی هستــیـم ،
که روزهــا میخــوابیــم..
و شبــهـا بیـــــداریـــم !
چــون..
تــاریـکی شب ، بـــرامــون..
قــابــل تحمـّـل تــر از "تـــاریــکی" روزهــامــونــه !
-----------------------------------------------------
سلام..جالب بود.. با مطلب جدید آپم...منتظر حضورتون هستم
ببین دوست عزیز اقای مصباح به شخصه به هیچ وجه تند رو نیست همه سخنان ایشون رو. مطالعه کن چیزی که الان داره اتفاق میفته عیب گرفتن بر ایرادات نیست خورد کردن کل شخصیت مصباح هست دقیقا کاری رو که با احمدی کردن میخوان با مصباح بکنن ماها الان در حال جنگیم چرا متوجه نمیشی شما؟؟؟؟ الان وقت دارن اصل نظام رو نشونه میگیرن شما فکر ترک اولایی هستی که بعضی هواردارن میکنن؟؟؟؟ شما انتقاد کن اما نه جلوی دشمنانمون نه جلوی مردم ...مردم نشون دادن چون زیاد تو ریزه کاریای سیاسی نیستن یه نقد که میشنون ذهنیتشون به کلی عوض میشه!!1 ما اول باید نقد کردن و درست نقد شنیدن رو یاد بگیریم الان دنبال مقصر نیستم اما خطر بزرگی دارم حس میکنم خیلی بزرگ بخدا جدی نگیری پشیمون میشی از این خواهر کوچکت قبول کن
31 Khordad 92 ، 20:29 منتظران ظهور 2
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
01 Tir 92 ، 18:32 بخاری
سلام چطوری
به روزم.
با یکم تاخیر اطلاع دادم البته!
یاعلی.



راستی ممنون بابت مطلبت.گرفتاریم واقعن.گرفتااار.
01 Tir 92 ، 19:56 صامدون
سلام
آقای داوری بنظر شما چرا امام خامنه ای در جدید ترین توصیه اش به جوون ها گفتن کتاب های شهید مطهری رو بخونن ؟ چرا علامه مصباح رو مطهری زمان می خونن ؟ چرا دکتر شریعتی به علمایی مثل مجلسی توهین می کرد مگه علامه مجلسی آدم کمی بود ؟ دکتر شریعتی یک بعدی نگاه می کرد من نمیگم ویژگی های مثبت دکتر رو نادیده بگیرییم ولی آثارش باعث انحراف خیلی از جوون ها شده و فقط آیت الله مصباح و شهید مطهری نبودند که مخالف آثار دکتر شریعتی بودند . علامه طباطبایی هم آثار ایشون رو رد کردند .
علامه طباطبایی :
این‎جانب نوشته‎های دکتر شریعتی را هرگز تصدیق نکرده و چنین سخنی به احدی نگفته‎ام و نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارک دینی اسلامی غیرقابل‎قبول می‎باشد.
بنظر شما در متن زیر تند روی هست؟
شهید آیت الله مطهری در نامه معروف خود به حضرت امام چنین می نویسد:«خوب است اطلاع داشته باشید که پس از مذاکره با بعضی دوستان مشترک، قرار بر این شد که بنده دیگر درباره مسائلی که به شخص او مربوط می شد، از قبیل صداقت داشتن و صداقت نداشتن و از قبیل التزامات عملی سخن نگویم، ولی انحرافاتی را که در نوشته های او هست، به صورت خیرخواهانه -و نه خصمانه- تذکر دهم؛ ولی اخیراً می بینم گروهی که عقیده و علاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی های وسیعی در صدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرئت اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد... در ماه های آخر عمر شریعتی، بنده مکرر به وسیله اشخاص مختلف به او پیغام دادم که در نوشته های تو مطالبی است بر ضد اسلام و لازم است اصلاح شود. من حاضرم در حضور جمعی صاحب نظر، یا هرطور که خودت مایل باشی به تو ثابت کنم. اگر ثابت شد، خودت آنها را –ولو بنام خودت، نه بنام من- اصلاح کن که شأن تو بالا هم خواهد رفت و الّا مجبورم از تو صریحاً و مستدل انتقاد کنم و برایت گران تمام خواهد شد». منبع :سیری در زندگی استاد مطهری-ص225

من احساسم از متن شما فقط برجسته کردن رفتار علامه مصباح و کوبوندنش بود .
پاسخ:
در مورد حرف های شهید مطهری اینجا کلیک کنید

نخیر هر کدوم از علما نظرات مختلفی دارند و این مشکلی ایجاد نیست

سوم تیرماه تولد امام زمان (عج)هست...
آرزو کن،ده تا صلوات برای سلامتی آقامون بفرست...
وبرای ده نفر بفرست تا میلیونها صلوات نثار آقامون بشه
آخر حلقه نباش...
عوضش تا روز تولدش بهت یه کادو میده...
بسم الله شروع کن....
02 Tir 92 ، 15:07 سید میلاد موسوی
فیثاغورث: خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی پایان می پذیرد
.: بنام پروردگار دادار :.
درود فراوان؛
با نوشته هایی با سرنوشتار:
+ مهدی در آینه کلام معصومین
+ مهدی، ای همیشه بهترین
+ چگونگی ولادت امام زمان در عصر خفقان و تهدید
+ درسی از نهج البلاغه (1)
بروز شدیم؛ منتظر دیده تان هستیم..
Hello
It was used
You wish for the ending of Elevated God
Be
مرحبا
انه کان یستخدم
کنت ترغب فی إنهاء الله مرتفعة
أن تکون
سلام
بسیار مورد استفاده قرار گرفت
برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم
موفق باشید
شکروی
سرفراز باد ایران
http://salamshokravi.persianblog.ir
Hello
It was used
You wish for the ending of Elevated God
Be
مرحبا
انه کان یستخدم
کنت ترغب فی إنهاء الله مرتفعة
أن تکون
سلام
بسیار مورد استفاده قرار گرفت
برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم
موفق باشید
شکروی
سرفراز باد ایران
http://salamshokravi.persianblog.ir
02 Tir 92 ، 19:42 نیما انصاری
باسلام دوست
ضمن عرض شادباش پیروزی تیم والیبال ایران مقابل صربستان، عید نیمه شعبان رو نیز بهتون تبریک میگم.
ممنون که به وبلاگ من سر زدید.
یاعلی
03 Tir 92 ، 05:42 شهیدبی پلاک
سلام-
بدون ترک گنه٬ انتظار بی معناست

امید دیدن روی نگار٬ بی معناست

تمام زنده دلی ها ز اشک نیمه شب است

بدون فیض سحر٬ درک یار یی معناست

دگر به دوری آقا نموده ایم عادت !

وگرنه بر دل مجنون٬ قرار بی معناست

خزان عمر رسید و بهار ما نرسید

بدون تو گل نرگس٬ بهار بی معناست

بهای زندگی مارضایت یار است

وگرنه گردش لیل و نهار بی معناست

برای مستی دل٬ میکشیم ناز تو را

میان میکده داد و هوار بی معناست

پیاله ام شده خالی ولی یقین دارم

گلایه در حرم سفره دار بی معناست

سلام بر شهیدان که بی نشان رفتند

برای عاشق زهرا٬ مزار بی معناست...

میلاد حضرت حجة ابن الحسن٬ بقیةالله الاعظم٬ روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه٬ بر عاشقان و منتظرانش مبارک باد.
03 Tir 92 ، 12:53 خـــــــــــــ...هشتم...ــــــــــــــــط
از عمق ناپیدای مظلومیت ما،صدایی آمدنت را وعده می داد.
صدا را،عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهر ربانی گرما می داد.
و ما هر چه استقامت، از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل،از این نوا دریافتیم.
در زیر سهمگین ترین پنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم.
در کشاکش تازیانه ها و چکاچک شمشیر ها،برق نگاه تو تابمان می داد و صدای گامهای آمدنت توانمان می بخشید...

العجل یا مولا...


03 Tir 92 ، 14:26 مسافر
میدان عمل خالیست...
او در پی سرباز است چون ما همه سرداریم...
سردار نمی آید...
........................................................................................
سلام بزرگوار...
عید بر شما مبارک...
یا علی...
03 Tir 92 ، 14:38 نویسنده
این وبلاگ واگذار میگردد در صورت تمایل پیام خصوصی بگذارید!
04 Tir 92 ، 06:50 بازیافته
سلام
االهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر
جدا خیلی وبلاگ خوبی داری و برای استفاده شخصی خودم از وبلاگتون لینکش کردم
موفق باشید
یازهرا
06 Tir 92 ، 11:39 پایگاه فرهنگی ولایت 92
سلام/با افتخار لینک شدید با نام "ساندیس خور"/در صورت تمایل ما را با نام "پایگاه فرهنگی ولایت 92" لینک کنید./ممنون.//.
قسمت اول نظر حسن

سلام
به نظرم ، شما این مطلب رو زمانی نوشتید که داریم میبینیم این همه آدم بی تقوا جمع شدند و قصد تخریب آیت الله مصباح رو دارند تا از این روش به مقاصدشون برسند؛ بنده شما رو بی تقوا نمیدونم ولی این کار شما در حال حاضر ، مصداق کمک به از خدا بی خبرها هست.

در رابطه با گزارش از عملکرد افراد چند روش وجود داره که هر روشی هدفی داره:
_ گروهی افراد هستند که برای رسیدن به منافعشون حاضرند طرف مقابلشون رو حتی به دروغ تخریب کنند.
_ گروهی مجذوب افراد هستند و میخواند هیچ عیبی به اون شخص وارد نشه به همین دلیل تا میتونند ازش دفاع میکنند و ازش تعریف میکنند. این هم بی تقوایی هست.
_ گروهی هم هستند که میخواند حقیقت روشن بشه به همین دلیل حداقل از دروغ دوری میکنند و از نقد منصفانه افراد ناراحت نمیشند . البته یه چیزی بگم که تعداد این افراد نسبت به تعداد افراد جامعه خیلی کم هست. در نقد این افراد میخواستم بگم که گاهی حقیقت ها رو اگه روشن کنیم درست در مقابل حقیقت ایستاده ایم و حقیقت های بالاتر رو نادیده گرفتیم و این یعنی بی تقوایی.
_ گروهی هم به دنبال وظیفه هستند ؛ این افراد به حقیقت اهمیت میدند و از دروغ هم بیزارند و علاوه بر اینها به زمان هم اهمیت میدند ؛ حرف این افراد اینه که دروغ را نباید گفت و هر راستی رو هم نباید گفت. البته افراد تکلیف مدار هم گاهی وظیفه رو اشتباه تشخیص میدند ولی به هر حال به تشخیص خود عمل میکنند.
قسمت دوم نظر حسن:

اگه شما از گروه چهارم نباشید از گروه سوم هستید ولی به نظرم میرسه شما از گروه چهارم یعنی تکلیف مداران هستید اما در این مطلب که نوشتید به نظرم تشخیص اشتباه دادید.
بهتره هم قسمت خالی لیوان رو ببینیم هم قسمت پر لیوان رو .
بنده باید درمورد این مطلبی که شما نوشتید بیشتر تحقیق کنم و به این راحتی نمیتونم قضاوت کنم ، اما کاشکی شما که تقریبا از چهل سال پیش گزارش دادید از تقریبا دو سال و نیم پیش هم خبر می دادید تا با خواندن این مطلب شما که حکایت از قسمت خالی لیوان دارد، افرادی که اطلاع کافی از جامعه ندارند و تعدادشون هم خیلی زیاد هست ، گمراه نشوند و افرادی که گمراه هستند گمراهتر نشوند.
قسمت پر لیوان این هست که در اسفند ماه سال هشتاد و نه مقام معظم رهبری به منزل آیت الله مصباح رفتند و ایشون رو شخصی آگاه و دارای "بصیرت به معنای حقیقی کلمه" دونستند . هم متنش هست هم صوت اون جلسه .
این هم لینک برای کسانی که میخواند صوت رو دانلود کنند یا متن اون جلسه رو بخونند و از تعابیر مهم رهبری در مورد آیت الله مصباح آگاه بشند:
rajanews.com/detail.asp%3Fid%3D91047

ای کاش الآن در این موقعیت این مطلب رو نمی نوشتید؛ آخه فعلا بی تقواها و همچنین ضد نظام بیشتر سود میبرند تا خودی ها.

راستی اینکه نوشتید تراشیدن ریش و بستن کراوات مسئله جزئی هست کاملا اشتباهه ؛کار حرام یعنی کاری که اگه انجام بشه عذاب داره یعنی اگه انجام بدیم ، مورد خشم خدا قرار میگیریم ؛ تراشیدن ریش حرامه و بستن کراوات چون بی نظرم در زمان حاضر خود را شبیه کفار کردن هست نیز حرامه.
ببخشید که مطلبم طولانی شد.
خداحافظ
یا علی
12 Tir 92 ، 00:20 نیما انصاری
با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی؛
انصاری هستم از وبلاگ استیضاح مزاحمتان شدم.
شما دعوتید!
دعوت شدید به بازدید از وبلاگ... :)
با تشکر از شما و وبلاگ زیبایتان
یاعلی
.................................................
سخنی آموزنده و در عین حال جدید برای شما:
چند چیز عقل را کم میکند:
1. شوخی و مزاح کردن زیاد
2. ترک کردن 40 روز از خوردن گوشت
3. زیاد خوردن گوشت وحشی
4. بازنشستن از تجارت
منبع: کتاب گنج های معنوی از رضاجاهد
سلام
این بیشتر یک نصیحت هست تا یک نظر، البته نصیحت دوستانه؛ نصیحتی به یک دوست هم مسیر.

ببخشید ، به نظرم این متنی که شما گذاشتید، عین تخریب هست. آیا شما حاضر بودید چهار سال پیش یا هشت سال پیش این متن رو بذارید؟؟!
تا اون وقتی که حضرت آیت الله و بزرگان دیگه طبق سلیقه و تفکر شما راه میرفتند آیا متنی علیه اونها انتشار کرده اید ؟؟ چی شده تا یخورده با سلیقه و تفکر شما فاصله گرفتند دارید تخریبشون میکنید؟؟ با عرض معذرت ، انصافتون کجا رفته ؟
شما با تفکر این بزرگان فاصله گرفتید یا این بزرگان با شما فاصله گرفتند؟ شما بیشتر در تشخیص حق و باطل تبحر دارید یا این بزرگان ؟
آیا میدونید مقام معظم رهبری هر کسی رو بصیر خطاب نمیکنه ؟ مقام معظم رهبری این تعبیر رو به صورت کاملش تقریبا دو سال پیش ، در مورد آیت الله مصباح به کار برده اند؛ فرموده اند: بصیرت به معنای حقیقی کلمه. حالا میخواستم بپرسم درصد خطای آیت الله مصباح نسبت به بنده و شما چقدر هست؟
تازه مگه تو این انتخابات که فکر کنم با شما زاویه گرفتند فقط آیت الله مصباح و جبهه پایداری یک طرف ماجرا بودند؟ نه، خیلی از بزرگان سیاسی مذهبی دیگه هم بودند ، همه این افراد اشتباه کردند؟ و شما اینقدر خطای این افراد رو بزرگ میدونید که حاضرید تخریبشون کنید؟ خوب خیلی از مردم با این کار شما گمراه میشند و از برکات این بزرگان خودشون رو محروم میکنند که. تازه اگه اشتباهی بوده اشتباه در پیشبینی بوده نه اشتباهی که حاکی از بی تقوایی باشه. ما که علم به غیب نداریم ؛ گاهی ممکنه در پیشبینی اشتباه کنیم؛ حالا شما به خاطر اشتباه در پیشبینی حکم تخریب این افراد رو صادر کردید؟ بنده هم مثل این افراد عمل کردم و هیچ پشیمون نیستم.

شما عملا دارید تو زمین رقیبتون بازی میکنید. نقل به مضمون خود شما این هست که یکی از خطاهای اصولگرایان امسال این بود که با تخریب احمدی نژاد و همدیگه عملا تو زمین حریفشون بازی کردند. شما که خودتون دارید همین کار رو میکنید.

فکر میکنید آقا امیرالمؤمنین علیه السلام همچین کاری رو از شما میپسنده ؟ شیعه که به راحتی حاضر نیست تخریب کنه.
اگه شما روزی پیش بیاد که مقام معظم رهبری یه ذره با شما زاویه بگیره (!) لابد سعی میکنید یه متن علیه ایشون جور کنید که مبادا مردم به خطا بیفتند ؟!

بنده شما رو بی انصاف نمیدونم ولی به نظرم تو این یک مورد اشتباه کردید ، مردم رو گمراه میکنید و در زمین حریف بازی میکنید.

آقا ، لطفا این متن رو که گذاشتید ، حذفش کنید. بنده اگه اشتباهی بکنم سعی میکنم کاری کنم اشتباهم پاک بشه .
امیدوارم ناراحت نشده باشید.

به امید ظهور حضرت عج
پاسخ:
چرا این مطلب رو تخریب علامه می دونید؟... این مطلب فقط یه نقد ساده و البته از روی سند می باشد و عین واقعیت ست
چرا از واقعیت فرار می کنید؟
یعنی ما نباید این ها رو بدونیم و هر وقت بزرگان ما مرتکب فعلی شدند بنظرتون باید چشم بسته قبول کنیم و جلوی نقد رو بگیریم. فقط ب این دلیل که این بزرگان بیشتر از ما می فهمند؟
پس چرا رهبری صراحتا میگویند بنده را هم نقد کنید؟
ضمنا بنظر من نقد باعث رشد می شود و نباید از آن ترسید مثلا وقتی رهبری حرف های شهید مطهری در مورد شریعتی رو غلو آمیز می داند... بنظرتون این تخریب شهید مطهریست؟
درسته که متن شما رو تخریب دونستم اما به نظرم شما قصد تان جبهه پایداری بود نه فقط آیت الله مصباح ولی تخریب ایشون خیلی مهمتره . دلیل اینکه این مطلب رو تخریب دونسته بودم این بود که به نظرم شما چهار یا هشت سال پیش ، این مطلب را نمی نوشتید ولی اینکه الآن این مطلب را نوشته اید بنده به نظرم میرسه روش فعلی آنها رو نمی پسندید به همین دلیل با نوشتن این متن، قصد تخریب دارید. اگه غیر از این هست بفرمایید تا از شما معذرت خواهی کنم.

بنده از واقعیت فرار نمی کنم بلکه بنده از گمراه شدن مردم خوشم نمیاد به همین دلیل مطلب قبلی رو نوشتم ؛ ائمه علیهم السلام هم بین افرادشون فرق میذاشتند، نمیومدند هر واقعیتی رو به هر کسی بگند ، هر کسی به اندازه میسم خبر نداشت ، هر کسی به اندازه سلمان خبر نداشت ، حتی بین ابوذر و سلمان فرق میذاشتند ، دلیلش این بود که بعضی واقعیت ها را هر کسی نباید بدونه وگرنه خودش رو از واقعیت های بزرگتر محروم میکنه .
حتی مقام معظم رهبری وقتی میخواند یک شخصی رو نقد کنند نمیاند اسمش رو بگند بلکه تفکر یک شخص مجهول رو میگند و بعد نقدش میکنند و البته افرادی که از ماجراهای جامعه خبر دارند و با هر نقدی به راحتی زیر و رو نمیشند متوجه هستند که منظور مقام معظم رهبری کدام شخص هست؛ البته گاهی مصلحتی ایجاب میکنه که اسم شخص را هم بگویند و صریحا نقدش کنند که مثلا بعد از انتخابات هشتاد و هشت به دو نفر نقد صریح کردند.

حرف بنده این هست که هر راستی رو نباید گفت و اگر خواستیم تفکری رو نقد کنیم سعی کنیم تا امکان دارد اشخاص منتسب به آن تفکر را که البته دارای افکار و واقعیت های شاید مهمتر دیگری هستند پرهیز کنیم؛ هر شخص نماینده فقط یک تفکر و یا یک عمل نیست بلکه متشکل از یک مجموعه از افکار و اعمال هست. برای عموم مردم که از اشخاص اطلاع کافی ندارند باید تمام زوایای یک شخص مشخص شود تا آگاهانه تصمیم بگیرند نه اینکه شما از عمل تقریبا چهل سال پیش خبر بدهید و از دو سال پیش خبر ندهید .
درسته که متن شما رو تخریب دونستم اما به نظرم شما قصد تان جبهه پایداری بود نه فقط آیت الله مصباح ولی تخریب ایشون خیلی مهمتره . دلیل اینکه این مطلب رو تخریب دونسته بودم این بود که به نظرم شما چهار یا هشت سال پیش ، این مطلب را نمی نوشتید ولی اینکه الآن این مطلب را نوشته اید بنده به نظرم میرسه روش فعلی آنها رو نمی پسندید به همین دلیل با نوشتن این متن، قصد تخریب دارید. اگه غیر از این هست بفرمایید تا از شما معذرت خواهی کنم.

بنده از واقعیت فرار نمی کنم بلکه بنده از گمراه شدن مردم خوشم نمیاد به همین دلیل مطلب قبلی رو نوشتم ؛ ائمه علیهم السلام بین افرادشون فرق میذاشتند، نمیومدند هر واقعیتی رو به هر کسی بگند ، هر کسی به اندازه میسم خبر نداشت ، هر کسی به اندازه سلمان خبر نداشت ، حتی بین ابوذر و سلمان فرق میذاشتند ، دلیلش این بود که بعضی واقعیت ها را هر کسی نباید بدونه وگرنه خودش رو از واقعیت های بزرگتر محروم میکنه .
حتی مقام معظم رهبری وقتی میخواند یک شخصی رو نقد کنند نمیاند اسمش رو بگند بلکه تفکر یک شخص مجهول رو میگند و بعد نقدش میکنند و البته افرادی که از ماجراهای جامعه خبر دارند و با هر نقدی به راحتی زیر و رو نمیشند متوجه هستند که منظور مقام معظم رهبری کدام شخص هست؛ البته گاهی مصلحتی ایجاب میکنه که اسم شخص را هم بگویند و صریحا نقدش کنند که مثلا بعد از انتخابات هشتاد و هشت به چند نفر نقد صریح کردند.

حرف بنده این هست که هر راستی رو نباید گفت و اگر خواستیم تفکری رو نقد کنیم سعی کنیم تا امکان دارد اشخاص منتسب به آن تفکر را که البته دارای افکار و واقعیت های شاید مهمتر دیگری هستند نام نبریم؛ هر شخص نماینده فقط یک تفکر و یا یک عمل نیست بلکه متشکل از یک مجموعه از افکار و اعمال هست. برای عموم مردم که از اشخاص اطلاع کافی ندارند باید تمام زوایای یک شخص مشخص شود تا آگاهانه تصمیم بگیرند نه اینکه شما از عمل تقریبا چهل سال پیش خبر بدهید و از دو سال پیش خبر ندهید یا ... . آیا شما از این نظر بنده، چشم بسته قبول کردن نظر دیگران و یا نقد نکردن را برداشت میکنید؟!
پاسخ:
از این نظر نه ولی از نظر قبلی بله...
بنده ب علامه و جریان پایداری نقد دارم ولی این ب معنای تخریب این دوستان نیست... بنده فقط ب مناسبت شهادت دکتر شریعتی یک مطلب کار کردم و نمی دونم چرا شما این رو تخریب می دونید... شاید بخاطر همزمانی این مطلب با نقدهای این روزها ب پایداری و علامه
....
ضمنا در اینترنت نمی شود مخاطبان را تفکیک و دسته بندی کرد و ب یک کاربر گفت شما این را بخوان و ب دیگری گفت شما این را نخوان
رهبری هم صراحتا نام شهید مطهری رو می برند و این ب هیچ عنوان ب معنای زیر و رو شدن نظر مردم عامه در مورد شهید مطهری نیست
شما درست می فرمایید که در اینترنت مخاطبان را نمی شود دسته بندی کرد ولی زمان گذاشتن مطالب حاصل از تحقیقاتمان در اینترنت ، در اختیار خودمان هست ؛ باید به موقعیت جامعه هم نگاه کرد .

شما می فرمایید قصد تخریب نداشتید ولی به قول شما به دلیل همزمانی مطلب شما با تخریبهایی که نسبت به آیت الله مصباح صورت میگیره بنده به نظرم رسید شما قصد تخریب دارید ؛ به خاطر سوء ظن نسبت به شما ، بنده از شما معذرت میخواهم.

بنده شهید مطهری را بیشتر به عنوان یک شخصیت علمی و شهید بهشتی را بیشتر به عنوان شخصی که کارهای تشکیلاتی رو خوب سازمان می دادند قبول دارم. البته این را یکی از دوستانم بیان کردند و بنده هم آن را قبول کردم. اما علامه مصباح در هر دو زمینه فعال هستند و کارایی خوبی از خود نشان دادند البته کمتر از شهید بهشتی در سیاست حضور دارند.

مقام معظم رهبری با توجه به موقعیت شان، در هنگام انتقاد از شهید مطهری ، لابد ضروری دانستند که صریحا از این بزرگوار انتقاد کنند همانگونه که بعد از انتخابات هشتاد و هشت لازم دانستند از اشخاصی صریحا انتقاد کنند. اما مقام معظم رهبری در انتقاد از افراد مختلف، چند بار صریحا از اشخاص انتقاد کرده اند و اسم اشخاص را برده اند؟ به خصوص بعد از رهبر شدن ایشان که این موجب شده اشخاص خیلی به سخنان ایشان اهمیت دهند. انتقاد ها بسیار بوده ولی کمتر انتقادی صراحت در بیان اسم اشخاص داشته. درست هست که دست ما بازتر از مقام معظم رهبری هست ولی عمل مقام معظم رهبری به ما یاد می دهد هنگام انتقاد از اشخاص در اسم بردن از آنها ، تا ضرورت نداشته باشد اسم نبریم.

بنده حاضرم سندی بیاورم که مقام معظم رهبری صریحا آیت الله مصباح را دارای بصیرت میدانند . لطفا شما هم یک سند بیاوردید که مقام معظم رهبری صریحا از آیت الله مصباح انتقاد کرده باشند.

سند بنده در تأیید آیت الله مصباح :
rajanews.com/detail.asp%3Fid%3D91047

ضمنا در مورد اینکه نوشته اید "شهادت دکتر شریعتی" : برای بنده همانگونه که شهادت آقا مصطفی خمینی ثابت نشده ، شهادت آقای شریعتی نیز ثابت نشده ولی قبول دارم که وفات آنها مشکوک بوده. اگر شما نظری غیر این دارید و برای آن هم سند یا دلیلی دارید بیان بفرمایید.


در آخر چیزی که همیشه باید بگویم این هست که از جواب های شما متشکرم. همچنین بنده سعی میکنم هم انتقاد کنم هم خیلی دوست دارم افراد، محترمانه از بنده انتقاد کنند که شما همین گونه رفتار میکنید. همچنین وظیفه خودم میدانم اگر اشتباهی کردم معذرت خواهی کنم ؛ به همین دلیل اگر درمورد شما اشتباهی کردم و متوجه اشتباه خودم نشدم و یا متوجه اشتباهم شدم ولی فرصت معذرت خواهی پیدا نکردم امیدوارم شما از بنده راضی باشید.

خداحافظ شما
پاسخ:
کسی منکر بصیرت بزرگی و عظمت علامه نیست بنده هم هیچگاه این را نگفته ام... بلکه در وبلاگم هم از ایشان در پست هایی ب همین صفات نام برده ام مثلا اینجا
بنده ایشان را  استاد خودم میدانم و انتقاداتم ب ایشان هیچ ارتباطی با عظمت و بزرگی ایشان ندارد و هرگز نباید نقد درست را ب هر شخصی حتی رهبر انقلاب ب معنای تخریب دانست و اگر این چنین شد کمک شده ب بسته شدن باب تفکر و تعقل در حکومت دینی.

در خصوص شهادت دکتر در مبحث قبلی اصلا بحث من بر سر شهادت یا رحلت نبود اما خودم نظرم بر شهادت استاد هست البته هنوز تحقیقاتم کامل نشده
نقد آری باید باشد ، اگر نباشد استکبار به وجود می آید و هزارتا بدی دیگه. اما توجه به موقعیت زمانی هم آری ؛ اگر به موقعیت زمانی توجه نشود واقعیتهای بزرگتر از دست می رود.
برادر من ، بنده که این همه مزاحم شما شده ام ، فقط یک اشکال بیشتر به متن شما ندارم ، و اون اینکه الآن موقعش نیست یا حداقل میشد اسم علامه رو نمی آوردید البته فقط اسمشون رو ؛ البته به نظرم در این ماجرا فقط اسم نبردن از علامه کافی نیست.
به نظرم میرسه شما فکر میکنید گذاشتن این مطلب بی موقع نبوده ؛ به هر حال به نظرم بهتره این بحث رو تموم کنیم .

اگه شما اجازه بدید یه مطلب، در مورد آیت الله مصباح میذارم برای اطلاع بقیه دوستان:

مقام معظم رهبری در مهر و آبان سال هشتاد و نه به قم سفر کردند ولی در بهمن همان سال ، طی یک سفر غیر رسمی برای بار دوم به قم سفر کردند و به دیدار آیت الله مصباح در منزل ایشان رفتند . این سفر دوباره به قم، آن هم به فاصله بسیار کم از سفر قبلی، و همچنین به این دلیل که مقام معظم رهبری برای دیدار ،به منزل هر کسی نمیره ، اینها نشون میده مقام معظم رهبری میخواستند چیز مهمی را به ما بفهمانند ، چیزی که باید در سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به آن پی ببریم ، همچنین حاشیه های این دیدار بیشتر هدف مقام معظم رهبری را برای ما روشن میکنه .(یک نکته اینکه این دیدار، اولین دیدار در منزل آیت الله مصباح نبوده است).

خلاصه حاشیه های این دیدار اینه که در این دیدار خانواده آیت الله مصباح هم حضور داشتند و البته چند بچه هم که در اتاق بودند کم سر و صدا نکردند! و در کل، این دیدار ، دیداری بسیار صمیمانه بود که حتی مقام معظم رهبری هم در توضیح دادن این صمیمیت ایجاد شده در این جلسه کم نذاشتند. اگه به صوت اون دیدار گوش کنید این حاشیه ها رو متوجه میشید.در آخر جلسه مقام معظم رهبری فرمودند امیدواریم که باز هم از این فرصت‌ها داشته باشیم.

اما اصل ، سخنان رهبری است که هدف از این دیدار رو مشخص میکنه . بنده قسمت هایی از این سخنان رو در نظر بعدی میارم لطفا شما هم در کلمات حضرت آقا دقت کنید. برای دانلود صوت این دیدار یا خوندن متن کاملتر این دیدار به آدرس زیر برید:
rajanews.com/detail.asp%3Fid%3D91047‏

اگه متن کامل رو بخونید متوجه میشید که انگار مقام معظم رهبری با آیت الله مصباح روبرو هم نشستند و به تعبیر بنده هی دل میدند و هی قلوه میگیرند! نشستند مقابل هم و هی از هم تعریف ، میکنند ؛ تازه جوری تعریف میکنند که هر کدوم از تعریف ها برای یک عمر ما بسه.برای بنده که اول تا آخر این جلسه ، عبرت آموز بوده.
بنده ندیدم مقام معظم رهبری برای کسی اینقدر مایه بذارند.
نظر بنده درمورد منظور حضرت آقا از این جلسه: ای حزب الهی ها ، آقای مصباح رو دریابید!
پاسخ:
منم منکر دریابیدن علامه نیستم و این رو تازه لازم هم می دونم... اما بنظرم این با نقد بدور از توهین و تخریب منافاتی ندارد
لطفا در کلمات و جملات متن زیر دقت کنید:

مقام معظم رهبری هنگام حضور در منزل آیت الله مصباح ، در بهمن سال هشتاد و نه، فرمودند: ... بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم. واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم – خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا.

رهبر معظم انقلاب تصریح کردند: این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند. خداوند کسان ایشان را، آقازاده‌های ایشان، همسر محترم، عروس‌ها و دامادها همه را مشمول لطف و هدایت خودش قرار دهد.

پس از سخنان حضرت آیت الله خامنه‌ای، آیت‌الله مصباح یزدی در پاسخ به ابراز لطف و محبت معظم له اظهار داشت: ما که زبان‌مان الکن است که از پس شکر‌گزاری این نعمت عظیم الهی برآییم. همین اندازه عرض می‌کنیم که "‌الله اعلم حیث یجعل رسالته" و در شبانه روز از عمق دل دعا می‌کنیم که خداوند برکات حضرتعالی را روز افزون ‌کند و در سایه عنایت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به همه امت اسلامی توفیق شکر‌گزاری این نعمت را مرحمت نماید.
...
رهبر معظم انقلاب درباره درس هفتگی آیت‌الله مصباح در دفتر مقام معظم رهبری فرمودند: هر چه از آن پخش شده و من گوش کردم واقعا انسان استفاده می‌کند. در ماه مبارک رمضان که سخنرانی ایشان عصرها پخش می‌شد من غالبا گوش می‌کردم و بهره می‌بردم. ...

منبع :
rajanews.com/detail.asp%3Fid%3D91047‏
متن کامل و صوتش هم در این آدرس هست.

پاسخ:
خب این ها چه ارتباطی با این بحث دارد؟
شهید مطهری هم همه ی این صفاتی که در علامه جمع است را دارا بودند پس چرا رهبری برخی حرف های ایشان را غلو آمیز خواند؟... این ها توجیحی بیش در روش برخورد نامناسب یک عالم با یک فرد نیست

بخش هایی از کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن را که حاوی سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های شهید بهشتی درباره دکتر شریعتی است بخوانید بنظرم بد نیست:

ما به خاطر این جریان حتى با بعضى از دوستان پر دانش قدیمى خود نیز به هم زدیم. یکى از دوستان واقعاً اهل مطالعه من (آیت الله مصباح) که او نیز کمالاتى دارد و من بخاطر کمالات و مطالعه فراوانش همواره او را دوست مى‌داشته‌ام، بر سر این موضع گیرى که نسبت به دکتر داشتم اوقاتش با بنده تلخ شد و حتى درس خود را در مؤسسه‌اى که تدریس مى‌کرد (مدرس ارزنده اى است) ترک کرد و دیگر نیامد و قهر کرد. گفت من دیگر به اینجا نمى‌آیم و آرام آرام رابطه‌اش را نیز با من کم کرد!

تقدیر و ستایش من از دکتر به خاطر این است که او را جستجوگرى یافتم که اگر با زبان روشن و منطق بى‌غرضانه با او صحبت مى‌کردى آماده آن بود که در نظراتش، در ساخته‌هاى پیشینش، تجدیدنظر کند و این خود یک بعد زیبا و متعالى در هر انسانى است؛ زیرا حق و حق پرستى هم از نکته‌هاى بارز اسلام است. چرا جامعه ما، به جاى استفاده مثبت از چهره‌ها و سرمایه هایش، سراغ انگ زدنهایى مى‌رود که به این استفاده مثبت ضرر مى‌زند؟ این شیوه، شیوه‌اى که من از اسلام آموخته‌ام نیست و آن را نمى‌پسندم. من معتقدم از دکتر و بسیارى سرمایه‌هاى علمى دیگر مى‌توان استفاده مثبتِ سازنده کرد و این نکته‌هاى ابهام را مانع استفاده سازنده قرار نداد .

موضع من در برابر دکتر شریعتى و کارهاى او موضع بهره بردارى صحیح است؛ نه لگدکوب کردن، نه لجن مال کردن و نه ستایش کردن و بالا بردن؛ بلکه حسن استفاده از سرمایه‌اى در خدمت هدفى، با روشنگرىِ بدون کمترین محافظه‌کارى براى تمام نقطه‌هاى ضعف او که من در این زمینه تاکنون محافظه‌کارى نکرده‌ام و آن را روا نمى‌دارم. هر نقطه ضعفى در هر نوشته‌اى از دکتر مطرح شده و دوستان نشان داده‌اند، در جایى که سخن خوبى بوده گفته‌ام خوب است و در جایى که حرف بدى بوده گفته‌ام خطاست، غلط است، خام است و مکرر گفته‌ام و به خود ایشان هم گفتم که دکتر اصولاً روشت خطاست؛ روشت نقص دارد؛ روشت را کامل کن. ولى موضعم این موضع است که باید از مجموعه کار او بهره‌بردارى کرد؛ چون انصافاً در نوشته‌هاى دکتر تنبهات جالب، زیبا، خوب و مؤثر فراوان است در کنار خطاهاى بسیار و هیچ ضرورت و دلیلى در یک موضع گیرى حاد به جاى یک موضع گیرى نقاد نمى‌بینم. من با صراحت به جناب آقاى مصباح اعلام کردم، جناب آقاى مصباح! اجمالاً به شما بگویم، من در برابر دکتر شریعتى نقد سالم خواهم داشت چنانکه داشته‌ام و بعد از این هم خواهم داشت.

من مکرر به جانب آقاى مصباح هم گفته‌ام. گفته‌ام برادر عزیز، چرا این بحث‌هایى که احتیاج به رسیدگى بیشتر دارد باید این طور مطرح شود؟ شما اگر محبت و عنایت کنید، بگویید مبادا کسى از این نوشته این معنى غلط را بفهمد، خیلى راحت از شما قبول مى‌کنند؛ جنجالى هم به وجود نمى‌آید؛ هدایت هم کرده‌اید؛ کارتان را هم انجام داده‌اید. بگویید آقا، در این نوشته این عبارت هست؛ ممکن است – (یا نه اصلا « واقع است» نه «ممکن است») – عده‌اى از این نوشته این برداشت غلط را کرده‌اند که بشر امروز به آورده‌هاى وحى نیازى ندارد؛ و این برداشت غلط است. خوب، این طور بگویید؛ مگر اشکالى پیدا مى‌کند؟ آیا چنین تعبیرى نمى‌تواند مردم را هدایت کند؟ نمى‌تواند مردم را از اشتباه در بیاورد؟ آیا این گونه مسئله را بیان کردن، کمتر تعصبات را تحریک نمى‌کند؟

بحث من در اینجا بحث جناب آقاى مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب مدرسه است. به ایشان هم در این دیدار ده پانزده روز قبل عرض کردم. گفتم آقا، بحث، بحث روش تربیتى مدرسه است. چون ما با ایشان دوستی هستیم که با هم صریح حرف مى‌زنیم؛ همین حالا هم همین طور است. همین حالا هم که دارم حرف مى زنم، حرفى است که دوست با دوست مى‌زند. مى‌گویم شما طلاب مدرسه نمى‌توانید با این اسلوب بار بیایید، وگرنه لااقل بنده نمى‌توانم در چنین مدرسه‌اى ذره‌اى در کارها سهیم باشم. مدرسه‌اى که بخواهد یک مشت انسان لجوج، پرخاشگر بى‌جا، متعصب تربیت کند که نتوانند با همه دو کلمه حرف بزنند چه ارزشى دارد؟ در این صورت چه خدمتى به اسلام و به حق کرده‌اند؟ به چه انگیزه‌اى؟

موضع‌گیرى جنجالى و جنجال آفرین و تحریکات دار، که با شدت و حدت همراه است، به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به این بحث و این شخص و این عصر، نتیجه عکس دارد. این نوع موضع گیرى‌ها بسیارى از افراد را به یاد چماقهاى تکفیرى مى‌اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و قرون وسطى خوانده‌اند و موجب مى‌شود که زمینه‌هاى مثبت و ارزنده هدایت نسل جوان که امروز در دسترس دوستان علاقه‌مند قرار گرفته تباه شود و به زمینه‌هاى ضد تبدیل شود، و باز به تدریج – (فکر نکنید که این کار کارى است که در ظرف یک روز یا دو روز مى شود)- شریعتی با تبلیغات مسموم دیگرى که نهضت‌هاى مادى الحادى و قدرت‌هاى خودکامه سوء‌استفاده کننده از همه چیز (از جمله مذهب ) دارند، بار دیگر میان همه مردم جوان درس خوانده‌ی مطالعه‌کن و اهل علم، همان جدایى شوم که بنده در شهر قم ناظر آن بودم (ناظر یعنى دیگر خبر نیست که کسى بخواهد براى من نقل کند) به وجود مى‌آید.

جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می‌گویم. گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجّتی؟ من به عنوان یک فرد کارشناس این فن می‌گویم. اگر قرار است در روحانیت کسی به عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به عنوان کارشناس صاحبنظر این فن می گویم این خطرناک است. “اتمام حجت” چیست؟! می‌گویم این، تمام رشته های این سی- چهل سال را پنبه می‌کند. اتمام حجّت یعنی چه؟ چه کسی گفته است اگر ما با بیان روشنگر ، نقطه‌های انحرافی را بیان کنیم کافی نیست؟ طول می‌کشد؟ طول بکشد. کار مفیدِ طولانی بهتر است یا کار پر خطر فوری؟ کدام یک؟

آقا بنده معذرت میخوام که این حرف رو میزنم : بنده همین الآن که اومدم این نظر رو بنویسم یه متن آماده داشتم که میخواستم زیرکی و بصیرت آیت الله مصباح رو در همین ماجرایی که نوشتید، بذارم. اما وقتی جواب قبلی شما رو خوندم پشیمون شدم ؛ پشیمون به خاطر اینکه در این مباحثه بنده از شما خواسته بودم این مطلب رو بردارید و با دلیل هایی که آورده بودم انگار هزار بار خواهش کرده بودم و حتی خواستم بحث رو تمومش کنیم اما شما نه اینکه مطلب رو برنداشتید بلکه بیشترش هم کردید. حالا هم اگه مطلب خودم رو بذارم لابد بدتر میشه که خوبتر نمی شه پس نمیذارمش. اگه این مطلب رو میذاشتم مطمئنا همین نظر قبلی شما که صحبت های شهید بهشتی بود هم بی پاسخ نمیموند البته اگه مطلب خوب فهمیده میشد.
فقط یک چیز اینکه شما فقط اسم یک نفر غیر آیت الله مصباح رو بذارید که مقام معظم رهبری ایشون رو دارای "بصیرت به معنای حقیقی کلمه" دونسته باشه ؟
چه به این نظر پاسخ بدید و چه پاسخ ندید فکر نمی کنم دیگه بنده در این قسمت نظر بدم.
دوستان دیگر هم به جاست اینجا به این روش دقت کنند، تا در زندگی شکست نخورند . بنده زیاد اینجور موقعیت هایی رو دیدم : مثلا اگه برید مدینه ؛ در قبرستان بقیع علمای وهابی رو میبینید که هی شبهه میندازند ؛ اگه شروع کنید بهشون جواب بدید پس بدونید که بهشون کمک کردید ، چون که مردم به خصوص غیر وهابیا دور شما جمع میشند ، دوتا حالت بیشتر نیست یا در فکر قبلی خودشون باقی میمونند یا شک در دلشون میفته ؛ و این دقیقا همون چیزی هست که علمای وهابی میخواند.

در جامعه خودمون هم زیاد از این موارد هست که حوصله نوشتنش رو ندارم ، نمونش همین جریان ما.

خداحافظ همگی و به امید ظهور حضرت عج.
قسمت اول نقد به متن و نظر شما:

لطفا یا به نقدهای زیر پاسخ منطقی بدهید یا بنویسید که پذیرفتید:

1 _ میدونیم فتنه گران فتنه هشتاد و هشت هدفشون مقام معظم رهبری بود ، چقدر جالب میشد شما اون وسط بلند میشدید یه تحقیقی میکردید، جامع (!) ، و یه مقاله میدادید در نقد رهبری !!!
شما اگر زمان دکتر بهشتی بودید ، وقتی خیلیا بهش حمله کرده بودند و داشتند آتیشش میزدند لابد شما ... بنزین ... ؛ نقد چون کار خوبیه پس همراه با خیلیا دیگه (البته شما به صورت صادقانه) از ایشون نقد میکردید و صبر نمی کردید تا الآن که وقت نقد ایشون هست ایشون رو نقد کنید!!
و ...
هر چی بنده میگم نقد خوبه اما وقت داره ؛ هر چی میگم هر راستی رو نباید گفت ، شما میگید باید نقد کرد ! دیگه نمیدونم چه جوری متوجهتون کنم .

2 _شما یک نفر غیر علامه مصباح اسم ببرید که مقام معظم رهبری ایشون رو دارای "بصیرت به معنای حقیقی کلمه" دونسته باشه.
شما که آیت الله مصباح رو با دیگران مقایسه میکنید، یک مورد بیارید که مقام معظم رهبری صریحا آیت الله مصباح رو نقد کرده باشه.
(البته این دیگران که شما از اونها نام برده اید انسان های بسیار والا مقامی هستند. مثلا این طور که یادم هست امام خمینی در شهادت شهید مطهری گریه کرده اند ولی شاید این از انگشت شمار گریه های امام در زمان از دنیا رفتن افراد باشه. و ... )
پاسخ:
1. خطا و ایرادی در رهبری ندیدم وگرنه این کار رو میکردم ب فرموده خود رهبری این کار برخلاف دیدگاه برخی افراد هیچ عیبی نداشته و ندارد
از شما تعجب می کنم مگه ما جو زده هستیم که می گید اگه شما در زمان شهید بهشتی بودید ب جای آب بنزین میریختید!؟... چرا ما باید بزاریم شخصی بمیره و وقتی از دنیا رفت بگیم حالا وقت نقدش رسیده!... عیب ما درست همین جاست نقد رو باید در زمان حیات و درست وقتی که بدرد آدم ها می خوره استفاده کرد نه پس از فوت!... نقد شهید بهشتی جای خود نقد علامه هم جای خود... این ها ارتباطی ب هم ندارد که اگر یکی را نقد کردیم بگوییم پس چرا دیگری را نقد نمی کنید!
2. شما انگار نمی خواید متوجه بشید بنده دارم می گم علامه بصیرت دارد اونهم ب معنای حقیقی کلمه اما مگر نمی شود کسی که ب معنای حقیقی کلمه دارای بصیرت است خطا و اشتباه کند؟
ضمنا وقتی رهبری حرف های شهید مطهری را غلو آمیز می خواند پس ب مراتب حرف ها و رفتارهای علامه را که بسی با شدت بیشتری نسبت ب شهید مطهری بود بنظرتان چه می داند!؟
قسمت دوم نقد به متن و نظر شما:

3 _ در رابطه با ماجرایی که نوشته اید دوتا مورد باید بررسی بشه اول اصل نقد به آقای شریعتی و دوم روش نقد به ایشون.
اصل نقد که معلومه لازم بود چون اگه نمی شد اشتباهات آقای شریعتی گسترش پیدا میکرد.
اما در روش برخورد به هنگام نقد آقای شریعتی ظاهرا حداقل دو روش اجرا شده : یکی روش شهید بهشتی و یکی روش آیت الله مصباح ؛ البته بقیه هم روش خودشون رو داشتند . لطفا بدون حب و بغض جواب بدید ، ما که از شرایط جامعه و افراد اون روز آگاهی به اندازه خود این عزیزان یعنی شهید بهشتی و آیت الله مصباح نداریم ، آیا میتونیم در مورد اینکه کدوم روش در آن زمان درست بود نظر بدیم؟؟
(بنده میدونم باید آروم برخورد کرد اما این روش همش جواب نمیده ؛ اگه همش جواب میداد دیگه به جای مجازات گناهکاران اونها رو فقط ارشاد و هدایت میکردیم که البته زیاد جوابی نمی گرفتیم (برداشت بنده از روش خداوند که عالمتر از همه هست اینه که باید مجازات کنیم ، هدایت هم کنیم) ؛ اگه روش آرام همش جواب میداد دیگه جنگ پیش نمیومد و ... حتی توی بحث ها گاهی باید تشر زد ).
اگه یک روزی ، یک شخص که ملاک هست مثل مقام معظم رهبری که هم بیشتر از همه متوجه اوضاع هست و هم در آن زمان حضور داشته ، و گفت که آره آیت مصباح در آن زمان در روش برخورد زیاده روی کرد یا شهید بهشتی کم کاری کرد یا هر یک این عزیزان بستگی به وظیفه شخصی خودش ، کار صحیح را انجام داد و یا هر دو اشتباه کردند، آنوقت بنده همان حرف را میپذیرم. اینکه شهید بهشتی روش آیت الله مصباح رو نمی پسنده چیزی رو برای بنده ثابت نمی کنه. خوب آیت الله مصباح هم روش شهید بهشتی رو نسبت به دکتر شریعتی با توجه به شخصیت ایشان یا شرایط جامعه اون روز نمی پسنده. حالا کی روشش درسته؟؟
اگه از امام خمینی یا مقام معظم رهبری سخنی دارید که به سوال بالا جواب داده، برای ما هم بذارید و اگر جواب نداده اند ، مطمئن باشید جواب سوال بالا به این راحتی ها حل نخواهد شد .

منتظر نقد هر یک از بندهای بالا هستم ، خواهشمندم اگر نقد ندارید صریحا بنویسید که پذیرفته اید تا مطمئن شوم احساسی برخورد نمی کنید.

یا علی
پاسخ:
شهید مطهری برخوردش با شریعتی نسبت ب علامه کمی آرام تر بود... این را می توان در کتاب ها و اسناد هم جستجو کرد نمونه اش کتاب گفتمان مصباح چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی و یا کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن و...
اول این ها را مطالعه کنید
رهبری حرف های شهید مطهری را با وجود برخورد آرام تر نسبت ب علامه غلو آمیز می خواند... پس در نتیجه بنظر شما باید حرف ها و برخورد های علامه را چگونه تفسیر کرد؟
یه نظر دادم که در اون گفته بودم دیگه به اظهارات شما پاسخ نمیدم، ولی وقتی خواستم ارسال کنم مشکلی پیش اومد که وسط کار نفهمیدم ارسال شد یا نه ، بعد فکر کردم ارسال نشده و از نظر خودم هم پشیمون شده بودم، پس نظرات بعدی را فرستادم و الآن اگه خدا بخواد فعلا ادامه میدم.

لطفا مثل دفعه قبل بندهای زیر را نقد کنید و این کار را تا آخر ادامه دهیم و هر فردی نتوانست ادعای خود را توجیه کنه بنویسه پذیرفتم ؛ البته شاید بندها کم و زیاد بشه. پس از این به بعد نمی نویسم نقد کنید یا بنویسید پذیرفتم ، لطفا خودتون این کار رو انجام بدید.

1 _ ببخشید جملات نقد شماره یک قبلی رو را با دقت بخونید:
در اوج فتنه از مقام معظم رهبری شما هم نقد میکنید یا الآن؟

آقا ، چیزی که در مورد شهید بهشتی نوشتم این معنی بدست میاد که وقتی همه بهش حمله کردند شما باید حامیش باشید و کاری نکنید بقیه کارشون راحتتر بشه ؛ این یعنی در زمان حمله بنزین نریزید و صبر کنید تا موقعی که بقیه از ایشون دست بردارند و بعد شما نقد سالم بکنید ، نقد سالم هنگام آتیش زدن دیگران حکم بنزین داره. از این حرف نه جو گیر بودن شما برداشت میشه نه گذاشتن نقد به زمان بعد از وفات افراد. اگه جملات نظر قبلی دوپهلو بود معذرت میخواهم.
تازه اینا رو مثال زدم که بگم برای آیت الله مصباح فعلا همین وضعیت هست.

2 _ اونجا که نوشتم اگه میتونید اسم یک نفر رو بذارید منظورم این بود که بدونید که مقام معظم رهبری خیلی بین آیت الله مصباح و بقیه فرق گذاشته. پس نگید در مورد بقیه هم همینطور رفتار کرده.

3 _ اگه مقام معظم رهبری از شهید مطهری صریحا انتقاد کرد ولی از آیت الله مصباح انتقاد نکرد پس بدونیم حتما یک دلیلی داشته : یا نقدی وارد نیست (یا حداقل مثل بقیه جدی نیست) یا موقعش نرسیده. بنده نمی دونم کدام گزینه هست. شما بهتره گزینه دوم رو انتخاب کنید و بنویسید در زمان حاضر دست ما بازتر هست. که اگه این رو بنویسید در جواب میگم دقت کنید که مقام معظم رهبری چند بار از آیت الله مصباح تعریف کرده و همچنین جلسات مقام معظم رهبری در منزل آیت الله مصباح چقدر با باقی جلسه ها فرق داره ، این یعنی خیلی دارند بها میدند ؛ اینقدر آیت الله مصباح رو دیگران نقد میکنند ، رهبری نه اینکه نیومدند ایشون رو نقد بکنند بلکه هی ازش تعریف و تمجید میکنند ، به نظرم این یعنی فعلا نقد منصفانه رو بی خیال بشید .

کتاب هایی که شما گفتید باید بخونم ؛ اگه واقعا شهید مطهری آروم تر برخورد و قضاوت کردند، عقل ما میگه پس حتما انتقاد به علامه هم وارده.
ولی بازم میگم الآن وقتش نیست . لطفا حداقل دیگه مطلبی به متنتون اضافه نکنید.
پاسخ:
1. متوجه شدم چی می گید سعی می کنم از این ب بعد زمان رو هم در نظر بگیرم
2.
3. انقدر بحث تعریف رهبری از علامه رو نکنید این ها اصلا ارتباطی ب بحث ما پیدا نمی کند و انسانی با همه ی این تعاریف نیز می تواند خطا و اشتباه داشته باشد و سپس نقد شود
کتاب ها را حتما بخوانید
ما هم نگفتیم نقد نکنید یا آیت الله مصباح معصوم هست ؛ آیت الله هم مثل بقیه بزرگان ؛ آخرین جمله بند 3 نظر قبلی رو بخونید منظورم رو متوجه میشید، منظور بند 3 و 1 یکی هست.

امیدوارم اگه تو این بحثا ناراحتی پیش اومده بنده رو ببخشید ، خدا خیرتون بده.

خداحافظ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.